Thursday, Jul 23, 2026

صفحه نخست » استقبال از مخالفان؛ آشتی ملی یا بهره‌برداری سیاسی؟ حسین عرب

arab.jpgدر هفته‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید تنش‌های نظامی، رسانه‌های جمهوری اسلامی به‌طور غیرمنتظره‌ای به بازتاب سخنان برخی مخالفان حکومت پرداختند؛ افرادی که سال‌ها از منتقدان جمهوری اسلامی بوده‌اند، اما حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را نیز محکوم کرده‌اند. این رفتار این پرسش را مطرح می‌کند که آیا جمهوری اسلامی در حال تغییر رویکرد خود نسبت به مخالفان است و به سمت آشتی ملی حرکت می‌کند، یا آنکه این استقبال، بخشی از یک راهبرد تبلیغاتی و امنیتی است؟

این مقاله استدلال می‌کند که آنچه مشاهده می‌شود، نه نشانه تحمل مخالف و نه آغاز آشتی ملی، بلکه استفاده ابزاری از بخشی از سخنان مخالفان برای تقویت روایت رسمی حکومت، ایجاد شکاف در میان اپوزیسیون، نمایش وحدت ملی و منزوی کردن آلترناتیوهای جدی است.

آشتی ملی یا تاکتیک سیاسی؟

در جریان جنگ، پدیده‌ای توجه بسیاری را جلب کرد. رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی سخنان برخی چهره‌های منتقد، از جمله کسانی که سال‌ها در خارج از کشور علیه سیاست‌های حکومت موضع گرفته بودند، با استقبال منتشر کردند. حتی در برخی موارد، امکان بازگشت یا حضور آنان در ایران نیز فراهم شد.

در نگاه نخست، ممکن است این رفتار نشانه تغییری در سیاست‌های جمهوری اسلامی تلقی شود؛ گویی حکومت تصمیم گرفته است میان خود و بخشی از مخالفان آشتی برقرار کند. اما اگر این رفتار را در چارچوب عملکرد چهار دهه گذشته جمهوری اسلامی بررسی کنیم، چنین برداشتی چندان قابل دفاع نیست.

جمهوری اسلامی در این سال‌ها کوچک‌ترین نشانه‌ای از پذیرش آزادی بیان، رقابت سیاسی یا حق فعالیت آزاد مخالفان از خود نشان نداده است. بنابراین، طبیعی است که این تغییر ظاهری را نه به عنوان یک تحول سیاسی، بلکه به عنوان یک تاکتیک مقطعی بررسی کنیم.

چرا حکومت به این مخالفان نیاز دارد؟

هر حکومتی در زمان جنگ، بیش از هر چیز به مشروعیت داخلی نیاز دارد. جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

حکومت می‌داند که بخش مهمی از جامعه از عملکرد آن ناراضی است. بنابراین، صرف انتشار مواضع مسئولان حکومتی برای ایجاد احساس وحدت ملی کافی نیست.

در چنین شرایطی، اگر یک منتقد شناخته‌شده حمله خارجی را محکوم کند، حکومت می‌تواند این پیام را القا کند که "حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز در این شرایط در کنار نظام ایستاده‌اند."

اما این برداشت الزاماً با واقعیت منطبق نیست.

بسیاری از این افراد نه از جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند و نه خواهان ادامه حاکمیت آن هستند. آنان صرفاً معتقدند که تغییر سیاسی باید به دست مردم ایران انجام شود، نه از طریق بمباران کشور یا مداخله نظامی خارجی. حکومت اما این تفاوت را حذف می‌کند و مخالفت با جنگ را معادل حمایت از نظام جلوه می‌دهد.

بهره‌گیری از اعتبار مخالفان

یکی از مشکلات جدی جمهوری اسلامی، بحران اعتماد عمومی نسبت به رسانه‌های رسمی است. وقتی همان سخن از زبان یک مقام حکومتی بیان شود، ممکن است بخش بزرگی از جامعه آن را تبلیغات رسمی تلقی کند. اما اگر همان مضمون از زبان فردی مطرح شود که سال‌ها منتقد حکومت بوده است، اثرگذاری آن افزایش می‌یابد. به همین دلیل، جمهوری اسلامی در واقع از اعتبار اجتماعی مخالفان استفاده می‌کند، نه از خود آنان.

حکومت معمولاً تنها همان بخش از سخنان این افراد را منتشر می‌کند که با نیاز تبلیغاتی روز آن سازگار است و بخش‌های انتقادی سخنانشان را نادیده می‌گیرد. در نتیجه، آنچه بازتاب می‌یابد، دیدگاه کامل یک مخالف نیست؛ بلکه گزینشی از سخنان اوست که به سود روایت رسمی حکومت تمام می‌شود.

مصادره مفهوم میهن‌دوستی

یکی از مهم‌ترین اهداف جمهوری اسلامی، یکی نشان دادن سه مفهوم متفاوت است:

  • ایران
  • مردم ایران
  • جمهوری اسلامی

در حالی که این سه مفهوم یکسان نیستند.

ممکن است فردی از تمامیت ارضی ایران دفاع کند، نگران جان مردم باشد و حمله خارجی را محکوم کند، اما در عین حال جمهوری اسلامی را مسئول اصلی وضعیت کنونی کشور بداند.

بخش بزرگی از مخالفان حکومت دقیقاً چنین موضعی دارند. اما جمهوری اسلامی تلاش می‌کند این تفاوت را از میان بردارد و چنین القا کند که هر کس از ایران دفاع کند، در واقع از جمهوری اسلامی دفاع کرده است. این همان نقطه‌ای است که تبلیغات سیاسی جای تحلیل واقعی را می‌گیرد.

ایجاد شکاف در اپوزیسیون

یکی دیگر از نتایج این سیاست، ایجاد اختلاف میان نیروهای مخالف است. وقتی رسانه‌های حکومتی سخنان یک مخالف را برجسته می‌کنند، بخشی از اپوزیسیون ممکن است او را به همکاری با حکومت متهم کند. در نتیجه، به جای تمرکز بر نقد جمهوری اسلامی، انرژی مخالفان صرف پاسخ‌گویی به یکدیگر می‌شود. چنین فضایی، دقیقاً همان چیزی است که حکومت از آن سود می‌برد. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی همواره از اختلاف میان مخالفان بیش از اتحاد آنان استقبال کرده است.

ساختن "اپوزیسیون قابل تحمل"

جمهوری اسلامی همه مخالفان را به یک چشم نگاه نمی‌کند. از نگاه حکومت، مخالفی که صرفاً دیدگاه خود را بیان می‌کند اما توان سازماندهی سیاسی یا اجتماعی ندارد، تهدید محدودی محسوب می‌شود. اما مخالفی که بتواند اعتماد عمومی جلب کند، نیروهای مختلف را گرد هم آورد یا به یک آلترناتیو سیاسی تبدیل شود، خطری جدی برای بقای نظام است. به همین دلیل، حکومت گاه به برخی منتقدان میدان می‌دهد، اما هم‌زمان با هر نیرویی که بتواند نقش رهبری یا سازماندهی ایفا کند، با شدت برخورد می‌کند. این تفاوت رفتار، به معنای پذیرش مخالفان نیست؛ بلکه نوعی مدیریت تهدیدها بر اساس میزان خطر آنان است.

آیا مخالفت با جنگ، حمایت از جمهوری اسلامی است؟

پاسخ این پرسش، منفی است. می‌توان هم‌زمان با استبداد داخلی و مداخله نظامی خارجی مخالف بود. می‌توان از ایران دفاع کرد، اما جمهوری اسلامی را مسئول بحران‌های کشور دانست.

می‌توان خواهان گذار به یک نظام سکولار و دموکراتیک بود، اما اعتقاد داشت که این گذار باید به دست مردم ایران انجام شود، نه از طریق حمله نظامی خارجی. نادیده گرفتن این تفاوت‌ها، هم به سود تبلیغات حکومت است و هم به زیان گفت‌وگوی منطقی در میان مخالفان.

مسئولیت مخالفان

از سوی دیگر، مخالفانی که با حمله خارجی مخالفت می‌کنند نیز باید مرزبندی خود را شفاف بیان کنند. آنان باید به روشنی توضیح دهند که مخالفت با جنگ، به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. دفاع از ایران، دفاع از یک حکومت خاص نیست. هرچه این مرزبندی روشن‌تر باشد، امکان بهره‌برداری تبلیغاتی حکومت نیز کمتر خواهد شد.

جمع‌بندی

استقبال جمهوری اسلامی از برخی مخالفان، بیش از آنکه نشانه تغییر ماهیت حکومت باشد، بازتاب یک محاسبه سیاسی است. حکومت در شرایط بحرانی تلاش می‌کند از اعتبار منتقدان برای تقویت روایت رسمی خود استفاده کند، تصویری از وحدت ملی ارائه دهد، میان مخالفان شکاف ایجاد کند و آلترناتیوهای جدی را به حاشیه براند.

از سوی دیگر، مخالفت با حمله نظامی خارجی را نباید با حمایت از جمهوری اسلامی یکسان دانست. بسیاری از مخالفان حکومت، ضمن رد مداخله خارجی، همچنان خواهان گذار از جمهوری اسلامی از طریق اراده و مشارکت مردم ایران هستند.

شاید مهم‌ترین نتیجه این بحث، تفکیک سه مفهوم باشد: ایران، مردم ایران و جمهوری اسلامی. تا زمانی که این سه مفهوم با یکدیگر خلط شوند، امکان سوءاستفاده سیاسی از احساسات ملی همواره وجود خواهد داشت. اما اگر این مرزها روشن بماند، هم تحلیل واقع‌بینانه‌تر خواهد شد و هم امکان گفت‌وگوی سازنده در میان نیروهای مخالف افزایش می‌یابد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy