انتشار گزینشی و بریدهشده بخشی از گفتوگوی شاهزاده رضا پهلوی با خبرگزاری رویترز را نمیتوان صرفاً یک اشتباه فنی یا اختلاف ساده درباره برداشت از چند جمله دانست. این اتفاق نمونه روشنی از جنگ روایتهاست؛ جنگی که در آن لازم نیست سخنی کاملاً دروغین ساخته شود. کافی است توضیحات اصلی حذف، چند ثانیه از یک گفتوگوی طولانی جدا و سپس عنوانی جهتدار به آن افزوده شود تا مخاطب برداشتی متفاوت از منظور واقعی گوینده پیدا کند. در این روش تصویر و صدا واقعی است، اما معنا جعل میشود.
ماجرا از گفتوگویی نزدیک به یک ساعت میان شاهزاده رضا پهلوی و رویترز آغاز شد. خبرنگار از او درباره موضعش در برابر سپاه پاسداران، بسیج و سخنان پیشین وی پیرامون ارتباط با برخی افراد حاضر در این نهادها پرسید. شاهزاده توضیح داد که در سالهای گذشته پیامهایی از سوی افرادی در بسیج، سپاه، ارتش و دیگر بخشهای حکومتی دریافت کرده بود که از جمهوری اسلامی ناراضی بودند و میخواستند در فرصتی مناسب از آن جدا شوند.
بخش تعیینکننده پاسخ او نیز کاملاً روشن بود: این ارتباط به معنای مذاکره با فرماندهی سپاه یا معامله با مسئولان جنایت و سرکوب نبوده است. سخن درباره نیروهای ناراضی بود که میخواستند از حکومت فاصله بگیرند و به مردم بپیوندند. اما با حذف همین توضیحات میتوان چنان وانمود کرد که شاهزاده از مذاکره سیاسی با فرماندهان سپاه یا بخشیدن جنایتکاران سخن گفته است.
دفتر ارتباطات شاهزاده در واکنش اعلام کرد که قطعه منتشرشده خارج از زمینه اصلی مصاحبه بریده شده و بازتابدهنده تمام مواضع و راهبرد او درباره ریزش نیروها نیست. در بیانیه دفتر شاهزاده بهصراحت میان دو گروه تفاوت گذاشته شد: عناصر جنایتکاری که باید در برابر عدالت پاسخگو باشند و افرادی که در جنایت مشارکت نداشتهاند و میخواهند از حکومت جدا شوند و به جنبش ملی بپیوندند.
رویترز پس از انتشار مصاحبه، آن را از صفحات خود حذف و اعلام کرد که محتوا پیش از تکمیل فرایند ویرایش و بررسی منتشر شده است. این اقدام به تنهایی ثابت نمیکند که رویترز عامدانه سخنان شاهزاده را تحریف کرده، اما از یک خطای حرفهای جدی پرده برمیدارد. محتوایی درباره یکی از حساسترین مسائل سیاسی ایران، پیش از پایان یافتن بررسی لازم منتشر شد و فرصت مناسبی در اختیار شبکههای تخریب قرار گرفت.
هنگامی که خبرگزاری بزرگی مانند رویترز محتوای بررسینشده منتشر میکند، حذف بعدی آن نمیتواند تمام خسارت را جبران کند. نسخههای بریدهشده در شبکههای اجتماعی باقی میماند و هزاران بار بازنشر میشود، درحالیکه اصلاحیه معمولاً به اندازه ادعای اولیه دیده نمیشود. شبکههای وابسته به جمهوری اسلامی، هواداران مجاهدین خلق و مخالفان متعصب پهلوی نیز منتظر انتشار نسخه کامل نمیمانند. آنها همان چند ثانیه ناقص را برمیدارند، عنوان دلخواه خود را به آن میافزایند و آن را به عنوان سندی علیه شاهزاده پخش میکنند.
اصل سخن شاهزاده درباره ریزش نیروها نه نشانه سازش با سپاه، بلکه یکی از راهبردهای عملی برای تضعیف جمهوری اسلامی است. هیچ حکومت استبدادی فقط با حضور رهبر و چند فرمانده دوام نمیآورد. چنین حکومتی به سرباز، افسر، کارمند، مدیر، متخصص و هزاران نیروی اجرایی وابسته است. اگر این بدنه دچار ریزش شود، توان حکومت برای اجرای دستورهای سرکوب نیز کاهش مییابد.
دعوت نیروهای ناراضی به جدایی به معنای بخشش جنایتکاران نیست. فرماندهی که دستور سرکوب داده، بازجویی که شکنجه کرده و مأموری که در کشتار مردم نقش مستقیم داشته است، نمیتواند با اعلام جدایی از پاسخگویی فرار کند. عدالت انتقالی یعنی بررسی مسئولیت هر فرد براساس رفتار، جایگاه و اسناد موجود؛ نه انتقام جمعی و نه نادیده گرفتن جنایت. تحریفکنندگان این تفاوت روشن را حذف میکنند، زیرا با انتشار پاسخ کامل، اتهام سازش با سپاه فرو میریزد.
پیش از ماجرای رویترز، بیبیسی فارسی نیز با اعتراض رسمی دفتر شاهزاده درباره انتشار بخشهای تقطیعشده روبهرو شده بود. در ۱۴ تیر ۱۴۰۵، دفتر ارتباطات شاهزاده اعلام کرد که بیبیسی فارسی در صفحات رسمی خود بخشهایی ناقص از یک گفتوگو را منتشر کرده و با انتخاب تیتر و نقلقولهای گزینشی، تصویری گمراهکننده از موضع او ارائه داده است.
آن گفتوگو به سفر شاهزاده به اسرائیل، جنگ و مسئولیت جمهوری اسلامی در بحرانهای ایران و منطقه مربوط بود. براساس گزارش بیانیه دفتر شاهزاده، شیوه تنظیم عنوان و متن بیبیسی این برداشت را ایجاد میکرد که شاهزاده آغاز جنگ یا تصمیم به حمله را نتیجه سفر خود به اسرائیل دانسته است. درحالیکه منظور او این بود که آن سفر، همراه با تلاش میلیونها ایرانی، به جهان نشان داد که ملت ایران دشمن جهان آزاد نیست و جامعه جهانی باید حساب مردم را از جمهوری اسلامی جدا کند.
در این پرونده نمیتوان بیبیسی فارسی را صرفاً رسانهای دانست که شاید ناآگاهانه نسخهای ناقص را دریافت و بازنشر کرده باشد. انتشار آن محتوا در صفحات رسمی بیبیسی، همراه با تیتر و نقلقولهای گزینشی، خود یک تصمیم سردبیری بوده و مسئولیت آن مستقیماً متوجه این رسانه است. هر رسانه مسئول چیزی است که با نام و اعتبار خود منتشر میکند، حتی اگر نسخه اولیه را فرد یا شبکه دیگری آماده کرده باشد.
این اتفاق را نمیتوان جدا از کارنامه تاریخی بیبیسی در قبال خاندان پهلوی بررسی کرد. نقش و جهتگیری بخش فارسی این رسانه در تحولات منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ و پخش گسترده صدای مخالفان حکومت پهلوی، سالهاست موضوع بحث و پژوهش است. حتی سفیر وقت ایران در لندن به پخش سخنان خمینی اعتراض کرده بود. پژوهشهایی درباره نقش سیاسی بیبیسی فارسی نیز نشان میدهد که این رسانه در تحولات سیاسی ایران فقط یک ناظر بیاثر نبوده است.
پس از انقلاب نیز نوع انتخاب کارشناسان، تنظیم پرسشها، برجستهسازی مخالفان پهلوی و بازتاب گزینشی سخنان شاهزاده، بارها شائبه یک جهتگیری پایدار ضد پهلوی را تقویت کرده است. در نمونه اخیر، دفتر شاهزاده اعلام کرد بیبیسی از نقلقولهای ناقصی استفاده کرده که پیشتر رسانهها و حسابهای وابسته به جمهوری اسلامی برای تحریف سخنان ایشان بازنشر داده بودند. بنابراین، مسئله فقط این نیست که چه کسی نخستین بار ویدئو را بریده است؛ بیبیسی با انتخاب، عنوانگذاری و انتشار رسمی آن، به همان روایت ناقص اعتبار رسانهای بخشید. تکرار چنین مواردی دیگر بهسادگی با عنوان خطای اتفاقی یا سهلانگاری فنی قابل توجیه نیست.
کنار هم قرار گرفتن نمونههای رویترز و بیبیسی نشان میدهد که تقطیع فقط در کانالهای ناشناس رخ نمیدهد. گاهی یک روایت ناقص ابتدا در شبکههای سیاسی ساخته یا برجسته میشود و سپس به دلیل بیدقتی، ضعف راستیآزمایی یا جهتگیری سردبیری به رسانههای بزرگ راه پیدا میکند. انگیزهها ممکن است متفاوت باشد، اما نتیجه یکسان است: مخاطب تصویری ناقص و گمراهکننده از سخنان شاهزاده رضا پهلوی دریافت میکند.
در صف نخست بهرهبرداران از این روش، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی قرار دارد. حکومتی که امکان مناظره آزاد و پاسخگویی مخالفان را در داخل کشور نابود کرده، مخالفان خود را با پروندهسازی، برچسبزنی و تحریف هدف قرار میدهد. رسانههای حکومتی به جای پخش کامل سخنان شاهزاده، چند جمله را جدا و با عنوانهایی مانند وابسته، جنگطلب یا عامل خارجی منتشر میکنند.
دلیل این رفتار روشن است. جمهوری اسلامی از نفوذ اجتماعی شاهزاده و شکلگیری یک بدیل ملی پیرامون او هراس دارد. دعوت او به ریزش نیروهای نظامی و اداری میتواند وفاداری درون ساختار حکومت را تضعیف کند. به همین دلیل، دستگاه تبلیغاتی حکومت میکوشد دعوت به جدایی از رژیم را به مذاکره با جنایتکاران و برنامه کاهش هزینه انسانی گذار را به جنگطلبی تبدیل کند.
در کنار حکومت، شبکه تبلیغاتی مجاهدین خلق نیز در استفاده از ویدئوهای گزینشی، عنوانهای تحریکآمیز و روایتهای ناقص علیه رقبا، در شمار فعالترین جریانها قرار دارد. مجاهدین نمیتوانند ظهور یک نیروی ملی و فراگیر خارج از کنترل تشکیلات خود را تحمل کنند. شاهزاده رضا پهلوی برای آنان فقط یک رقیب سیاسی نیست؛ جایگاه او ادعای چندین ساله این سازمان درباره تنها بدیل آماده جمهوری اسلامی بودن را زیر سؤال میبرد.
مجاهدین خلق میخواهند صحنه سیاسی ایران میان جمهوری اسلامی و تشکیلات خودشان تقسیم شود. هر نیروی مستقلی که این دوگانه را بشکند، هدف تخریب قرار میگیرد. به همین دلیل، رسانهها و هواداران این سازمان به جای پاسخ مستدل، گاه چند ثانیه از سخنان منتقدان را جدا میکنند و با حذف زمینه اصلی، معنایی تازه به آن میدهند. سازمانی که خود را مدافع آزادی معرفی میکند اما منتقدانش را با برچسب، فحاشی و تحریف پاسخ میدهد، از نظر فرهنگ سیاسی فاصله چندانی با حکومتی ندارد که مدعی مبارزه با آن است.
در دستگاه جمهوری اسلامی، مخالف حکومت دشمن و عامل بیگانه معرفی میشود. در تبلیغات مجاهدین نیز منتقد سازمان میتواند مزدور حکومت خوانده شود. واژگان متفاوت است، اما روش یکی است: ابتدا اعتبار گوینده را نابود کنید تا دیگر مجبور نباشید به استدلال او پاسخ دهید. این شباهت لزوماً به معنای هماهنگی مستقیم میان تمام حسابهای حکومتی و مجاهدین نیست، اما همسویی در منفعت آشکار است. جمهوری اسلامی برای جلوگیری از ریزش نیروها به تخریب شاهزاده نیاز دارد و مجاهدین نیز برای حفظ ادعای انحصاری خود از بیاعتبار شدن او سود میبرند.
بخشی از مخالفان متعصب پهلوی نیز آگاهانه یا از روی تعصب در همین مسیر حرکت میکنند. هر فردی حق دارد با شاهزاده مخالفت کند، درباره برنامههای او پرسش داشته باشد یا از نظام جمهوری دفاع کند. اما کسی که برای پیش بردن مخالفت خود چند جمله را از یک گفتوگوی کامل جدا میکند و معنای دیگری به آن میدهد، دیگر منتقد سیاسی نیست؛ او در حال فریب مخاطب است. نقد با سند کامل و استدلال مستقیم انجام میشود، نه با قیچی و عنوان دروغین.
این صنعت تحریف فقط شاهزاده رضا پهلوی را هدف قرار نمیدهد. هر روزنامهنگار، نویسنده، هنرمند، کنشگر یا عضو جداشدهای که علیه جمهوری اسلامی یا مجاهدین خلق سخن بگوید، ممکن است به همین شکل مورد حمله قرار گیرد. با این حال، افراد مؤثر همیشه در رده بالاتری از فهرست هدفها قرار دارند. هر اندازه نفوذ اجتماعی یک چهره بیشتر باشد، شبکههای تخریب نیز زمان و امکانات بیشتری برای یافتن چند ثانیه قابل سوءاستفاده از سخنان او صرف میکنند. به همین دلیل، شاهزاده در صدر این حملات قرار دارد.
راه مقابله با این صنعت، انتشار سریع نسخه کامل مصاحبهها، متن دقیق سخنان و زمان هر پرسش و پاسخ است. رسانههایی مانند رویترز و بیبیسی نیز باید اصلاحیه را با همان گستردگی محتوای اولیه منتشر کنند. هواداران شاهزاده نیز نباید کلیپ تحریفشده را حتی با هدف اعتراض بارها بازنشر دهند. پاسخ مؤثر، قرار دادن نسخه کامل در کنار قطعه ناقص و نشان دادن دقیق بخشهای حذفشده است.
ماجرای رویترز و بیبیسی نشان داد چگونه یک ویدئوی ناقص میتواند به دست جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق و مخالفان متعصب پهلوی به سلاحی سیاسی تبدیل شود. کسی که برای اثبات اتهام خود به بریدن سخنان و حذف زمینه آن نیاز دارد، پیش از تخریب رقیب، ناتوانی استدلالی خودش را آشکار میکند.
میتوان چند ثانیه از یک گفتوگو را برید، اما نمیتوان برای همیشه حقیقت را پنهان کرد. راهبرد شاهزاده رضا پهلوی روشن است: جدا کردن نیروهای ناراضی از دستگاه سرکوب، پاسخگو کردن جنایتکاران، حفظ یکپارچگی ایران، گرد آوردن ایرانیان و سپردن انتخاب نظام آینده به رأی آزاد ملت. درست به همین دلیل است که مخالفانش از نسخه کامل سخنان او میترسند و به قیچی تحریف پناه میبرند.
امیر جاوید
فعال سیاسی از ترکیه

















