Friday, Aug 7, 2026

صفحه نخست » مصاحبه رویترز با رضا پهلوی و نگاهی به تأثیر رفتار افراط‌گرایان بر تخریب شخصیت و جایگاه سیاسی او، حنیف حیدرنژاد

Hanif_Heidarnejad.jpgیکی از خواسته‌های مردم ایران از ایرانیان خارج از کشور این است که صدای آنان باشند؛ به جهانیان بگویند مردم ایران چه می‌خواهند، توضیح دهند که رژیم حاکم بر ایران تا چه اندازه سرکوبگر و جنایتکار است، و نشان دهند که مردم ایران ـ برخلاف حکومت حاکم ـ در پی رفاه، امنیت، صلح و همزیستی با کشورهای منطقه و جهان هستند. همچنین بیان کنند که مردم ایران ارزش‌های اسلام افراطی را رد کرده‌ و با تأکید بر هویت ملی خود، خواهان ایرانی آزاد، دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر حقوق بشر هستند.

در چند سال گذشته، محور اصلی سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و مواضع رضا پهلوی نیز تأکید بر همین خواسته‌ها و ارزش‌ها بوده است.

بسیاری از ایرانیان، به‌درستی، از عملکرد سیاستمداران و رسانه‌های غربی ناراضی هستند و این پرسش را مطرح می‌کنند که چرا آن‌گونه که شایسته است به موضوع ایران، سرکوب حکومت و خواسته‌های دموکراسی‌خواهانه مردم ایران نمی‌پردازند و چرا از مردم ایران، آن‌گونه که سزاوار آن هستند، حمایت نمی‌کنند.

رسانه‌های معتبر جهانی ـ هرچه معتبرتر و پرنفوذتر، بهتر ـ می‌توانند تریبونی مناسب برای بازتاب و پژواک خواسته‌های مردم ایران باشند.

در چنین شرایطی، اگر رسانه‌های معتبر جهانی بخواهند با رضا پهلوی ـ که به باور بخش بزرگی از مردم ایران، رهبر انقلاب ملی و رهبر دوران گذار است ـ مصاحبه و گفت‌وگو کنند، باید از چنین فرصتی استقبال کرد. این، فرصتی است تا صدای مردم ایران و خواسته‌های آنان با دامنه‌ای گسترده‌تر به گوش افکار عمومی و تصمیم‌گیران جهان برسد.

خبرگزاری رویترز به دنبال مصاحبه با رضا پهلوی

دو خبرنگار تحقیقی باسابقه از خبرگزاری رویترز در پی انجام مصاحبه با رضا پهلوی بودند و نزدیک به چهار ماه برای آن تحقیق و آماده‌سازی کرده بودند. رویترز به‌عنوان یکی از معتبرترین منابع خبری جهان شناخته می‌شود و بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی بخشی از اخبار و گزارش‌های روزانه خود را از این خبرگزاری یا دیگر خبرگزاری‌های معتبر دریافت می‌کنند. از این‌رو، مصاحبه رضا پهلوی با چنین رسانه‌ای، فرصتی بسیار مغتنم برای انعکاس خواسته‌های مردم ایران در سطح جهانی به شمار می‌رفت. چنین مصاحبه‌ای می‌توانست زمینه آشنایی بیشتر دیگر رسانه‌ها و حتی سیاستمداران جهان با رضا پهلوی را نیز فراهم کند.

وقتی خبرنگاران تحقیقی درخواست مصاحبه مطرح می‌کنند، بسیاری از سیاستمداران یا شخصیت‌های سیاسی به‌راحتی آن را نمی‌پذیرند یا برای انجام آن شرط و محدودیت‌هایی تعیین می‌کنند؛ زیرا می‌دانند ممکن است با پرسش‌های دشواری روبه‌رو شوند که بر موقعیت سیاسی یا اعتبار عمومی آنان تأثیر بگذارد.

