Tuesday, Jul 28, 2026

صفحه نخست » ریاضی‌دان ایرانی برنده مدال آباکوس: سخت است به دولتی مالیات بدهی که روی سر مردمت بمب می‌ریزد

shayan.jpgیورونیوز - شایان اویس، ریاضی‌دان جوانی که که توانست با حل معمای چهل ساله یک بار دیگر نام ایران را در دنیای ریاضیات بر سر زبان‌ها بیاندازد در گفت‌وگو با یورونیوز از سختی‌های مهاجرت می‌گوید، از نگرانی درباره جنگ و اینکه برای او و سیار مهاجرها سخت است که «به دولتی مالیات دهند که روی سر مردم کشورشان بمب می‌ریزد.»

یورونیوز: شایان اویس چه مشکل و معمایی را بعد از چهل سال حل کرده و چرا این کشف در دنیای ریاضی اهمیت دارد؟

اگر بخواهم این معما را ساده توضیح دهم، کافی است زمین تنیس را تصور کنید. مربی صد توپ روی زمین پخش کرده و شما می‌خواهید آن‌ها را یکی‌یکی جمع کنید و به نقطه شروع برگردید. سریع‌ترین مسیر چیست؟ همین ایده در مقیاس بزرگ‌تر به این شکل مطرح می‌شود که مثلاً بخواهید به چند شهر آمریکا سفر کنید و با دانستن هزینه یا مسیر بین هر دو شهر، کوتاه‌ترین مسیر را برای بازدید از همه آن‌ها و بازگشت به نقطه آغاز پیدا کنید. این مسئله کاربردهای عملی فراوانی دارد؛ برای مثال، آمازون هر روز از آن برای برنامه‌ریزی مسیر کامیون‌های تحویل کالا استفاده می‌کند.

اهمیت این مسئله در آن است که یکی از مسائل پایه و معیار در علوم کامپیوتر به شمار می‌رود؛ مسئله‌ای که تعریفش ساده است، اما نماینده بسیاری از چالش‌های واقعی محسوب می‌شود. هر پیشرفتی در حل آن به تولید دانش جدید منجر می‌شود. این مسئله سال‌ها حل‌نشده باقی مانده بود و همین نشان می‌داد دانش موجود برای حل آن کافی نیست و نیاز به روش‌های تازه وجود دارد.

یورونیوز: ناامیدترین و خوشحال‌ترین زمان شما در حل این مساله چه زمانی بود؟

یکی از ناامیدکننده‌ترین دوران دکترایم زمانی بود که این مسئله را به دو بخش تقسیم کردیم و فکر می‌کردیم هر دو حل می‌شوند. نزدیک به یک سال روی بخش اول کار کردم و وقتی اثبات کامل شد، بسیار خوشحال بودم. اما روز بعد فهمیدم بخش دوم اساساً غلط است و یک مثال نقض، تمام مسیر را از بین می‌برد. در ریاضیات، اگر مسئله اصلی حل نشود، معمولاً چیزی برای انتشار باقی نمی‌ماند.

چند هفته بسیار دلسرد بودم، اما بعد تصمیم گرفتم نسخه ساده‌تری از بخش دوم را بررسی کنم و پس از چند ماه آن را حل کردیم. مسئله اصلی «فروشنده دوره‌گرد» در دوران دکترا حل نشد؛ ابتدا نسخه ساده‌تر آن به نتیجه رسید و سال‌ها بعد توانستیم نسخه کامل را نیز حل کنیم.

یورونیوز: با توجه به مشکلات جنگ، گرانی دلار و محدودیت‌های دولت آمریکا در صدور ویزا برای ایرانیان، چه توصیه‌ای به جوانانی دارید که می‌خواهند مهاجرت تحصیلی کنند.

