ایران وایر - سعید حجاریان، از نظریهپردازان جریان اصلاحات، در یادداشتی با عنوان «روایت نفوذ» هشدار داد گسترش «جاسوسهراسی» در فضای سیاسی ایران، در کنار کاهش اعتماد عمومی، میتواند به فلج شدن تصمیمگیری، گسترش حذفهای سیاسی و تضعیف کارآمدی حکومت منجر شود.
این یادداشت که در وبسایت «مشقنو» منتشر شده، در شرایطی انتشار یافته است که پس از جنگ ۴۰ روزه و افزایش عملیات امنیتی، واژههایی مانند «نفوذ»، «جاسوس» و «رخنه» به یکی از محورهای اصلی ادبیات رسمی جمهوری اسلامی تبدیل شده و دهها شهروند، فعال سیاسی و مدنی با اتهامهایی از این دست بازداشت یا تحت پیگرد قرار گرفتهاند.
حجاریان در ابتدای یادداشت، ضمن پذیرش اصل وجود پدیده نفوذ، تاکید میکند که نباید آن را صرفاً به فناوری نسبت داد. به باور او، در بسیاری از عملیاتهای خرابکاری و ترور، عامل انسانی نقشی تعیینکننده دارد و شرایطی مانند فقر، بحران اقتصادی و نارضایتی اجتماعی، احتمال همکاری افراد با سرویسهای اطلاعاتی را افزایش میدهد.
او با اشاره به تجربه سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ مینویسد که فروپاشی ساختارهای اطلاعاتی کشور با اعتماد عمومی و مشارکت گسترده شهروندان تا حدی جبران شد؛ وضعیتی که به اعتقاد او دیگر در جمهوری اسلامی امروز وجود ندارد. حجاریان مینویسد کاهش اعتماد عمومی باعث شده حکومت از یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با نفوذ محروم شود.
این چهره اصلاحطلب همچنین نسبت به پیامدهای سیاسی برجسته شدن گفتمان «نفوذ» هشدار میدهد و معتقد است زمانی که این مفهوم از حوزه کارشناسی وارد عرصه عمومی و سیاسی میشود، حکومت به سمت احتیاط افراطی و کاهش توان تصمیمگیری حرکت میکند.
حجاریان در این بخش با اشاره به سخنان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، درباره جابهجاییهای مداوم او در دوران جنگ، میگوید حکومت باید میان ملاحظات امنیتی و حفظ کارآمدی مدیران توازن برقرار کند؛ زیرا در غیر این صورت، ساختار حکمرانی در چرخهای از «جاسوسپنداری، گزینشگری و ناکارآمدی» گرفتار خواهد شد.
مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
او در بخش دیگری از یادداشت، یکی از رویههای رایج در فضای سیاسی ایران را به چالش میکشد و مینویسد برخلاف تصور رایج، در دنیای امروز نمیتوان هر جریان سیاسی یا فکری را بهعنوان «شبکه نفوذ» معرفی کرد. به گفته او، الگوی فعالیت سرویسهای اطلاعاتی مدرن عمدتاً بر پایه عوامل منفرد و ارتباطهای محدود شکل گرفته و نه شبکههای گسترده و سازمانیافته.
حجاریان در جمعبندی یادداشت خود هشدار میدهد که هدف نهایی نفوذ صرفاً جمعآوری اطلاعات یا جاسوسی نیست، بلکه میتواند ایجاد بیاعتمادی، تشدید تصفیههای سیاسی، فلج کردن روند تصمیمگیری و در نهایت شکلگیری «دولتی درمانده» باشد که توان پاسخگویی به بحرانها را از دست میدهد.
او راه برونرفت از این وضعیت را احیای اعتماد عمومی، تقویت رابطه «دولت ـ ملت»، افزایش مشارکت سیاسی، تقویت رسانههای آزاد و ایجاد تعادل میان ملاحظات امنیتی و کارآمدی حکمرانی میداند و تاکید میکند اتکا به گزارشهای امنیتی و رسانههای کنترلشده، به جای شنیدن مستقیم صدای جامعه، میتواند حکومت را به تصمیمگیریهای نادرست و تشدید بحران بیاعتمادی سوق دهد.

قدرت واقعی در دست کیست؟
