«استیو استکلو» (Steve Stecklow)، خبرنگار رویترز که هدایت مصاحبه با رضا پهلوی را بر عهده داشت، این پرسش‌های دشوار را «سؤال‌های سخت» می‌نامد. در گفت‌وگویی که با او انجام شده، در باره علت انتخاب رضا پهلوی برای این مصاحبه و چالش‌هایی که در این مسیر با آن روبه‌رو بوده است، از او سؤال می‌شود. استکلو توضیح می‌دهد که نزدیک به چهار ماه روی این پرونده کار کرده، با بیش از ۵۰ نفر گفت‌وگو داشته و اسناد و مدارک مختلفی را نیز بررسی کرده است. او سپس می‌گوید:

«ما در رویترز همیشه برای مصاحبه با افرادی که در مرکز خبرها قرار دارند ــ از رؤسای کشورها گرفته تا رهبران اپوزیسیون ــ درخواست مصاحبه ارسال می‌کنیم. گاهی آنها می‌پذیرند با ما صحبت کنند و گاهی هم نمی‌پذیرند. معمولاً هم هر کدام دلایل خودشان را دارند.

ما چندین هفته تلاش کردیم تا تیم او را متقاعد کنیم که اجازه دهند با او مصاحبه کنیم. صادقانه بگویم، وقتی بالاخره موافقت کرد، واقعاً غافلگیر شدیم. باید اعتبار این را به حساب او گذاشت که حاضر شد بیش از یک ساعت با دو خبرنگار تحقیقی بنشیند و گفت‌وگو کند. البته ما تا حدی به آنها توضیح داده بودیم که قرار است در باره چه موضوعاتی سؤال کنیم، اما همان‌طور که شنوندگان این مصاحبه خواهند دید، او تقریباً به همه پرسش‌ها پاسخ داد؛ در حالی که برخی از آنها واقعاً سؤال‌های سختی بودند.»

آنچه جای تأسف دارد، این است که بخش قابل توجهی از زمان این مصاحبه به بررسی رفتارهای افراطی بخشی از هواداران رضا پهلوی اختصاص یافته است.

خبرنگار رویترز در چندین بخش از مصاحبه، پرسش‌هایی را در این زمینه مطرح می‌کند. برای درک بهتر فضای گفت‌وگو، بخش‌هایی از این پرسش و پاسخ‌ها در ادامه نقل می‌شود.

استیو استکلو:

«به اعتقاد برخی از حامیان مالی شما، شما رفتار خشونت‌آمیز برخی از هواداران تندرو خود و آزار و ارعاب دیگر مخالفان جمهوری اسلامی را با قاطعیت کافی محکوم نکرده‌اید.

برای مثال اوایل امسال، در فاصله چند ماه، افرادی که خود را از هواداران شما معرفی می‌کردند، در لندن به یک خبرنگار کُرد حمله کردند؛ به‌گونه‌ای که او راهی بیمارستان شد.

همچنین صاحبان چند رستوران در لندن و وین را تحت فشار قرار دادند تا پرچم شیر و خورشیدِ پیش از انقلاب را در محل کسب خود نصب کنند.

در جریان «کنفرانس آزادی ایران» در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد که برای جلوگیری از احتمال خشونت، ساختمان را از طریق زیرزمین ترک کنند.

اما یکی از شرکت‌کنندگان با وجود این هشدار از در اصلی خارج شد و مورد حمله با چاقو قرار گرفت.

موارد دیگری هم وجود داشته است.

برای مثال، در نشست CPAC در ایالت تگزاس در ماه مارس، یکی از فعالان اپوزیسیون گفته است که یکی از هواداران شما به او هشدار داده اگر از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد کند، با کامیون از روی او رد خواهد شد.

همچنین پلیس لاهه در حال بررسی شکایت‌هایی است که بر اساس آن، برخی از هواداران شما مخالفان سیاسی را مورد تهدید و آزار قرار داده‌اند.

اجازه بدهید فقط بخش کوتاهی از تصاویر مربوط به همان خبرنگار کُرد که در لندن به بیمارستان منتقل شد را با هم ببینیم... (کلیپ مربوط به آن، به رضا پهلوی نشان داده می‌شود).

واکنش شما به این حوادث چیست؟»

رضا پهلوی پاسخ می‌دهد:

«من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. به مدارا، احترام متقابل، گفت‌وگو، بحث منطقی، رفتار متمدنانه و پرهیز از هرگونه خصومت و خشونت باور دارم. این اصول در باره همه صدق می‌کند. هر کسی که خود را از هواداران من می‌داند باید بداند که اینها اصول و معیارهای رفتاری ماست. هر فردی که این اصول را زیر پا بگذارد، از نظر من دیگر هوادار من محسوب نمی‌شود. من نخستین کسی خواهم بود که چنین رفتاری را محکوم می‌کند.

اگر رفتار او جنبه مجرمانه داشته باشد، باید مطابق قوانین همان کشوری که جرم در آن اتفاق افتاده است، با او برخورد قانونی شود و مجازات کامل را ببیند.

اجازه بدهید در این مورد کاملاً شفاف باشم. در عین حال، نباید فراموش کنیم که جمهوری اسلامی نیز نفوذی‌ها و عوامل تحریک‌کننده فراوانی دارد؛ افرادی که خود را به ظاهر هوادار این یا آن گروه معرفی می‌کنند تا عمداً چنین درگیری‌ها و تنش‌هایی را به وجود آورند.»

استیو استکلو:

«اما اینها حوادثی پراکنده و استثنایی نیستند. الگوی مشخصی از رفتار خشونت‌آمیز در میان بخشی از هواداران شما دیده می‌شود.»

رضا پهلوی:

«همانطور که گفتم، من این رفتارها را محکوم می‌کنم. از چنین رفتارهایی اعلام برائت می‌کنم. نه آنها را توجیه می‌کنم و نه می‌پذیرم. برعکس، خواهان آن هستم که هر مرجع قانونی مسئول، مرتکبان این اعمال را بابت جرایمی که انجام داده‌اند تحت پیگرد قرار دهد.

هیچ‌کس حق ندارد به دیگران حمله کند و آنان را مورد خشونت قرار دهد. چنین رفتارهایی نه تنها از نظر اخلاقی و انسانی مردود است، بلکه پیامدهای جدی نیز دارد. ما باید فرهنگ احترام به قانون را رعایت کنیم.

چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران اطمینان دهیم که در نظام آینده، قانون و عدالت از آنان حمایت خواهد کرد، اگر کسانی که خود را مدافع آن آینده می‌دانند، امروز با خشونت و انتقام‌جویی رفتار کنند؟

طبیعتاً چنین چیزی پذیرفتنی نیست.»

خبرنگار رویترز کمی بعد، با لحنی کاملاً محترمانه، در باره شعار «مرگ بر سه فاسد؛ چپی، ملا، مجاهد» ــ که توسط یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی، در صفحه اینستاگرام او بازنشر شده بود ــ سؤال می‌کند. سپس با اشاره به اظهارنظر یکی از مشاوران رضا پهلوی یادآور می‌شود که وی در ماه ژانویه، در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشته بود:

«یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید، یا با جمهوری اسلامی. هر کسی، به هر دلیلی، فرمانده میدان را تضعیف کند، عامل دشمن است.»

رضا پهلوی توضیح می دهد:

«اول از همه، درباره همان مورد خاص(شعار مرگ بر سه فاسد ...) باید توضیح بدهم که آن تصویر در داخل ایران تهیه شده بود. این اتفاق در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» رخ داده بود و همسرم آن را به عنوان یک واکنش خودجوش مردم داخل ایران بازنشر کرد. اما وقتی متوجه شدیم دقیقاً چه عبارتی روی آن پلاکارد نوشته شده است، او بلافاصله آن مطلب را حذف کرد.

بعد هم به‌طور علنی توضیح داد که هرگز طرفدار خشونت یا شعار «مرگ بر...» علیه هیچ فرد یا گروهی نیست و این توضیح را رسماً منتشر کرد. بنابراین، منصفانه نیست اگر گفته شود که او هرگز موضع خود را در این باره روشن نکرده است.

اما درباره اظهارنظرهای اعضای تیم من...

ما اکنون در حال تدوین ضوابط و مقررات سخت‌گیرانه‌تری هستیم تا افرادی که از نزدیک با من همکاری می‌کنند، در بیان دیدگاه‌های خود دقت بیشتری داشته باشند.

البته از یک جهت، این وضعیت منصفانه نیست؛ چون تا حدی با اصل آزادی بیان در تعارض قرار می‌گیرد.

اما از سوی دیگر، وقتی افراد به‌عنوان اعضای نزدیک یک تیم شناخته می‌شوند، دیگر نمی‌توانند کاملاً مستقل از مسئولیت سیاسی سخن بگویند.

بنابراین، لازم است بسیار محتاط‌تر باشند و بیشتر دقت کنند که چه می‌گویند و چگونه آن را بیان می‌کنند.»

خبرنگار رویترز در جای دیگر به موضوع کشته شدن مسعود مسجودی در کانادا اشاره می کند و اینکه او ابتدا از اعضای گروه فرشگرد و از حامیان رضا پهلوی بوده ولی سپس به یکی از منتقدان او تبدیل شده است و یادآور می شود در پرونده ای که پلیس کانادا دنبال می کند، دو نفر از هوادران رضا پهلوی را دستگیر کرده است. خبرنگار بسیار محترمانه و با احتیاط به موضوع وارد شده و توضیح می دهد:

«می‌خواهم درباره قتل اخیر مسعود مسجودی نیز از شما سؤال کنم. تا آنجا که اطلاع دارم، او تا مدتی از هواداران شما بود. او عضو گروه "فرشگرد" بود، استاد دانشگاه بود و در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. اما بعدها به یکی از منتقدان شما تبدیل شد. همان‌طور که احتمالاً در جریان هستید، او در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه علیه شما اقامه دعوا کرد. در آن شکایت‌ها ادعا شده بود که شما هدایت حملات سایبری علیه فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را بر عهده داشته‌اید.

اجازه بدهید پیش از ادامه، نکته‌ای را کاملاً روشن کنم. هیچ مدرکی وجود ندارد که شما را به قتل او مرتبط کند. دلیل طرح این موضوع نیز این نیست. اما دادستان‌های کانادا دو نفر از هواداران شما را به قتل او متهم کرده‌اند. نخست می‌خواهم بدانم آیا شخصاً آقای مسجودی را می‌شناختید یا خیر؟»

رضا پهلوی:

«صادقانه بگویم، هیچ دیدار یا گفت‌وگوی مشخصی با او به خاطر نمی‌آورم. طی این سال‌ها هزاران نفر در نشست‌های زوم یا برنامه‌های مختلف شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم یکی از همان افراد بوده باشد. اما واقعاً چیزی به یاد ندارم.

با این حال، اصل موضوع این نیست. اصل موضوع این است که آنچه رخ داده، یک تراژدی است. هر کسی که مسئول این قتل بوده است، باید در برابر دادگاه قرار گیرد و بابت جنایتی که مرتکب شده، محاکمه شود».

استیو استکلو:

«فقط دو نکته درباره همین پرونده. در دو اظهارنامه رسمی که در دادگاه ارائه کرده‌اید، نوشته‌اید: "من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم."

اما ما ویدئویی در یوتیوب پیدا کرده‌ایم که او منتشر کرده است. در آن، فایل صوتی یک جلسه زوم در سال ۲۰۲۱ وجود دارد که حدود هجده دقیقه طول می‌کشد و او در آن مستقیماً با شما گفت‌وگو می‌کند.»