كاملا قبول دارم که مهاجرت به آمریکا به شدت سخت‌تر شده است. اگر من امروز می‌خواستم دوباره فرآیند اپلای را انجام دهم، فکر نمی‌کنم به آمریکا می‌آمدم. خیلی از دانشجویان ایرانی در آمریکا از قوانین جدید ترسیده‌اند. قدیم‌ها با ویزای دانشجویی می‌توانستید تا آخر تحصیل بمانید و دانشگاه ویزا را تمدید می‌کرد، اما الان اداره مهاجرت هرچهار سال باید ویزا را تمدید کند. چهار سال برای دکترا زمان کمی است و اغلب بیشتر طول می‌کشد. قوانین دولت ترامپ هم مشخص نیست، ولی مستقل از این‌ها، استرس بزرگی ایجاد می‌کند. قدیم‌ها هم استرس داشتیم که اگر به ایران برویم شاید نتوانیم دوباره ویزا بگیریم، اما الان حتی اگر به ایران هم نروید باز ممکن است درگیر بروکراسی و مشکلات دولت شوید. گرفتن دکتری موفق نیازمند آرامش روحی است و وقتی دولت سنگ‌اندازی می‌کند، این آرامش از بین می‌رود.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

اتفاقا به دلیل دشواری مهاجرت تحصیلی به آمریکا در شرایط کنونی، کشورهای دیگر شرایط بهتری پیدا کرده‌اند. برای نمونه برخی پژوهشگرانی که در آمریکا بودند به کشورهای اروپایی یا چین مهاجرت می‌کنند. سطح دانش در کشورهای دیگر قوی‌تر می‌شود؛ برای نمونه در جایزه اخیر، چهار نفر از پنج نفر برنده، مهاجر بودند که نشان می‌دهد مهاجران با سطح دانش خود در حال جلو زدن از آمریکایی‌ها هستند. توصیه‌ام این است که در شرایط کنونی و با دشوار شدن فرآیند دریافت ویزا اگر می‌توانند، کشورهای دیگر را امتحان کنند و به آمریکا مهاجرت نکنند.

یورونیوز: تجربه‌ مهاجرت برای شخص شما چطور بوده و چقدر از این تصمیم راضی هستید؟

خب ابعاد مهاجرت چند جانبه است، برای نمونه بحث جنگ در یکی دو سال گذشته واقعا خیلی برایمان سخت بود. به نظر من، یک قسمت بسیار دشوار برای من و بسیاری از دوستانم در آمریکا این است که در کشوری زندگی می‌کنی، به آن مالیات می‌دهی و دولتش به مردم کشور خودت حمله می‌کند و روی سرشان بمب می‌ریزد. این موضوع بسیار بسیار ناراحت‌کننده است.

tweet.jpg

حتی قسمت سخت‌تر ماجرا به نظرم این است که کاری از دست آدم برنمی‌آید. برای نمونه چند باری تلاش کردیم با دفتر سناتورها تماس بگیریم تا جنگ را متوقف کنند، ولی چنین کارهایی اصولا تاثیر خاصی ندارد. خیلی از دوستان سعی کردند به دلیل پشتیبانی دولت آمریکا از این جنگ‌ها، از آمریکا مهاجرت کنند و به کشورهای دیگر مثل اروپا بروند. ما نیز چندین بار به این موضوع فکر کردیم، ولی مهاجرت دوباره بسیار سخت است. اینکه بخواهی دوباره از صفر شروع کنی و همه‌ دوستان، زندگی و همه‌چیز را از نو بسازی.

یورونیوز: جنگ بر کار و پژوهش شما و دوستان شما نیز تاثیرگذار بوده؟

در یکی دو سال گذشته برای خیلی از دوستانم و خودم کار کردن سخت بوده. در کارهای تحقیق و نوآوری به آرامش نیاز داری و وقتی تحت فشارهای روحی و فشارهای مربوط به خانواده قرار می‌گیری، کار بسیار سخت‌تر پیش می‌رود. آدم همیشه ترس دارد که خانواده‌اش چقدر ممکن است تحت تاثیر این جنگ‌ها تحت فشار قرار بگیرند. از طرف دیگر، شرایط اقتصادی هم هر روز بدتر از دیروز می‌شود. بعضی از بچه‌ها و من و خیلی‌های دیگر سعی می‌کنیم تا حدی که می‌توانیم از طریق حمایت‌های مالی از طریق شبکه‌ها و بنیادهای خیریه در آمریکا و کشورهای دیگر، به اقشار کم‌درآمد و بی‌بضاعت در ایران کمک کنیم. خلاصه اینکه این مسائل، زندگی یک آدم مهاجر را بسیار سخت می‌کند.

یورونیوز: ابعاد مثبت مهاجرت به آمریکا چه بود؟

بالاخره زندگی و ماندن ما در آمریکا دلیلی داشت. به نظرم از نظر پیشرفت علمی، بودن در این جامعه واقعا کمک می‌کند. اکثر آدم‌های صاحب‌نام یا متخصص دست‌کم تا چند سال پیش در آمریکا زندگی می‌کردند و اینکه آدم بتواند با آن‌ها کار کند، به پیشرفتش کمک می‌کند. یکی از دلایلی که خیلی از بچه‌ها با وجود سختی‌ها اینجا ماندند نیز همین است تا بتوانند کارهای مفیدتر و عمیق‌تری در زمینه‌ کاری خود انجام دهند.

یورونیوز: اگر ایران کشور متعادل‌تر و با ثبات‌تری بود، باز هم میل به مهاجرت داشتید؟

فکر می‌کنم بستگی به آدمش دارد. در مورد من نوعی، میل به مهاجرت خیلی کمتر می‌شد. بالاخره مهاجران همه‌ زندگی، خانواده و دوستان خود را رها می‌کنند و می‌روند. در این مدت اتفاقات زیادی می‌افتد؛ برای نمونه عزیزان آدم مریض می‌شوند یا از دست می‌روند و موقعیت گذراندن زمان با آن‌ها و بودن در کنارشان در سختی‌ها از بین می‌رود. برخی از دوستانم به همین دلیل بی‌خیال شدند و به ایران برگشتند. من دهه هشتاد که در ایران بودم وضعیت اقتصادی‌ و در آمدم خوب بود، سر کار می‌رفتم و دوست نداشتم مهاجرت کنم، ولی همسرم خیلی علاقه داشت و بیشتر به خاطر او مهاجرت کردیم. اما الان شرایط بدتر شده و خیلی از کسانی که آن زمان مهاجرت نکردند یا مهاجرت کردند و بازگشتند حالا دوباره به دلیل وخامت شرایط مجبور به مهاجرت شدند.

یورونیوز: چه توصیه‌ای برای جوانانی دارید که الان دانشجو هستند و ایده‌ی رفتن دارند؟

توصیه‌ای که ندارم اما پیشنهادم این است که هر کسی باید راه خودش را انتخاب کند. یکی از چیزهایی که من خودم در زمان مهاجرت از آن ناآگاه بودم این است که خیلی از آدم‌ها با دانش بسیار کمی مهاجرت می‌کنند. در ایران یک‌سری ایده‌ها وجود دارد که خیلی‌ها فکر می‌کنند با رفتن به آمریکا زندگی بهشت می‌شود و گاهی تصور می‌کنند پول برایشان در بسته پستی فرستاده می‌شود. ولی واقعا این‌طور نیست و بسیار سخت است. هر دانشجوی دکترایی که در آمریکا می‌بینید، گاهی پنج تا ده سال با حقوق بسیار پایینی زندگی می‌کند. شاید به نسبت درآمد ایران بالا به نظر برسد، ولی باید هزینه‌ها را هم در نظر بگیرید. برای نمونه ما یک حقوق دانشجویی داشتیم که شاید حدود دو هزار دلار در ماه بود. یک‌سوم آن را باید مالیات می‌دادی، نصف آن را باید اجاره‌خانه می‌دادی و با مقدار کمی که برای آدم می‌ماند، زندگی واقعا سخت می‌شد. من شانس آوردم که همسرم هم‌زمان دانشجوی دکترا بود، ولی خانواده‌های دیگری بودند که با همان یک حقوق باید سر می‌کردند و گاهی مجبور بودند با چندصد دلار زندگی را بگذرانند.

پیشنهادم این است که افراد سعی کنند اطلاعات کامل‌تری پیدا کنند. متاسفانه خیلی‌ها در منابع اغراق می‌کنند و بیشتر از خوشی‌ها می‌گویند تا سختی‌ها.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy