علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تأکید بر اینکه اجرای پروژههایی مانند فاضلاب شهری میتواند سالها به تعویق بیفتد، خواستار اختصاص بودجه به ساخت پناهگاههای زیرزمینی برای مسئولان شد و گفت کشور باید «شهرهای حکمرانی» در دل کوهها ایجاد کند
ایندیپندنت فارسی - درحالی که طی دو جنگ اخیر، هیچگونه سازه امن برای مردم ایران ساخته نشده است، علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، روز جمعه با تاکید بر تداوم شرایط جنگی در کشور، خواستار ساخت «شهرهای حکمرانی» در دل کوهها و زیر زمین شد تا مسئولان و مدیران در زمان حملات «در امان بمانند».
او همچنین با غیرضروری خواندن طرحهای عمرانی عمومی مانند فاضلاب شهری، بر ضرورت تدوین «بودجه جنگی» تاکید کرد. خضریان در حالی نگهداری ایمن مسئولان را اولویت اول کشور دانسته که در طول دو جنگ اخیر، حکومت هیچ اقدامی برای ساخت پناهگاه و یا حتی فعالسازی آژیر خطر برای حفاظت از جان مردم انجام نداده است. او در این جلسه گفت: «پروژهای مثل فاضلاب اگر پنج سال دیگر هم شروع شود، همانطور که از زمان حضرت آدم تا الان نبوده مشکلی ایجاد نمیکند. اما باید با همکاری نیروهای مسلح، مسئولان را در مجتمعهای زیرزمینی ایمن نگه داریم.»
خضریان نماینده نزدیک به سعید جلیلی و و پایداری:
-- روح الله جمعه ای (@roohallahj) July 31, 2026
نیاز داریم با ساختن شهرهای حکمرانی در هر استان مدیران و مسئولان کشور را در زیرزمین و در دل کوه از ترور ایمن نگه داریم.
پ.ن:
اولاً: یعنی شما با این شیوه حکمرانی به دنبال خالصسازی بودید تا ایرانیان را غارنشین کنید؟!!!
ثانیاً: به... pic.twitter.com/5CWageV7LQ
بقای کُرسی ؛ مقدم بر جانِ ملت!
جعفر بخشی بی نیاز - نویسنده و روزنامه نگار
حرف علی خضریان این است که با توجه به شرایط جنگی حاکم بر کشور که ادامه دار خواهد بود ؛ در سطح استانهای کشور و خصوصاً مراکز استانها نیاز به ساخت شهرهای حکمرانی داریم. به این معنا که در زمان تجاوز دشمن به کشور بتوانیم مدیران و مسئولان کشور را در زیر زمین و در دل کوه از ترور ایمن نگه داریم. سخنان نماینده چهار درصدی مجلس نه تنها نشانی از آینده نگری راهبردی ندارد ؛ بلکه زنگ خطری ست برای فروپاشی کامل قرارداد اجتماعی میان دولت و ملت.
پیشنهاد ساخت شهرهای حکمرانی در دل کوهها و زیرزمینها برای ایمن نگه داشتن مدیران و مسئولان از ترور و حملات دشمن در واقع اعترافی تلخ به یک حقیقت است. دولت از پیش برای شکست خوردن و فرار کردن برنامه ریزی کرده است. طرح تونلهای حکمرانی که با عنوان مدیریت بحران و شرایط جنگی مطرح میشود ؛ در واقع پروژهای برای جدا سازیِ طبقه حاکم از واقعیتِ میدان است. وقتی مسئولان تصمیم میگیرند در دل کوهها و در پناهگاه ها سنگر بگیرند در واقع میخواهند از مسئولیت پذیری فرار کنند.
آنها میخواهند در حالی که توپها و موشکها بر سرِ شهروندان عادی میبارد در پناهِ دیوارهای بتنی و زیر زمینهای عمیق به مدیریتِ حضورِ فیزیکی خود مشغول باشند نه به مدیریتِ بحرانِ زندگیِ مردمی که در خانههایشان ؛ بی دفاع و بی سپر در برابر مرگ ایستادهاند. اما پرسش اصلی و تکان دهنده اینجاست که خب پس تکلیف مردم چیست؟ در این سناریوی دفاعیِ یک طرفه ؛ جایگاه مردم در کجای این نقشهی مهندسی شده قرار دارد؟ وقتی تونلهای امن برای مدیران حفر میشود برای پناهگاههای مردمی چه برنامهای ریخته شده است؟ آیا مردم هم قرار است در همین تونلها پناه بگیرند یا قرار است طبق همان سنت همیشگی سپرِ انسانی در خط مقدم برای تلف شدن باقی بمانند؟ تاریخ نشان داده که وقتی حاکمیت امنیتِ خود را در انزوای از مردم میبیند یعنی دیگر آن حاکمیت ؛ حاکمیتِ ملت نیست بلکه صرفاً یک ساختارِ بقا گرایِ خود محور است.
پیشنهاد ساخت شهرهای زیر زمینی برای مسئولان در واقع یعنی ما برای ماندن در قدرت آمادهایم اما برای محافظت از شما نه ! این استراتژی نشان دهنده یک شکاف عمیق و مرگبار است. حاکمیتی که در زمان جنگ به جای فکر کردن به توزیع ایمنی در میان تمام ارکان جامعه تنها به فکر ایمن سازیِ کُرسیهای خود باشد در واقع از پیش اعلام کرده است که مردم برای او صرفاً ابزاری برای حفظ بقای سیستم هستند. ما با حکمرانیای روبرو هستیم که میخواهد از ترورِ جایگاهش بگریزد اما از ترورِ آینده و امیدِ ملت هیچ واهمهای ندارد.
آنها میخواهند در زیر زمین باشند تا از ضربات دشمن در امان بمانند اما فراموش کردهاند که اگر پیوندِ اعتماد میان مردم و حاکمیت از میان برود هیچ تونل و هیچ کوهی نمیتواند آنها را از فروپاشیِ اجتماعی نجات دهد. نتیجه ی حرف علی خضریان و امثال او کاملا روشن است. وقتی امنیتِ مسئول ؛ مقدم بر امنیتِ ملت باشد آن حکومت دیگر نه برای مردم که تنها برای خودش میجنگد. و حکومتهایی که فقط برای خود میجنگند در نهایت در همان تونلهای تاریک و زیر زمینی با تنهاییِ مطلق روبرو خواهند شد.
