رضا پهلوی توضیح می دهد:

«ممکن است چنین چیزی وجود داشته باشد. همان‌طور که گفتم، زمانی که آن اظهارنامه را امضا کردم، واقعاً چیزی به یاد نداشتم. این‌طور نیست که من هر پنج سال یک‌بار یک جلسه زوم برگزار کنم. گاهی هفته‌ای دو بار جلسه دارم و در هر جلسه هزاران نفر حضور دارند.

صادقانه بگویم، اینکه بعد از چند سال به خاطر بیاورم دقیقاً چه کسی در کدام جلسه حضور داشته یا چه چیزی گفته است، عملاً امکان‌پذیر نیست. حتی گاهی افراد با نام واقعی خود نیز وارد این جلسات نمی‌شوند.

بنابراین، آنچه آن زمان گفتم و امروز هم تکرار می‌کنم، این است که واقعاً هیچ گفت‌وگوی مشخص یا خاطره‌ای از این فرد به یاد ندارم.»

چه کسی مسئول است؟

تصور کنید این پرسش‌ها چه مقدار از زمان این مصاحبه را به خود اختصاص داده است؛ زمانی که می‌توانست به موضوعاتی مانند درد و رنج مردم ایران، سرکوب، اعدام‌ها و کشتار دی ماه اختصاص یابد.

در برخی از شبکه‌های اجتماعی، شماری از ایرانیان به خبرنگاران رویترز توهین کرده و آنان را «بازجو-خبرنگار» نامیده‌اند. حال آنکه وظیفه یک خبرنگار، به‌ویژه یک خبرنگار تحقیقی، دقیقاً این است که موضوعات چالشی را شناسایی کند و آنها را با مصاحبه‌شونده در میان بگذارد.

پرسش مهم

آیا رضا پهلوی نمی‌دانست چه پرسش‌هایی در انتظار اوست؟

قطعاً می‌دانست؛ اما با این حال، انجام این مصاحبه را پذیرفت. چرا؟

آیا او به دنبال شناخته‌شدن بیشتر بود؟

تا آنجا که به شخص رضا پهلوی مربوط می‌شود، با توجه به پیشینه خانوادگی، سال‌های طولانی حضور رسانه‌ای و دیدارهای متعدد با رهبران و سیاستمداران جهان، به نظر نمی‌رسد نیازی به دیده‌شدن بیشتر داشته باشد.

اگر او صرفاً به منافع شخصی خود می‌اندیشید، با آگاهی از اینکه ــ به تعبیر خبرنگار رویترز ــ «سؤال‌های سختی» در انتظارش است، به‌سادگی می‌توانست درخواست مصاحبه را رد کند.

او این درخواست را پذیرفت تا از این فرصت و از این تریبون برای رساندن صدای مردم ایران به افکار عمومی جهان استفاده کند. او منافع ایران و مردم ایران را در اولویت قرار داد و با وجود آنکه می‌دانست حتی در موضوعاتی مربوط به نزدیک‌ترین افراد خانواده‌اش نیز با پرسش‌های دشوار روبه‌رو خواهد شد، این مصاحبه را پذیرفت.

در همین‌جا باید به هواداران متعصب یا افراطی رضا پهلوی نیز یادآوری کرد:

به جای حمله به رویترز و خبرنگارانی که این مصاحبه را انجام دادند، به رفتار خود بازگردید؛ همان‌گونه که رضا پهلوی منافع ایران و مردم ایران را در اولویت قرار داد، شما نیز چنین کنید. در برخورد با مخالفان، احساسات خود را کنترل کنید؛ از مقدس‌سازی و «خداگونه» ساختن رضا پهلوی بپرهیزید و از هرگونه حاشیه‌سازی و رفتار خشونت‌آمیز فاصله بگیرید.

این شما هستید که با رفتار خود موضوعاتی تولید می‌کنید که وقتی یک خبرنگار تحقیقی برای انجام مصاحبه با رضا پهلوی آماده می‌شود، با انبوهی از نمونه‌های افراط‌گرایی روبه‌رو می‌شود و نمی‌تواند از کنار آنها به سادگی عبور کند.

وقتی خبرنگاری می‌بیند که موضوع تنها به یک یا دو مورد محدود نیست، بلکه در شهرها و کشورهای مختلف ــ هر جا که بخشی از هواداران رضا پهلوی فعال هستند یا در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند ــ موارد متعددی از تهدید، فحاشی، خشونت و رفتارهای افراطی دیده می‌شود؛ و برخی از این موارد حتی به تشکیل پرونده‌های پلیسی انجامیده و در یک مورد نیز نام رضا پهلوی در یک پرونده قضایی مطرح شده است، طبیعی است که این موضوع را نادیده نگیرد و درباره آن تحقیق کرده و از خود رضا پهلوی نیز سؤال کند. این، وظیفه یک خبرنگار است.

جهان می‌خواهد بداند اگر جمهوری اسلامی با این همه جنایت و افراط‌گرایی کنار برود، آلترناتیو مدعی جایگزینی آن ــ و هوادارانش ــ تا چه اندازه به دموکراسی، ارزش‌های انسانی و حاکمیت قانون پایبند هستند.

هواداران متعصب و افراطی رضا پهلوی، با اعمال و رفتار خود، بیش از هر کسی به وجهه و اعتبار سیاسی او آسیب می‌زنند. بنابراین، به جای نشانه گرفتن خبرنگاران رویترز، باید مسئولیت این وضعیت را متوجه همین دسته از هواداران دانست.

در یک سال گذشته، در بسیاری از مصاحبه‌ها و کنفرانس‌های خبری که رسانه‌های کشورهای مختلف با رضا پهلوی برگزار کرده‌اند، موضوع تعصب، خشونت و افراط‌گرایی بخشی از هواداران او، یکی از محورهای ثابت پرسش‌ها بوده است.

جهان می‌خواهد هرچه زودتر از شرّ جمهوری اسلامی رهایی یابد؛ اما اگر این تصور شکل بگیرد که قرار است یک نیروی افراطی دیگر جایگزین جمهوری اسلامی شود، طبیعی است که از آن حمایت نکند.

یکی از دلایل احتیاط دولت‌ها، سیاستمداران، رسانه‌ها و حتی حامیان مالی در نزدیک شدن به رضا پهلوی و تردید در حمایت گسترده‌تر از او، همین رفتارهای افراطی بخشی از هواداران اوست؛ وضعیتی که در درجه نخست، به زیان مردم ایران تمام می‌شود؛ مردمی که همچنان در کشتارگاه جمهوری اسلامی به گروگان گرفته شده اند.

لزوم بازبینی

نویسنده در چند سال گذشته، در مقاله‌های متعددی به خطر افراط‌گرایی در میان بخشی از پادشاهی‌خواهان و هواداران رضا پهلوی و پیامدهای زیانبار آن اشاره کرده است (لینک برخی از این مقاله‌ها در پایان آمده است).

رضا پهلوی نیز تاکنون بارها علیه همین افراط‌گرایی موضع گرفته است. او در همین مصاحبه با رویترز به‌صراحت می‌گوید:

«من این رفتارها را محکوم می‌کنم...»

در اینجا این پرسش مطرح می‌شود:

اگر در چند سال اخیر، به‌ویژه در سه سال گذشته، همه این محکوم کردن‌ها و «اعلام برائت‌ها» کافی نبوده و این رفتارهای افراطی همچنان ادامه یافته است، آیا همین موضوع نشان نمی‌دهد که اقدامات انجام‌شده تاکنونی برای مقابله با آن کافی نبوده است؟

باید توجه داشت که سخن از چند «مورد استثنایی» یا «تک‌مورد» نیست؛ مسئله، فراتر از آن، مقابله با نوعی «فرهنگ نهادینه‌شده» است؛ فرهنگی که خود را برتر می‌داند، رهبر خود را مقدس می‌شمارد، خود را صاحب‌خانه ایران می‌داند، هر مخالفی را خائن تلقی می‌کند و برای خود این حق را قائل است که به مخالف حمله کند، به او تهمت بزند یا در صورت لزوم، او را حذف کند.

این افراط‌گرایی ریشه در شوونیسم و ناسیونالیسم افراطی دارد. چنین جریانی سمّی مُهلک برای ایران‌دوستی، ملی‌گرایی مدرن و عدالت‌خواهی است. اگر این خطر با آگاهی‌بخشی و روشنگری به انزوا کشیده نشود، می‌تواند بخشی از حامیان دموکرات رضا پهلوی را از او دور کند و در عرصه بین‌المللی نیز ــ چه در میان رسانه‌ها، چه در میان سیاستمداران و چه در افکار عمومی ــ تردید نسبت به او را افزایش دهد.

متعصبان و افراط‌گرایان شوونیست، از نظر تعداد، اقلیتی کوچک هستند؛ اما صدای بلندتری دارند. هر جا تریبونی وجود داشته باشد، معمولاً حضور پررنگ‌تری پیدا می‌کنند و می‌کوشند میدان دار شده و فضای آن را در اختیار بگیرند. بخشی از این جریان نیز ممکن است به لشکر سایبری جمهوری اسلامی وابسته باشد یا از آن تغذیه شود. همین موضوع، مقابله با این پدیده را پیچیده‌تر و دشوارتر می‌کند. از این‌رو، محکوم کردن‌های مقطعی و پراکنده، به‌تنهایی کافی نیست.

به باور من، رضا پهلوی باید مقابله با افراط‌گرایی و افراط‌گرایان را یک پروژه بلندمدت فرهنگی بداند. چنین مبارزه‌ای، مستمر و روزمره است؛ به آگاهی‌رسانی، آموزش و تکرار نیاز دارد. هرگاه موردی رخ می‌دهد، باید سریع، شفاف و صریح از سوی او یا دفتر روابط عمومی اش نسبت به آن واکنش نشان داده شود.

از سوی دیگر، هواداران رضا پهلوی نیز نباید در برابر رفتارهای متعصبانه و افراطی در تجمع‌ها یا شبکه‌های اجتماعی بی‌تفاوت بمانند. برگزارکنندگان تجمع‌ها و راهپیمایی‌ها نیز نباید نسبت به این رفتارها سکوت کنند. هواداران رضا پهلوی، هرگاه با چنین رفتارهایی در صفوف خود روبه‌رو می‌شوند، می‌توانند نسبت به آن اعتراض کنند و اگر لازم بود، حتی آن جمع را ترک و افراط‌گرایان را منزوی کنند.

باید توجه داشت که مبارزه با افراط‌گرایی، یک استراتژی است، نه یک اقدام مقطعی. این مبارزه زمان‌بَر است و در سکوت و بی‌برنامگی نیز به نتیجه نمی‌رسد. لازم است با برنامه‌ریزی دقیق، مدیریت مستمر و رویکردی فرهنگی پیش برده شود تا خود به یک بحران یا حاشیه تازه تبدیل نشود.

هر اندازه امروز خطر افراط‌گرایی ــ در اینجا، به‌طور مشخص در خارج از ایران ــ مهار شود و شهروندان نسبت به آن آگاهی بیشتری پیدا کنند، تردید سیاستمداران، رسانه‌ها و افکار عمومی جهان نسبت به رضا پهلوی نیز کاهش خواهد یافت. افزون بر این، هر موفقیت در این زمینه می‌تواند به کاهش خشونت در دوره گذار و حتی پس از آن کمک کند.

مطالب مرتبط

مصاحبه رویترز با رضا پهلوی؛ سندی مهم در پایبندی او به اصول دموکراتیک

ضعف‌های تاکنونی جریان هوادار رضا پهلوی؛ اهمیت و ضرورت تشکل‌یابی

افراط‌گرائی سیاسی، دشمن دموکراسی در ایران هم امروز و هم فردا

راست و چپ افراطی یعنی چه؛ معیارهای تشخیص کدام است؟/ بخش دوم: «راست و چپ افراطی» در ارتباط با نیروهای سیاسی- اجتماعی ایرانی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy