Thursday, May 14, 2026

صفحه نخست » خط قرمزهایی که سفید شد

redline.jpgبرای حفظ نظام همه‌چیز مباح است

عطا محامد - ایران وایر

در یکی از تجمعات شبانه‌ای که به نام دفاع از وطن شکل گرفته بود، دختری با لیوان عرق در دست به سلامتی رهبر جدید و رزمندگان پیک می‌زند و همزمان شعار «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا» سر می‌دهد.

جمهوری اسلامی سال‌ها برای چنین صحنه‌ای حکم صادر کرده، زندان ‌فرستاده و شلاق زده است. اما در این شب‌ها همان حکومت، نه فقط دوربین را روی این صحنه نگه می‌دارد که حتی بلندگو هم در اختیارش می‌گذارد.

این تناقض تصادفی نیست. جمهوری اسلامی در این جنگ، جبهه اصلی خود را نه در آسمان، بلکه در «خیابان» تعریف کرده است. برای حاکمیتی که نمایش انسجام اجتماعی را رکن اصلی بقا می‌بیند و هم‌زمان از خیزش دوباره معترضان در هراس است، خیابان سنگری است که باید به هر قیمتی پر بماند. در این مسیر، مصلحتِ حفظ نظام باعث شده ارزش‌های سخت‌گیرانه‌ای که به خاطرشان جان‌های بسیاری ستانده و زندگی‌های بی‌شماری تباه شده‌اند، جای خود را به شعار «همه ما ایرانی هستیم» بدهند.

حاکمیتی به دنبال تسخیر خیابان

جمهوری اسلامی از سال ۸۸ در برابر اعتراضات مردمی، خیابان را با حامیان خود پر کرده است؛ در مقابل تجمع «آن‌ها»، از تجمع «ما» حرف می‌زند. نمود برجسته این تاکتیک، راهپیمایی ۹دی سال۸۸ بود که برخلاف اعتراضات آن سال، رسانه‌ها اجازه پوشش آن را یافتند. در این مراسم بود که «احمد علم‌الهدی»، امام جمعه مشهد، مخالفت با ولایت فقیه را مخالفت با امام زمان، اصل امامت، قرآن و اسلام خواند. او «سیدعلی خامنه‌ای» رهبر وقت جمهوری اسلامی را «تنها گزینه رهبری روی کره زمین» دانست و معترضان وی را «مشتی بزغاله و گوساله» خواند.

از آن روز به بعد تجمعات خیابانی موافقان حکومت، به عنوان پاسخی به معترضان و کنترل فضا به کار می‌رود و در این تجمعات موکب‌های مختلف کار گذاشته می‌شوند و به حاضران خدمات مختلف می‌دهند. سال گذشته نیز جمهوری اسلامی همین روش را پیش گرفت و در ۲۲ دی ماه بار دیگر در پاسخ به اعتراضات ۱۸ و ۱۹دی راهپیمایی «مردمی» را به وجود آورد. حکومت این اقدام را «باطل کردن نقشه‌ دشمنان خارجی، با عاملیت مزدوران داخلی. آشکار شدن هویت و جوهره اصلی مردم ایران و ناامید کردن رژیم صهیونیستی از سودای تغییر رژیم» دانست.

مطالب بیشتر در سایت ایران وایر

از ۱۰ اسفند و یک روز پس از آغاز جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، جمهوری اسلامی همین روش را برای کنترل فضا و کنترل اعتراضات احتمالی برگزیده است. مقامات مختلف این تجمعات شبانه را اقدامی لازم برا حفظ انسجام اجتماعی دانستند و مردم را مدام به حضور در آن تشویق کردند. «محمدباقر قالیباف»، رییس مجلس در سی‌امین روز جنگ خطاب به مردم نوشت: «خیابان را رها نکنید. موشک، خیابان و تنگه، گلوی دشمن را فشرده است. همان‌گونه که سربازان شما موشک و تنگه هرمز را رها نمی‌کنند. شما هم تنگه خیابان را رها نکنید.»

«مجتبی خامنه‌ای» رهبر جدید جمهوری اسلامی نیز پس از اعلام آتش‌بس و در ۲۰فروردین خطاب به مردم در خیابان نوشته بود: «نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابان‌ها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگین‌تر از قبل به‌نظر میرسد. خواست تا مردم در خیابان‌ها باشند.» همان شب برخی در خیابان‌های تهران در پلاکارد‌های خود نوشتند: «از سرباز به فرمانده دریافت شد، در خیابان می‌مانیم»

مقامات مختلف جمهوری اسلامی نمی‌خواهند خیابان‌ را از دست دهند. رییس قوه‌قضاییه در ۵اردیبهشت می‌گوید: «دشمن امیدوار است آنچه را در «میدان» و «دیپلماسی» به دست نیاورده، با دو قطبی سازی در «خیابان» به چنگ آورد صاحبان قلم و تریبون و کنشگران فضای مجازی و رسانه‌ها در این زمینه هوشیار باشند.» یا «احمدرضا رادان»، فرمانده کل انتظامی کشور، در ۲۶فروردین گفت: «دشمن از شما مردم به شدت عصبانی و ناراحت است، دشمن گمان می کرد با شهادت حضرت آقا و فرماندهان، مردم کنار می کشند و عده ای به خیابان می آیند و انقلاب از دست می رود! اما دشمن فهمید که نفهمیده. احساس خستگی اصلا به خود راه ندهید.»

خیابان محل تعیین خط و مرز

خیابان در بیش از ۷۰ روز گذشته مکانی بوده است که جمهوری اسلامی از آن برای یادآوری رهبر کشته شده و بیعت با رهبر جدید استفاده کرده است. از راهپیمایی‌های مختلف گروه‌ها تا تاکسی‌ها تا مداحی‌های مختلف برای این هدف برگزار شده‌اند. یکی از نمونه‌های اخیر آن مداحی «محمدحسین حدادیان» با عنوان « اهلاً و سهلاً مرحبا لبیک سید مجتبی» است. در این ترانه که خیابان و بعیت را دست مایه کرده است گفته می‌شود «خشم قرآنیم آیه به آيه، خیابان با ماست پاشو همسایه» و در ادامه می‌گوید «هرشب ما حماسه می‌سازیم.»

موضوع فقط در خیابان بیعت نبوده است بلکه برای سلامتی رهبر جدید دعاهای دست جمعی برپا شده و از وضعیت او حرف می‌زدند. در یکی از همین تجمعات «مظاهر حسینی»، مسوول دیدارهای دفتر خا‌منه‌ای، درباره رهبر جدید گفت مجتبی خامنه‌ای بر اثر «موج انفجار» مجروح شده، «کشکک پا و کمرش آسیب» دیده است و بعد توضیح داد «تنها ترکی پشت گوش او خورده که زیر عمامه قرار می‌گیرد و اصلا مشخص نیست و آن هم مداوا شده است.»

در کنار گفتن از رهبر و مداحی برای او، کارکرد دیگر خیابان رجزخوانی و تهدید کشورها و افراد بوده است. از جمله مداحی‌هایی که به تهدیدی کشورهای منطقه پرداخته است، شعری است که «میثم نادی» آن را خوانده و در آن کشور امارات متحده عربی را به تاوان دادن تهدید می‌کند. در این ترانه‌ای نفرت‌پراکنانه نادی می‌خواند: «ای مقصر خاطی، شیخک اماراتی، لا مذهب افراتی، بی ریشه و بی ذاتی، مایه مکاتافی، با بی‌بی شدی قاطی»

این نفرت پراکنی و تهدید فقط محدود به کشورهای حاشیه خلیج فارس نبود. «ابوالقاسم طالبی»، نویسنده و کارگردان در یکی از این تجمعات شبانه در خیابان، «عباس عبدی»، روزنامه نگار، را که اخیرا در مقاله‌ای، افرادی را که به خیابان‌ می‌آیند «اقلیت رانتی کف خیابان» خوانده بود تاخت. او، عبدی را «جاسوس» خوانده و خطاب به وی گفت: «در تمام فتنه‌ها حضور داشته است... امروز بی‌شرفی کرده و مردم را رانت‌خوار و اقلیت خوانده... تو هم رانت خواری، آویزان این ملتی و یکی از مصداق‌های دیاثت فرهنگی هستی»‌ و بعد با مردم روبروی خود شعار «مرگ بر وطن فروش خائن» سر می‌دهد.

«عباس پاپی‌زاده»، نماینده مجلس در شصتمین روز این حضور خیابانی گفت: «حضور دو ماهه مردم ایران در خیابان‌ها به منظور دفاع از انقلاب و نیروهای مسلح، یک اثر ماندگار و یک رکورد تاریخی در سراسر جهان محسوب می‌شود.» اما آنچه در خیابان‌های ایران در این روزها گذشته برای خود حکومت نیز خطوط جدیدی را جابجا کرده است.

زنان در خیابان‌های کهنه

در این روزها، کانون توجه جمهوری اسلامی در خیابان‌ها بیشتر بر روی زنان بود. حتی ارگان‌های مختلف حکومتی تجمعاتی مانند «اجتماع دختران جان فدای ایران» برگزار کردند تا حضور زنان در خیابان‌ها پررنگ‌تر باشد. تمرکز ویژه‌تر رسانه‌ها اما بر روی زنانی بود که حجاب اجباری داشتند. هم خبرگزاری‌های رسمی و هم کانال‌های اینستاگرامی نزدیک به جمهوری اسلامی، مصاحبه‌های مختلفی با زنانی که حجاب اختیاری داشتند انجام داده و تلاش کردند تا پروپاگاندای حکومت را از زبان آن‌ها بیان کنند.

این اقدام را جمهوری اسلامی‌ای انجام می‌دهد که «مهسا امینی» را به خاطر «بدحجابی» کشت و با این کار جرقه اعتراضات چندماهه ۱۴۰۱ را زد؛ خیزشی که در آن زنان و مردان بسیاری برای ابتدایی‌ترین حقوق خود به خیابان آمدند. پاسخ جمهوری اسلامی به آن اعتراضات نه عقب‌نشینی، که سخت‌گیری بیشتر بود. مجلس به سرعت قانون «حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» را تهیه و تصویب کرد و شورای نگهبان نیز در سال ۱۴۰۳ آن را تأیید کرد. تنها چیزی که تاکنون مانع اجرای این قانون شده، مخالفت شورای عالی امنیت ملی است؛ وگرنه متن قانون همچنان به قوت خود باقی است.

حالا اما در خیابان‌ها برخی از آن چهره‌ها تندرو به نام وحدت از حضور زنان با هر نوع حجابی دفاع می‌کنند. حتی در مداحی ها هم می‌خوانند: «آن کسی که چادریِ تاج سرمونِ و مثل خواهرمونِ؛ کم حجابی هم که اومده میون میدون نور چشممون و دختر کشورمونِ» یا ویديوهایی ساخته می‌شود تا بگویند زنان با حجاب متفاوت با «اون دختر محجبه و چادری اتحاد مقدس» دارند.

بخشی از مصاحبه‌هایی که انجام می‌شود عامدانه در مورد حجاب است. یکی از زنانی که مدعی است هزار بار گشت ارشاد او را گرفته و «یک ترم به خاطر ظاهرش» از دانشگاه اخراج شده، می‌گوید وطن پرست است و به خاطر وطن به خیابان آمده است. اما جالب‌تر این‌ که یکی از کسانی که با او مصاحبه شده بود و خود حجاب ندارد می‌گوید: «یه موقع خدا نکرده نباید بی‌حجابی عادی سازی شود» او تاکید می‌کند نگران این وضعیت است.

در حالی که زنان در جمهوری اسلامی نقش چندانی ندارند و در تبلیغات رسمی عموما به عنوان افراد خانه‌دار معرفی شده‌اند و حتی رهبر پیشین خانه‌داری زنان را «شغل حساس و آینده‌ساز» معرفی کرده بود؛ حالا همان نظام، میکروفون را جلوی دهان زنان می‌گیرد و نظرشان را درباره جنگ و دیپلماسی می‌پرسد. یکی از آن‌ها می‌گوید: «دوست دارم اسراییل کامل نابود بشه و تنگه هرمز در دست ما باشه» و تأکید می‌کند حاضر است هزار شب به خیابان بیاید. زنان دیگری هم در همین تجمعات می‌گویند: «نه به آتش‌بس و نه به مذاکره.»

همین چند سال پیش مدلینگ در ایران به عنوان یکی از مصادیق «جنگ نرم» مطرح شده بود. حکومت‌ حتی کسانی که در اینستاگرام خود در این زمینه فعالیت می‌کردند را دستگیر می‌کرد. دادستان عمومی و انقلاب قزوین در سال۱۳۹۵از پلمپ هفت مجموعه فعال در زمینه مدلینگ در این شهر و دستگیری ده ها تن از فعالان این حوزه خبر داده بود. حالا اما در خیابان‌ها با زنانی مصاحبه می‌شود که به راحتی می‌گویند کار مدلینگ انجام می‌دهند.

این چرخش محدود به زنان نماند. در همین تجمعات، اقلیت‌های دینی نیز به صحنه دعوت شدند؛ از جمله بهاییانی که همین نظام سال‌ها آن‌ها را جاسوس و عامل بیگانه معرفی کرده بود.یکی از زنانی که در این تجمعات حاضر شد می‌گوید هر ایرانی که ایران را دوست دارد می‌تواند در این تجمعات شرکت کند «از زرتشت از بهایی که فرقه است حتی از مسیحی و کلیمی» می‌خواهد که برای دفاع از خاک ایران در صحنه حاضر شوند.

همچنین از زنان علیه جریان پهلوی نیز استفاده شد. در یکی از این مصاحبه‌ها زنی که پرچم ایران در دست و چفیه فلسطین در گردن دارد می‌گوید: «اصلا اسم این آدم در دهن چرخیدنش دهن آدم رو نجس می‌کنه» یا زن دیگری در پاسخ به سوالی که در مورد ایرانیان خارج از کشور است می‌گوید: «خدا لعنتتون کنه ریشتون خشک بشه آدم‌های وطن فروش.»

این تناقض‌ها اما چیزی فراتر از فرصت‌طلبی تاکتیکی را آشکار می‌کنند. حاکمیتی که سال‌ها با زبان تکفیر و سرکوب، مرز «خودی» و «غیرخودی» را تعریف کرد، حالا همان مرزها را با دست خود جابه‌جا می‌کند. آنچه در این خیابان‌ها می‌گذرد، نه وحدت ملی است و نه تحول ایدئولوژیک؛ بلکه سندی است از اینکه چقدر آن خطوط از ابتدا، ابزاری برای حکمرانی بودند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy