خبرنامه گویا - در آستانه سالگرد اعدامهای گسترده زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، روایتهای شاهدان آن روزها همچنان ابعاد ناگفته این فاجعه را روشنتر میکند. مهدی اصلانی، از زندانیان سیاسی پیشین و از بازماندگان آن رویداد، در این یادداشت کوتاه، از روزی مینویسد که قطع ملاقاتها، بیآنکه زندانیان بدانند، به یکی از نخستین نشانههای آغاز کشتار بدل شد.
۳۸ سال پیش چنین روزی (۹ مرداد) روز ملاقات بند ما بود (بند ۸)
مهدی اصلانی
خانوادهها در مراجعه به گوهردشت بیهیچ پاسخگویی با این نوشته پشت شیشه روبرو شدند: «بهدلیل تعمیر ملاقات تا اطلاع ثانوی تعطیل است»
پس از قطع هواخوری. رادیو تلویزیون و روزنامه، حال ملاقات!
اینها همه نشانههای بدی بودند بهویژه قطع ملاقات با توجه به شیوع شایعه در نزد خانوادهها که برای نظام کمهزینه نبود.
این نشانههای بد را گرایشِ مسلط در زندان بد نمیدید!
منطق و تحلیل آن بود: نظام در موقعیت ضعف و شکست در جنگ و پذیرش قطعنامه و نوشیدن جام زهر باید پا پس بکشد.
همهگیمان زندانیی حکمدار بودیم. دلیلی بر کشتن خود نمیدیدم. چرا باید ما را بکشند!؟ شماری از دوستان حکمشان پایان یافته و مِلیکِش بودند.
زندان مرگباور نبود!
پن: در شماری از روایتهای ناراست و نادقیق (به هر دلیل) سخن از تیرباران شده.
شیوهی قتل و کشتار در تابستان۶۷ طنابکُش کردن و دار زدن بود.
یادمان نرود

وقتی تاریخ از روشنفکران پاسخ میخواهد
















