ویژه خبرنامه گویا
وضعیت ایران برای بیشترین شمار مردم چیزی جز گرفتاری و درگیری روزمره با انبوهی از دردسرهای ریز و درشت نیست. فشار اقتصادی خردکننده است و حکومتی بر سر کار است که روشن نیست چه کسانی قدرت حقیقی آن را در دست دارند. آنچه نمود دارد، این است که همهچیز پنهان است؛ رهبر، اگر هست، پنهان است و تصمیمگیریها نیز پنهان و دور از چشم مردم صورت میگیرد.
نوشتن درباره ایران برای ما که در بیرون از کشور هستیم ــ یا بهتر است بگویم برای شخص من ــ آسان نیست. هر اندازه دلسوز و نگران مردم و میهن باشیم، هرگز نمیتوانیم رنج و سختی آنان را بهخوبی احساس کنیم و آن را بهدرستی بازتاب دهیم. بنابراین، نوشتن درباره ایران ساده نیست.
آقای خلجی و توهین به دیگران
کسی که چنین به اپوزیسیون و بهویژه شخص آقای رضا پهلوی یورش میبرد، نهایت بیاحترامی را روا میدارد و خود را عقل کل میداند، بهتر است راهحلی نیز ارائه دهد.
ایشان در مصاحبهای با عنوان انتقاد، شمشیر به روی اپوزیسیون و آقای رضا پهلوی کشیده است. خلجی از آنچه «تصویر دیجیتالی ساختهشده از اعتراضات» میخواند، سخن گفته است؛ تعبیری مبهم که میتواند به کوچکنمایی دامنه اعتراضات و سرکوب خونین معترضان تعبیر شود. او باید روشن کند منظورش دقیقاً چه بوده و این ارزیابی بر چه شواهدی استوار است.
شوربختانه، مصاحبهکننده از او نمیخواهد سند و مدرکی ارائه دهد و نمیپرسد این تحلیل بر چه پایه واقعی استوار است. من بیش از این به سخنان بیمایه و تفرقهانگیز او نمیپردازم؛ زیرا اهمیت چندانی نخواهد داشت.
این نوع نقد کلی و تفکیکنشده از اپوزیسیون، فارغ از قصد گوینده، میتواند به روایت تبلیغاتی جمهوری اسلامی علیه مخالفانش یاری برساند.
تنها به یک نکته مهم اشاره میکنم: ایشان ادعا میکند که آقای رضا پهلوی هیچ برنامهای برای ایران ندارد. به گمان من، این آقا حتی درباره آنچه از آن انتقاد کرده و آن را به شیوه حکومت اسلامی میکوبد، آگاهی درستی ندارد. نشانی وبسایتی را در زیر میآورم تا اگر او و همفکرانش خواستند، مروری بر آن داشته باشند:
https://iranopasmigirim.com/fa/iran-prosperity-project
یک نکته دیگر نیز باید افزود: روشن است که بخشهای عملی و برنامهریزی اجرایی چنین طرحهایی، با توجه به شیوه حکومت مافیایی جمهوری اسلامی، نمیتواند بهطور کامل آشکار باشد.
اپوزیسیون در درون و بیرون
روشن است که اپوزیسیون در داخل ایران، زیر سرکوب شدید و وحشیانه حکومت، امکان سازماندهی مؤثر ندارد. در بیرون از ایران نیز تنها کسی که برای رهبری دوران گذار مورد توجه شمار قابلتوجهی از مردم در داخل و خارج از کشور قرار گرفته، آقای رضا پهلوی است. تأکید میکنم که این موضوع تنها به رهبری دوران گذار مربوط میشود.
اگر صد بار دیگر هم تکرار کنیم که پس از آن، مردم در انتخاباتی آزاد و با نظارت نهادهای بینالمللی حکومت آینده خود را برخواهند گزید، باز هم از نگرانی جزماندیشان در شکلها و فرقههای گوناگون کاسته نخواهد شد.
نگرانی حکومت، کسانی چون خلجی، سازمان مجاهدین و چپهای جزماندیش، قدرتیابی پادشاهیخواهان و آقای رضا پهلوی است. به باور من، هیچیک از چهرهها و گروههای سیاسی پرادعایی چون سازمان مجاهدین، توان هماوردی در یک مبارزه سالم و شرافتمندانه با رضا پهلوی و هوادارانش را ندارند؛ هوادارانی که اکنون یکی از پرشمارترین جریانها در میان گروهها و چهرههای مختلف اپوزیسیون را تشکیل میدهند.
یکی از مشکلات در میان هواداران پادشاهی ــ البته پادشاهی مشروطه ــ حضور کسانی است که به گمان شماری از هواداران، ممکن است عوامل نفوذی حکومت باشند و کارشان ناسزاگویی به این و آن و ایجاد هرچه بیشتر تفرقه و جدایی باشد. با وجود تأکید چندباره آقای رضا پهلوی مبنی بر اینکه ناسزاگویان از ما نیستند، این روند همچنان ادامه یافته است.
چه پیش خواهد آمد؟
اینکه در این جنگ، با توجه به ناکارآمدی و ازهمپاشیدگی حکومت، رهبری که تنها نامی بر روی کاغذ است و روشن نیست آیا وجود و نقش مؤثری دارد یا نه، محاصره اقتصادی و تورم وحشتناکی که هر روز وضع را بدتر میکند، چه بر سر زندگی مردم خواهد آمد، روشن نیست.
تجربه رفتار این حکومت مافیایی و آدمخوار نشان داده است که تا آخرین دم چشمبهراه معجزهای میماند و اگر چنین نشود و تنها لحظهای تا فروپاشی فاصله داشته باشد، ناگهان چرخشی صدوهشتاددرجهای میکند، به یاد «صلح امام حسن» و دیگر توجیهاتی که میبافد میافتد و سر تسلیم فرود میآورد؛ البته با همان شیوه همیشگی گندهگویی که «ما پیروز شدیم» و «دشمن سرانجام تسلیم خواستههای بهحق ما شد».
تنها باید امیدوار بود که مردم ایران کمتر آسیب ببینند.

نسلی که دیگر روایت آماده نمیخرد، امیر جاوید















