Sunday, May 31, 2026

صفحه نخست » اندیشه‌هایی در باب زوال ملت‌ها، محمود کویر

Mahmoud_Kavir.jpg

ملتی که تاریخ، دانش و ثروتش تباه شود،
ترس و بیداد و نادانی بر او فرمان می‌راند
و آنگاه زوال می‌یابد.

ترس، خرافات، دروغ، ریا، آز، اولاد خودکامگی‌اند. خودکامگی سرآغاز زوال است.

شادمانگی و سرخوشی نشانهٔ بلوغ و اندوهوارگی و سوگوارگی نشان زوال است.

آزادی و مسئولیت‌پذیری نشان بالندگی و بندگی و فرافکنی نشان زوال است.

در دوزخ زوال، لهیب سوزان نفرت، کینه، دشمنی و ناسزا را می‌توان دید.

آزادی، آگاهی، دانایی، شادی و زیبایی نشان بالندگی و برآمدن ملت‌هاست.

هنگام گذر از تنگه‌های توفان، تنها ملت‌هایی به دره‌های تاریک زوال فرو نمی‌غلتند که با چراغی که در موزه‌ها، کتابخانه‌ها، سالن‌های تیاتر و اپرا و باله، آزمایشگاه‌ها و دانشگاه‌ها افروخته‌اند، راهشان روشن می‌شود.

داوری و قضاوت‌های بی‌رحمانه، بی‌داشتن آگاهی از یک سو، و ترس و رنجیدن از قضاوت دیگران از سوی دیگر، از نشانه‌های زوال است.

مظلومیت‌گرایی و معصومیت‌گرایی ملت‌ها را بی‌رحم می‌کند و بی‌رحمی از نشانه‌های زوال است.

ناتوانی دولت و ملت در سازگاری با خود و بیگانه، همراه با فساد ساختاری و تباهی اخلاقی، سه نشانهٔ بزرگ زوال است.

زوال آنگاه پدیدار می‌شود که از تاریخ نمی‌آموزیم، به تاریخ می‌آویزیم.

چون چراغ دانش، هنر و اخلاق خاموش می‌شود، تاریکی زوال فرا می‌رسد.

محمود کویر



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy