Saturday, Jul 25, 2026

صفحه نخست » پایان یک توهم، چرا «شبه‌اپوزیسیون» بزرگ‌ترین بازنده حمله‌های اخیر سپاه پاسداران به کشتی‌های تجاری شد؟ یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpgگرایش استمرارطلب سال‌ها پیش اعتبار خود را از دست داد اما بتازگی کسانی دارند دوباره تئوری «استحاله» نظام اسلامی را پیش می‌کشند. مطرح کردن استحاله‌ی فرمانفرمایی اسلامی حاکم بر ایران چیزی جز آرزوی ماندگاری این نظام ضدبشری نیست. مدت‌ها بود که این افراد بخاطر خشم و نفرتی که سرکوب مداوم نیروهای امنیتی در مردم ایران برانگیخته جرات نمی‌کردند که به روشنی بگویند که خواهان ماندگاری این نظام هستند.

به ویژه پس از سرکوب دی‌ماه که در تاریخ معاصر بی‌نظیر است افراد استحاله‌خواه دیگر نمی‌توانستند به راحتی با نظام تئوکراتیک حاکم بر ایران همسویی کنند. اما ویژگی بحران بزرگ، بخصوص بحران تکان‌دهنده‌ای مانند جنگ، آن است که این باورها را دوباره از اعماق بیرون می‌کشاند، شفاف می‌کند و می‌نمایاند. پس از آغاز جنگ اخیر این افراد با بهره‌وری از شوک و سردرگمی ناشی از جنگ دوباره تز شکست خورده‌ی استحاله نظام اسلامی را پیش کشیدند و مقاله‌هایی را که -- به گفت خود نویسندگان -- پیشتر نوشته شده بودند با استفاده از جو جدید و آشوب ناشی از جنگ انتشار دادند و به تبلیغ ماندگاری و استحاله‌ی نظام اسلامی پرداختند.

حمله‌های اخیر سپاه پاسداران در تنگه هرمز به کشتی‌های غیرنظامی و محموله‌هایی که بخشی از تجارت بین‌المللی هستند بار دیگر نشان داد که این تصور که جمهوری اسلامی می‌تواند استحاله شود، رفتار خود را تغییر دهد و از سیاست‌های تنش‌آفرین دست بکشد، با واقعیت سازگار نیست. استمرارطلبان بارها سرشان به سنگ خورده و این گرایش اعتبار خود را از دست داده و تهاجم نظامی اخیر سپاه شاهد دیگری است بر اینکه نظام تئوکراتیک ملا-سپاهی نه توان دگردیسی دارد و نه اراده‌ای برای کنار گذاشتن ماجراجویی و صدور بحران.

کارنامه ۴۸ ساله جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که امید بستن به اصلاح یا استحاله آن -- امیدی که شبه‌اپوزیسیون استمرارطلب همچنان در پی ترویج آن است -- امیدی واهی است. این نظام بطور دایم دست به تصفیه‌های درونی زده و دهه به دهه رفتار سختگیرانه‌تری را در عرصه‌ی بین‌المللی و درونی پیش گرفته است.

جای شگفتی نیست اگر ایرانیانی که از جمهوری ملاـسپاهی آسیب‌های سنگین دیده‌اند از افرادی که تلاش می‌کنند تا در پوشش تحلیل به نگره‌یِ ماندگاریِ این نظام مشروعیت ببخشند دل خوشی نداشته باشند. کشتار بزرگ اخیر زخمی عمیق بر پیکر جامعه ایران گذاشته است، زخمی که به این زودی التیام نخواهد یافت. شاید کسانی که ذهنشان بیش از هر چیز درگیر رقابت‌های ایدئولوژیک و منطقه‌ای است، فاجعه‌ی بزرگ کشتار مردم بی‌دفاع را در پرتو «معـادلات منــطـقـــه‌ای» قابل چشم‌پوشی ببینند، اما برای میلیون‌ها ایرانی چنین نیست. بسیاری از ما نمی‌توانیم این کشتارها را به نام ملاحظات ژئوپولیتیک نادیده بگیریم.

رنجی که جمهوری اسلامی بر مردم ایران تحمیل کرده یک سوی ماجراست و کری‌خوانی جریان استمرارطلب سوی دیگر. هنگامی که چهره‌هایی که دوباره تز استحاله را از فراموشخانه تاریخ بیرون کشیده‌اند پا به پای امثال حسین حاج فرج‌الله دباغ، فرخ نگهدار و دیگران آغاز مذاکرات را نشانه شکست مخالفان راستین جمهوری اسلامی معرفی می‌کنند و به اپوزیسیون پیام می‌دهند که «جمعش کنید، شکست خوردید»، طبیعی است که چنین مواضعی، به‌ویژه پس از کشتارهای اخیر، احساسات بسیاری از ایرانیان را جریحه‌دار کند.

ماهیت کسانی چون نگهدار روشن است و همنوایی با و جایگیری در کنار دست آن‌ها بسیار گویا و روشنگر است.

اپوزیسیون راستین کیست؟

در اینجا نگاهی می‌کنیم به آنچه در جامعه‌ی ما اپوزیسیون نامیده می‌شود. اپوزیسیون کاستی‌هایی بسیاری دارد و بسیاری از ما به این ضعف‌ها و کاستی‌ها آگاهی داریم اما نباید اجازه بدهیم تا کسانی که خواهان ماندگاری نظام اسلامی هستند از این مساله بهره‌برداری کنند. نباید گذاشت این افراد از کاستی‌ها سود ببرند و خود را مخالف نظام اسلامی و عضوی از «اپوزیسیون» جا بزنند تا بعد به کارشکنی بپردازند. این نویسنده‌ها حرف از شکست «اپوزیسیون» (کسانی که خواهان انهدام این نظام تئوکراتیک هستند) می‌زنند تا به تبلیغ ماندگاری فرمانفرمایی اسلامی بپردازند.

پیش از هر چیز یک نکته‌ی اساسی را باید در نظر داشت: هیچکس مقاله نمی‌نویسد تا به خودش اخطار شکست بدهد. کسی که با شروع یک دور مذاکره به «اپوزیسیون» پیام می‌دهد که شکست خوردید و بازنده شدید طبیعی است که خود را جزو اپوزیسیون و مخالف راستین حکومت اسلامی نمی‌داند. چنین کسی را نمی‌توان با ارجاع به تعریف کتابیک اپوزیسیون در زبان‌های اروپایی فردی در زمره‌ی اپوزیسیون راستین نظام اسلامی به حساب آورد.

هر چه جامعه‌ای بیشتر رشد کند مفاهیم در آن بیشتر صیقل می‌خورند و معنای روشن‌تری به خود می‌گیرند. واژه اپوزیسیون یک معنی کلی دارد و یک معنی خاص. در رابطه با جمهوری اسلامی «اپوزیسیون» به معنی خاص دربرگیرنده‌ی کسانی است که خواهان فروپاشی و انهدام نظام تمامیت خواه جمهوری اسلامی هستند. اگر مخالفت با شیوه‌ها و طرز مدیریت و سایر اختلاف‌های کوچک و بزرگ را بخواهیم معیار عضویت در اپوزیسیون بدانیم به کسانی چون احمدی‌نژاد و ظریف و برخی از لابی‌های جمهوری اسلامی که روش و منش دولتمردان اسلامی را گاه به گاه نقد می‌کنند نیز باید چنین عنوانی داد.

ما با یک دولت اروپایی یا حتا یک دیکتاتوری معمولی آسیایی روبرو نیستیم که واژه اپوزیسیون را به یک کلِ بی در و پیکر اطلاق کنیم و هر کس که بطور رسمی جزو فرمانفرمایی اسلامی نیست و ایرادهایی به این سامانه می‌گیرد را اپوزیسیون بنامیم. ما با دولتی تمامیت‌خواه و تئوکراتیک و آخرزمانی روبرو هستیم که با این ویژگی‌ها در تاریخ دنیا بی‌نظیر است و نمی‌توان و نمی‌باید تعریف کلی و کتابیک اپوزیسیون را در مورد آن بکار بست و هر کس که انتقادی به نظام اسلامی می‌کند را هموندی در صف هموندان اپوزیسیون راستین نامید. دولتی را در تاریخ جهان نمی‌توان یافت که سه ویژگی مزبور («تمامیت‌خواهی» و «تئوکراتیک» و «آخرزمانی» بودن) را یک جا در خود داشته باشد و باید شرایط خاص ایران را در کاربرد واژه‌هایی مانند اپوزیسیون بطور جدی در نظر گرفت.

پیش‌تر نیز نوشته‌ام که هر مدعی مخالفت با جمهوری اسلامی را نمی‌توان عضوی راستین از اپوزیسیون نامید. برخی به جای آنکه اپوزیسیون جمهوری اسلامی باشند، اپوزیسیون اسرائیل و آمریکا هستند و در پراتیک در همان جبهه‌ای قرار می‌گیرند که حکومت اسلامی محور و مرکز آن است. ایرانیان به این سادگی نمی‌توانند این موضوع که حکومت اسلامی برای سرکوب مردم ایران از نیروهای نیابتی شیعه در عراق و لبنان بهره می‌گیرد را فراموش کنند. کسی که دشمنی با «شیطان کوچک» و «شیطان بزرگ» را، همسو با تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی، به مسئله اصلی تبدیل می‌کند طبیعی است که در زمین اسلام‌گرایان بازی می‌کند.

از این رو، چنین کسی را باید «شبه‌اپوزیسیون» نامید و نه مخالف واقعی جمهوری اسلامی. هر بار که دولت‌های غربی به سمت مذاکره یا مماشات با جمهوری اسلامی حرکت می‌کنند، این مقاله نویسان با شور و شوق وارد میدان می‌شوند و آغاز مذاکرات را نشانه‌ی پیروزی نظام اسلامی و شکست مخالفان می‌خوانند. اینگونه رویکرد تحلیل نیست، کنشگری سیاسی در جهت استمرار جمهوری اسلامی است و چنین فردی را عضوی از اپوزیسیون حکومت اسلامی نمی‌توان بشمار آورد.

برجسته کردن تک عاملِ مذاکره و نادیده گرفتن ابربحران

مذاکره بدون تردید یکی از عوامل موثر در تحولات سیاسی است و گاه می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد، اما تنها عامل نیست. تحلیل جامع مستلزم آن است که همه عوامل موثر در ماندگاری یا فروپاشی یک نظام سیاسی در تحلیل منظور شوند، نه اینکه تنها بر یک متغیر تمرکز شود. بزرگ کردن یک تک عامل مانند مذاکره نشان می‌دهد که هدف تحلیل نیست و تبلیغ ماندگاری نظام اسلامی است.

امروز جمهوری اسلامی با مجموعه‌ای از بحران‌های ساختاری روبه‌روست: شکاف عمیق میان حکومت و جامعه، بحران مشروعیت، تورم مزمن، سقوط ارزش پول ملی، فقر و بحران معیشت، بیکاری، فساد ساختاری، بحران آب و محیط زیست، تحریم‌های اقتصادی، انزوای بین‌المللی، کسری بودجه، فرار سرمایه، مهاجرت نخبگان، بحران انرژی، اختلاف‌های درونی حاکمیت، کاهش سرمایه‌گذاری و رکود اقتصادی. مجموعه این معضل‌ها به یک ابر‌بحران ساختاری اشاره دارد و نمی‌توان چنین ابربحرانی را نادیده گرفت و تنها با اتکا بر اینکه مذاکراتی آغاز شده، حکم به پیروزی نظام و شکست مخالفان آن داد.

چنین نوشته‌هایی تحلیل بشمار نمی‌آیند و باید آن‌ها را دفاع از استمرار جمهوری اسلامی در پوشش تحلیل‌ خواند. و اگر کسی همچنان بقای این نظام را تبلیغ می‌کند، بهتر است خود را عضو اپوزیسیون معرفی نکند. کسانی که به چیزی کمتر از فروپاشی جمهوری اسلامی رضایت نمی‌دهند، بی‌تردید رویکرد این افراد را نقد خواهند کرد و نشان خواهند داد که کسی که خواهان ماندگاری جمهوری اسلامی است شایسته‌ی آنکه خود را جزو اپوزیسیون این نظام ضدمیهنی بنامد نیست.

دوران تبلیغ استحاله، استمرارطلبی و امید بستن به نرم‌خویی جمهوری اسلامی گذشته است. قدرت، جاذبه فراوانی دارد و این یک واقعیت است که نظام‌های جابر و اقتدارگرا همیشه عده‌ای را افسون قدرت‌نمایی خود می‌کنند به ویژه اگر این مماشات سودآور نیز باشد.[1] اما نباید این جاذبه چشم ناظران را بر واقعیتی ببندد که شواهد روز به روز آن را آشکارتر می‌کنند: جمهوری اسلامی رفتنی است.

نتیجه‌گیری

حمله اخیر سپاه پاسداران به کشتی‌های تجاری نیز دقیقا به همین دلیل شکست بزرگی برای شبه‌اپوزیسیون استمرارطلب رقم زد: حمله سپاه تنها نمونه‌ای دیگر از رفتار گذشته نبود، بلکه فرض اصلی استحاله‌خواهان که تن به مذاکره دادن نشان تغییر ماهوی و حرکت بسوی مدارا و تعامل است را نقض کرد.

دولتی که در میان مذاکره تنها پس از اینکه توانست مقداری نفت بفروشد تلاش گسترده کشورهای میانجی را زیر پا می‌گذارد و دست به تهاجم نظامی می‌زند، با چنین رفتاری نشان می‌دهد که اهل نرمخویی و اعتدال نیست و قصد ندارد به راه تعامل برود. این حمله نشان داد حکومتی که هم‌زمان با مذاکره دست به تنش‌آفرینی و ماجراجویی نظامی می‌زند قصد تغییر رفتار ندارد. این تهاجم نظامی به کشتی‌های غیرنظامی که پس از ماه‌ها مذاکره در کشورهای مختلف -- از کشورهای حاشیه خلیج فارس و پاکستان گرفته تا اروپا -- رخ داد بار دیگر نشان داد که تا زمانی که این حکومت بر سر کار است، از بحران‌آفرینی، باج‌گیری و سیاست‌های تهاجمی دست نخواهد کشید. امید بستن به استحاله، پوست‌اندازی یا نرم‌خو شدن جمهوری اسلامی آرزویی است که نزدیک به نیم قرن تحقق نیافته و هیچ نشانه‌ای نیز از وقوع آن در افق دیده نمی‌شود.

یوسف جاویدان



[1] برای توضیحی در مورد افسون اقتدارگرایی نگاه کنید به جستار «آحابِ اسلامی و نهنگ سفید غرب» به همین قلم.

http://news.gooya.com/2026/04/post-108719.php



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy