اجرای احکام اعدام در پرونده اعتراضات اصفهان، بار دیگر موضوع استفاده از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای ایجاد هراس در جامعه را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، ابوالفضل سپاهی، امیرحسین صفری، عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی از جمله افرادی هستند که نام آنها در ارتباط با اجرای احکام اعدام در این پرونده مطرح شده است. این اعدامها با واکنش گسترده فعالان حقوق بشری و نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی روبهرو شده است.
منتقدان جمهوری اسلامی معتقدند که تشدید اجرای احکام اعدام، بخشی از سیاست ایجاد رعب و افزایش هزینه اعتراضات است؛ سیاستی که هدف آن جلوگیری از گسترش نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی و مهار حرکتهای اعتراضی عنوان میشود. حکومت در شرایطی که با بحرانهای اقتصادی، کاهش اعتماد عمومی و شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت روبهرو است، بیش از گذشته به ابزارهای امنیتی و قضایی متوسل شده است.
در مقاله پیشین با عنوان «جمهوری اسلامی؛ سقوطی که نخست در ذهن جامعه رخ داد» به این موضوع پرداخته شد که سقوط بسیاری از نظامهای سیاسی، پیش از آنکه در ساختار قدرت اتفاق بیفتد، در ذهن جامعه و از دست رفتن مشروعیت سیاسی آغاز میشود. هنگامی که بخش بزرگی از مردم دیگر حکومت را نماینده خواستهها و ارزشهای خود نمیدانند، بحران مشروعیت شکل میگیرد؛ بحرانی که با اعدام، سرکوب و ایجاد فضای ترس قابل حل نیست.
همزمان با بحرانهای داخلی، تحولات منطقهای نیز فشارهای تازهای بر جمهوری اسلامی و نیروهای نزدیک به آن وارد کرده است. گزارشهای منتشرشده از حملات به مواضع گروههای مسلح وابسته به حشدالشعبی در عراق و کشته شدن شماری از نیروهای این گروهها حکایت دارد. حشدالشعبی مجموعهای از گروههای مسلح عراقی است که برخی از آنها روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران دارند.
در همین زمینه، مقتدی صدر از دولت عراق خواسته است که گروههای افراطی و مسلح را مهار کند و اجازه ندهد عراق به میدان جنگهای منطقهای و درگیریهای نیابتی تبدیل شود. او بر ضرورت قرار گرفتن سلاح در چارچوب کنترل دولت عراق تأکید کرده است.
پس از حملات آمریکا و متحدان منطقهای به مواضع گروههای مسلح وابسته به جمهوری اسلامی در عراق، جاسم محمد بدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، اعلام کرد که کشورهای عضو این شورا در کنار عربستان سعودی ایستادهاند و از تمامی اقدامات این کشور برای حفاظت از امنیت، حاکمیت و تمامیت ارضی خود حمایت کامل میکنند.
این موضعگیری نشاندهنده افزایش نگرانی کشورهای منطقه نسبت به فعالیت گروههای مسلح وابسته به جمهوری اسلامی و نقش آنها در افزایش تنشهای امنیتی در خاورمیانه است. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تأکید دارند که امنیت و ثبات منطقه نیازمند احترام به حاکمیت کشورها و جلوگیری از فعالیت گروههای خارج از چارچوب دولتها است.
در همین چارچوب، حضور چهرههای سیاسی مختلف در مراسم خاکسپاری سناتور لیندزی گراهام، که در میان بخشی از جامعه ایرانی خارج از کشور به دلیل مواضع سختگیرانهاش در قبال جمهوری اسلامی شناخته شده و مورد حمایت مخالفان حکومت ایران قرار گرفته است، توجه بسیاری را به خود جلب کرد.
حضور شخصیتهایی مانند بنیامین نتانیاهو، ولودیمیر زلنسکی و شاهزاده رضا پهلوی در این مراسم، از نگاه ناظران سیاسی دارای پیامهایی فراتر از یک حضور تشریفاتی بود و میتواند نشاندهنده اهمیت یافتن موضوع ایران در محافل سیاسی بینالمللی باشد.
مجموعه این دیدارها و تحولات منطقهای، از جمله فشارهای فزاینده بر جمهوری اسلامی و نیروهای وابسته به آن، میتواند زمینهساز تغییرات مهمی در معادلات سیاسی آینده شود. جزئیات بسیاری از رایزنیهای سیاسی و دیپلماتیک معمولاً در فضای عمومی منتشر نمیشود و همین موضوع باعث شده است که احتمال گفتوگوها و بررسیهایی درباره آینده جمهوری اسلامی و تحولات ایران در محافل مختلف سیاسی مطرح باشد.
از نگاه من، مجموعه تحولات اخیر در سطح منطقهای و بینالمللی را نمیتوان رویدادهایی جدا از یکدیگر دانست، بلکه این تحولات بخشی از یک روند بزرگتر در ارتباط با آینده جمهوری اسلامی است. فشار بر نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، تحرکات دیپلماتیک، دیدارهای سیاسی و تغییر مواضع بازیگران منطقهای و جهانی، نشان میدهد که جمهوری اسلامی وارد مرحلهای حساس از بحرانهای داخلی و خارجی شده است.
از دید من، این تحولات حامل دو پیام اساسی است: نخست اینکه جمهوری اسلامی دیگر صرفاً یک مسئله داخلی ایران نیست، بلکه به یکی از موضوعات مهم امنیتی در سطح منطقه و جهان تبدیل شده است. سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی، حمایت از گروههای نیابتی و نقش آن در افزایش تنشهای خاورمیانه، باعث شده است که بسیاری از کشورها به دنبال ایجاد یک رویکرد هماهنگتر در برابر این حکومت باشند.
دوم اینکه دوران مماشات با جمهوری اسلامی به نقطه پایانی خود نزدیک شده است. تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی پایدار، نتوانسته است نگرانیهای موجود درباره سیاستهای منطقهای و رفتار جمهوری اسلامی را برطرف کند و به همین دلیل، نشانههایی از شکلگیری یک رویکرد جدید در سطح منطقهای و جهانی دیده میشود.
از نگاه من، ارتباط میان تحولات اوکراین، امنیت اروپا، نقش ناتو، سیاستهای اتحادیه اروپا، کشورهای عربی منطقه و همکاری با اسرائیل، نشاندهنده یک مسیر و استراتژی گستردهتر است؛ مسیری که در آن آمریکا تلاش میکند بازیگران مختلف را در یک چارچوب مشترک نسبت به مسئله جمهوری اسلامی هماهنگ کند.
در نهایت، از نگاه من، جمهوری اسلامی همزمان با بحران مشروعیت در داخل، اعتراضات اجتماعی و سیاسی، فشارهای منطقهای و افزایش انزوای بینالمللی روبهرو است. این مجموعه تحولات به هم پیوسته است و میتواند نشاندهنده ورود ایران به مرحلهای تازه باشد؛ مرحلهای که در آن آینده کشور به توانایی جامعه ایران برای ایجاد همبستگی ملی، سازماندهی نیروهای دموکراسیخواه و شکل دادن به یک گذار سیاسی وابسته خواهد بود.
محمد زمانی
کنشگر سیاسی و جامعهشناس

«سکوتی سنگینتر از آسمان»، فرامرز پارسا















