منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه و نماینده مجلس جمهوری اسلامی، در اظهاراتی از حمله زمینی به پایگاههای آمریکا در عراق، کویت و بحرین و اسیر گرفتن نظامیان آمریکایی دفاع کرد و گفت جمهوری اسلامی باید «۲۰۰ اسیر» را به ایران منتقل کند. او همچنین مدعی شد که در صورت وقوع چنین درگیری، نیروهایی با عنوان «لشکر کرار» از عراق، کویت و بحرین به حمایت از ایران وارد میدان خواهند شد.
اینگونه اظهارات بار دیگر نشان میدهد که بخشی از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی همچنان به جای تمرکز بر حل بحرانهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و معیشتی مردم، در اندیشه گسترش تنشهای نظامی و منطقهای است. در حالی که میلیونها ایرانی زیر فشار تورم، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی و مهاجرت اجباری زندگی میکنند، طرح سناریوهای جنگ و درگیری، بیش از هر چیز فاصله عمیق میان سیاستهای حکومت و خواستههای واقعی جامعه را آشکار میکند.
نسل امروز ایران بیش از چهار دهه است که هزینه سیاستهایی را میپردازد که نتیجه آن انزوای بینالمللی، تحریمهای گسترده، فرار سرمایه، مهاجرت نخبگان، کاهش فرصتهای شغلی و تضعیف امید به آینده بوده است. پرسش اساسی این است که چرا مردم ایران باید تاوان تصمیمهایی را بدهند که در شکلگیری آن نقشی نداشتهاند، اما بیشترین هزینههای آن را تحمل میکنند؟
پرسش بزرگتر این است که چرا مردم ایران باید تاوان کجفهمیهای سیاسی، برداشتهای ایدئولوژیک و تصمیمهایی را بدهند که حاصل نگاهی بسته و دور از واقعیتهای جهان امروز است؟ چرا نسلهای مختلف ایرانی باید هزینه سیاستهایی را بپردازند که نتیجه آن بحران اقتصادی، انزوای بینالمللی، کاهش فرصتهای توسعه و افزایش فشار بر زندگی روزمره مردم بوده است؟
همچنین اظهارات سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی درباره اینکه در صورت تصرف هر منطقهای در جنوب، کل آن منطقه بمباران خواهد شد، بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که در این محاسبات، جایگاه مردم و جان شهروندان کجاست؟
منتقدان معتقدند حکومتی که با سیاستهای تنشزا و ایدئولوژیک کشور را در معرض بحران قرار میدهد، نباید مردم را قربانی پیامدهای همان سیاستها کند. هزینه جنگ و ویرانی را همیشه مردم میپردازند، نه کسانی که تصمیمهای پرهزینه را میگیرند.
هیچ ملتی نباید قربانی ایدئولوژیهایی شود که منافع مردم، رفاه جامعه و آینده کشور را به حاشیه میراند. حکومتها زمانی با بحران مشروعیت روبهرو میشوند که به جای پاسخگویی به مطالبات شهروندان، منافع یک تفکر سیاسی یا ایدئولوژیک را بر زندگی مردم مقدم بدانند.
اگر جمهوری اسلامی مسئول مستقیم بسیاری از این بحرانهاست، نباید از نقش کسانی که به سفیدشویی عملکرد آن میپردازند نیز غافل شد. کافی است کمی به اطراف خود نگاه کنیم؛ در میان برخی اپوزیسیونهای فیک و رسانههای فیک، روایتها و مواضعی دیده میشود که بوی جمهوری اسلامی میدهد. سفیدشویی عملکرد حکومت، کماهمیت جلوه دادن سرکوب، توجیه سیاستهای جنگطلبانه و تنشآفرین، و منحرف کردن افکار عمومی از مسئولیت اصلی حاکمیت، در نهایت به تداوم همان وضعیتی کمک میکند که مردم ایران دهههاست هزینه آن را میپردازند.
این جریانها، آگاهانه یا ناآگاهانه، به جای ایستادن در کنار مردم و دفاع از حقیقت، روایتهایی را بازتولید میکنند که جمهوری اسلامی سالها برای حفظ موقعیت خود از آنها استفاده کرده است. جامعه ایران نباید از کنار این اپوزیسیونهای فیک و رسانههای فیک بهسادگی عبور کند. هر جریان یا رسانهای که به سفیدشویی جمهوری اسلامی، توجیه عملکرد آن یا مخدوش کردن واقعیتها بپردازد، باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد.
اما در کنار نقد جمهوری اسلامی و جریانهایی که به سفیدشویی آن میپردازند، نباید از مسئولیت تاریخی نیروهای دموکراسیخواه که خواهان گذار از این حکومت و استقرار یک نظام آزاد و دموکراتیک هستند، غافل شد. امروز بیش از هر زمان دیگری، وظیفه این نیروها همسویی، همگرایی، مسئولیتپذیری و قرار دادن منافع ملی و آینده ایران در اولویت است.
تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ جامعهای با پراکندگی، اختلافات فرسایشی و رقابتهای شخصی به آزادی و دموکراسی پایدار دست پیدا نکرده است. نیروهای دموکراسیخواه باید با پذیرش مسئولیت تاریخی خود، بر نقاط مشترک تمرکز کنند و برای ساختن آیندهای آزاد، سکولار، دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر همکاری کنند.
تجربه تاریخی کشورها نشان داده است که هیچ ملتی نمیتواند برای همیشه هزینه تصمیمهای اشتباه حکومتها را بپردازد. آلمان پس از جنگ جهانی دوم با ویرانی گسترده و بحران عمیق سیاسی و اخلاقی روبهرو شد، اما با پذیرش مسئولیت تاریخی، اصلاح ساختارهای سیاسی و ایجاد نهادهای دموکراتیک، توانست مسیر تازهای برای آینده خود بسازد.
همچنین اسپانیا پس از پایان دوران دیکتاتوری فرانکو، پس از دههها سرکوب و اختلافات سیاسی، توانست از طریق یک روند گذار سیاسی و شکلگیری نهادهای دموکراتیک به سمت جامعهای آزادتر حرکت کند. تجربه این کشورها نشان میدهد که عبور از بحرانهای بزرگ، نیازمند مسئولیتپذیری، همگرایی و اولویت دادن به آینده ملت بر منافع گروهی و شخصی است.
ایران نیز برای عبور از بحرانهای کنونی نیازمند درس گرفتن از تجربههای تاریخی است؛ زیرا آینده کشور زمانی تغییر خواهد کرد که آزادی، قانون، حقوق بشر و منافع ملی جایگزین ایدئولوژی، ماجراجویی و تصمیمهای پرهزینه شود.
نسل امروز ایران نسلی است که خواهان امنیت، آزادی، رفاه، توسعه و حکومتی پاسخگو است؛ نسلی که دیگر نمیخواهد هزینه ماجراجویی، سوءمدیریت و تصمیمهای پرهزینهای را بپردازد که آینده کشور را به خطر انداخته است.
در نهایت، تاریخ را کسانی خواهند نوشت که در لحظههای دشوار مسئولیت پذیرفتند و برای آزادی، عدالت و سربلندی مردم خود مبارزه کردند؛ نه کسانی که در برابر ظلم سکوت کردند یا با توجیه وضع موجود، فرصت تغییر را از جامعه گرفتند.
محمد زمانی
کنشگر سیاسی و جامعهشناس

















