Tuesday, Jun 9, 2026

صفحه نخست » اندیشه هایی در باب زوال، محمود کویر

Mahmoud_Kavir.jpgملتی که تاریخ، دانش و ثروتش تباه شود، ترس و بیداد و نادانی بر او فرمان می‌راند و آنگاه زوال می‌یابد

بخش دوم

بخش اول: اندیشه‌هایی در باب زوال ملت‌ها

*

تباهی و فرسودگی زبان و ذهن آغاز زوال است.

*

گسست حافظه تاریخی و تاریخ حافظه بخشی از زوال است.

*

مرگ فلسفه و فلسفه ی مرگ، زوال را پذیرفتنی می سازد.

*

به هنگام زوال، اندیشه و زبان از زایایی باز می­ایستند و نازا می­ شوند.

زایایی دانش، فلسفه، هنر، زبان و ذهن نشان بالندگی و پویایی و نازایی آنها نشان زوال است.

*

با روشن شدن چراغ هر دانشگاهی، کتابخانه­ای، سالن هنری و موزه ای، زوال یک گام پس می نشیند.

*

نویسندگان، هنرورزان، دانشورزان، آموزگاران و رسانه­ها سپاه سپیده دمند و در سرزمینی که‌آنان آفریدگارند، زوال راه ندارد.

*

زوال از یاخته­ها می­آغازد و گیتی را فرا می­گیرد.

*

زوال چونان کرمی سیری ناپذیر، پی و بنیاد جامعه را می­جود. تنها در برابر قفسه­های کتاب است که از نای و نفس می­افتد.

*

خانه­ای که بوی کتاب دارد، زوال در آن راه نمی­یابد.

*

زوال یک بیماری است. بیماری که از درون و در تاریکی تخم می­گذارد.

*

زوال، مرگی است که در ما زندگی می­کند.

*

نخست پاشیدگی فرهنگی و سپس درماندگی اجتماعی و آنگاه نا آرامی همه گیر از راه می رسند تا دوران زوال را فریاد بکشند. قدرت و ثروت نیز برای سرکوب نا آرامی به تباهی کشیده می­شود.

*

به هنگام زوال، می کوشند تا دانش و هنر و دارایی آدمیان را رخت تباهی بر تن ­کنند و به خدمت زوال در ­آورند.

*

خودکامگی یک آینه خانه تو در توست در سراشیب زوال است. یک چرخه است. نخست در من در دست و چشم و زبان و‌اندیشه من تخم‌می گذارد. سپس به شکل پدر و آنگاه به مانند مدیر مدرسه، پلیس، قاضی و روحانی بر تخم‌می نشیند و سر انجام به شکل حکومت و دولت چونان کرکسی به پرواز در می آید تا هزار هزار تخم در دل ها بریزد و این چرخه دوام یابد.

*

جان جوان مردمان با شور و شیدایی در برابر زوال قد بر می افرازد، اما این شوق و شیفتگی از استوره تا تاریخ در برابر سنت و ایستایی و کهنه به فرجامی تراژیک کشیده می­شود.

*

تاریخ یک چرخه است. می گردد و می چرخد و بارها ققنوس زندگی بر آتش شوق تخم می­گذارد، از خاکستر زوال بر می­خیزد و بر چکاد ها بال می کشد.

هزار هزار نیلوفر بر سینه­ی مرداب می­روید تا آفتاب زندگی را درود گوید.

محمود کویر



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy