Tuesday, Apr 28, 2026

صفحه نخست » دو ماه بی‌قبر: میراث مردی که ایران هرگز او را نپذیرفت

kham.jpgکاوه اسواران

فردا، نهم اردیبهشت ۲۵۸۵، دقیقاً دو ماه از لحظه‌ای می‌گذرد که علی خامنه‌ای در نخستین دقایق عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل، در بمباران پناهگاه مستحکمش در تهران کشته شد. مرگ او نه در میدان نبرد، بلکه مرگی بزدلانه در همان مخفیگاهی بود که مدت‌ها در آن پنهان شده بود.

هلاکت او از آنچه می‌پنداشت حقارت‌بارتر بود. مرگی ذلیلانه در ردیف سایر دیکتاتورها و جنایتکاران هم‌عصر و هم‌ارز او همچون صدام، قذافی، ملاعمر، چائوشسکو و میلوسویچ.
او ۸ ماه آخر عمر خود را حقیرانه و هراسناک در اختفا زیست و از بیم مرگ، امکان خروج از مخفیگاه و دیدن نور آفتاب را نیافت.

اما شاید شگفت‌انگیزتر از خود مرگ، آنچه است که پس از آن رخ داده: امروز شصت روز از هلاکت او گذشته و رژیم او جرأت نیافته نعش وی را به خاک بسپارد. این در حالی‌ست که در اسلام شیعی، مرده باید ظرف کمتر از ۲۴ ساعت دفن شود و تأخیر در تدفین، نشانه‌ی بی‌احترامی و مورد لعن و عذاب قرار داشتن متوفی است.

از سوی دیگر پسر او مجتبی که بیش از ۲۰ سال را به برنامه‌ریزی و مهره‌چینی برای رسیدن به رهبری در چنین روزی گذرانده بود، گرچه به ظاهر به جانشینی او رسید (عملی که خود در تضاد عمیق با شعارهای جمهوری‌ اسلامی در مخالفت با حکومت موروثی بود)، اما علی‌رغم داشتن چنین عنوانی، در این مدت ۶۰ روز هیچ صدا و تصویری از او منتشر نشده و بنا به قرائن و شواهد موجود، او نیز در همان روز ۹‌ اسفند به‌همراه پدرش به هلاکت رسیده؛ موضوعی که توسط خود رژیم انکار می‌شود.

علاوه بر این، شیرازه‌ی نیروهای نظامی، سپاه، بسیج، نیروهای نیابتی از جمله حزب‌الله لبنان که روزگاری عظیم‌ترین و مجهزترین نیروی نیابتی تروریستی در سراسر جهان بشمار می‌رفت، و همچنین دستگاه عظیم و طویل بیت او همگی از هم گسیخته و تقریبا نابود شده است.

میراث او چیست؟ ملتی خشمگین و منتظر فرصت انتقام از رژیم، اینترنتی قطع‌شده، برنامه‌ی هسته‌ای منهدم، اقتصادی در مراحل پایانی فروپاشی، حکومتی در آستانه‌ی سقوط، محور شرارتی ویران، حزب‌اللهی خلع‌سلاح‌شده و خاورمیانه‌ای در جنگ و قتل و آتش.

کارشناس نشریه‌ی آتلانتیک نوشت که فروپاشی نظام او کمتر از آتش دشمن، نتیجه‌ی پوسیدگی از درون بود. نظامی که مردانی را پرورش داد که در لحظه‌ی حساس آماده‌ی خیانت بودند.

جسد بی‌قبر، جانشینی بیجان، رژیمی عاجز.

این است میراث مرد حقیری که نیازمند تملق روزانه بود، جمعی اوباش چاپلوس را گِرد خود آورد و پیله‌ی توهمی خودخواسته را چنان پیرامون خویش پیچید که حتی شکست‌های خفت‌بار جنگ ۱۲ روزه هم نتوانست ذهن او را از آن توهم‌ شیرین خلاص کند.

او در این توهم چندان ماند که دودمان خود و خانواده‌اش و دستگاه اهریمنی ۳۶ ساله‌ی خود را با آن به باد فنا داد؛ و طرفه آن‌که میراث‌خواران او هم همین توهم را به تمام و کمال از وی به ارث برده و ابلهانه با آن می‌تازند تا روز نزدیک سرنگونی محتوم.

***

پانویس تحریریه خبرنامه گویا:
ادعاهای مطرح‌شده در این یادداشت درباره مرگ و جزئیات پس از آن، تا لحظه تنظیم این مطلب، از سوی منابع مستقل و معتبر به‌طور رسمی تأیید نشده‌اند. این متن بازتاب دیدگاه و تحلیل نویسنده بر اساس اطلاعات و گزارش‌های منتشرشده در برخی منابع غیررسمی است و لزوماً بیانگر موضع یا تأیید «خبرنامه گویا» نیست. مخاطبان گرامی لازم است این موارد را با در نظر گرفتن محدودیت‌های راستی‌آزمایی در شرایط کنونی ارزیابی کنند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy