Tuesday, Jul 28, 2026

صفحه نخست » یک پرسش ساده، کوروش گلنام

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

آیا حکومت اسلامی تهدیدی برای صلح جهانی نیست؟

اگر هست (که تاریخ 47 ساله آن، این را به روشنی نشان داده است) چرا سازمان ملل هیچ گامی در راستای صلح جهانی و برانداختن این تهدید کاملن روشن، انجام نمی‌دهد؟

فشار فزاینده بر مردم ایران

حتا در این دوران جنگ، با وجود ناکارآمدی حکومت در تآمین نیازهای نخستین مردم ، فشار خرد کننده اقتصادی، بیکاری و... حکومت دست از آزارو شکنجه مردم برنداشته است. آیا مردمی که در بیش‌ترین شمار مخالف حکومت، سیاست‌های جنگ‌خواهانه، آتش افروزی او در منطقه هستند، نباید از سازمان ملل چشم‌داشت دخالت داشته باشند؟ آیا مردم ایران که از هیچ امنیت اجتماعی و حفاظتی برخوردار نبوده، زندان‌ها پُر ازفرزندان بی‌گناه و بی‌پناه آنان است و تناب دار حتا در وضعیت جنگی هم‌چنان قربانی می‌گیرد؛ جنگی که سرچشمه آن آتش‌افروزی خود حکومت است، حق ندارند از سازمان ملل بخواهند که این رژیم ویرانگر و ضد صلح جهانی را به هر وسیله ممکن بنا بر فصل هفت منشور سازمان ملل از میان بردارد؟

آیا سازمان ملل می خواهد شاهد باشد که مزدوران نیابتی این حکومت در یمن نیز دست به بستن تنکه باب المندب بزنند؟ چرا پیش از این کار و ایجاد یک بحران جهانی دیگر سازمان ملل دست به کار نمی‌شود؟

نگارنده یک‌بار دیگر از همه هم‌میهنان دل‌سوخته وضع ایران درخواست می‌کند به هر وسیله که می‌توانند دبیرکل سازمان ملل آقای آنتونیو گوترس را مورد پرسش قرار دهند. نگارنده هم‌چنین برای چندمین بار به فصل 7 منشور سازمان ملل اشاره می کند:

منشور سازمان ملل بند 39

چه هنگامی فصل هفت منشور سازمان ملل قدرت اجرایی دارد:

1. تهدید صلح جهانی که در برگیرنده سه مورد است:

الف. هنگامی که یک حکومت خشونت را در بیرون از مرزهایِ خود اعمال می‌کند(آیا اغتشاش، خشونت و خونریزی وسیله گروهای نیابتی حکومت اسلامی در منطقه با این بند هم‌خوان نیست؟)

ب. سرکوب وحشتناک مردم خود. هنگام ایجاد بحران انسانی با حمله و کشتار مردم خود(آیا سرکوب‌های خشونت بار در 47 سال حکومت اسلامی علیه مردم مخالف به ویژه کشتارشش‌ماه پیش حکومت که بین 40 تا 50 هزار تن از مردم مخالف تنها در دو روز فتل‌عام شدند و رفتار بسیار غیرانسانی و نفرت‌انگیز با جا‌نباختگان و خانواده‌های آنان پس از این کشتار، مصداق روشن این بند برای دخالت سازمان ملل نیست؟)

پ . دخالت نظامی به عنوان آخرین راه هنگامی‌که دیپلماسی پاسخ ندهد. آیا دیپلماسی در برابر یک حکومت آتش‌افروز که تنها برای نگاه‌داشت قدرت و حکومت خود همه منطقه را به هم ریحته، مردم کشور ثروتمند ایران را به فقر و ناداری کشانده به هر جنایتی در ایران، منطقه و گستره جهان دست زده است، تا کنون پاسخ‎‌گو بوده است؟ آیا از این حکومت جز فریب، دروغ ، ریا و جنایت دیده شده است؟ آیا این حکومت با وجود تعهد به اعلام همه کوششها در مورد غنی‌سازی اورانیوم عمل نموده است؟ پس چرا این همه سازه‌های پنهان در دلِ کوه‌ها به وجود آورده آست؟ نتیجه دیپلماسی در برابر چنین حکومتی تا کنون صفربوده است؟ چرا سازمان ملل دست به اقدام نمی‌زند؟

بنا برفصل هفت این منشور چه کارهایی می‌شود انجام داد:

الف. بند 41 فصل هفت منشور. نخست کوشش غیرنظامی: تحریم فروش اسلحه، تحریم تجاری، بلوکه کردن دارایی‌های حکومت و ممنوعیت سفر برای حکومتیان.

ب. بند 42 فصل هفت: بستن فضای پرواز و اجازه انجام هر روش دیگری برای برقرار کردن آرامش و صلح.

مثال‌‌های تاریخی:

*جنگ کره 1950، دستور سازمان ملل به حمله نظامی به پشتیبانی از کره جنوبی برای رفع تجاوز کره شمالی و بیرون راندن آنان.

* اشغال کویت در سال 1991. بنا بر قطعنامه 678، اجازه کاربرد نظامی برای بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت.

* سال 2011، قصعنامه 1973، اجازه کاربرد نظامی با ایجاد محدودیت هوایی برای پشتیبانی از مردم لیبی علیه قذافی. (که شوربختانه نتیجه آن‌گونه که باید نشد.(کوتاه شده‌ای برگرفته از ویکی پیدیای سوئدی)



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy