این نوشته در پاسخ به مقاله «دو خیزش، یک مسیر؛ چه کسانی از تفرقه سود میبرند؟» نوشته شهلا شفیق منتشر میشود. انتشار دیدگاههای طرفین به معنای تأیید آنها از سوی خبرنامه گویا نیست
***
آیینه دروغ نمیگوید شفاف است و آنچه هستی، همان را به تو نشان میدهد. او در همان ابتدای یادداشت، یادداشتی که می خواهد حس "ایرانیت" را برانگیزد، با عنوان "در ربط و رابطه خیزشهای انقلابی زن، زندگی، آزادی" مینویسد: «شاهد پافشاری برخی از مدعیان ضدیت با جمهوری اسلامی و دفاع از حقوق زنان بر تفریق و تفرق این خیزش، با "انقلاب شیر و خورشید" هستیم» و چند سطر پایینتر مینویسد: «اینک اصرار اینان بر تقابل این دو رخداد شدت گرفته است.»
من تا کنون حتا یک مورد در شبکه های مجازی، یادداشت یا مقاله ندیده ام که کسی "تقابل دو رویداد" را به قول ایشان "نظریهپردازی" کرده باشد. چنین سر بسته سخن گفتن از "برخی نظریهپردازان" اما حتا نقل نکردن دو سطر از آنها، چیزی از آن "برخی"ها کم نمیکند و چیزی نیز بر شما نمیافزاید. باری، آنچه من نوشته ام نه درباره "تقابل دو رویداد"، بلکه درباره وظایف هر یک از آنها بوده است. خانم شهلا شفیق وقتی به اینجا میرسد و از "نظریهپردازی برخی" سخن میگوید، اما با لگد به آیینه میکوبد و از کنار آن میگذرد. چونکه در واقع از رسم نقد فاصله میگیرد و از پاسخدادن مستقیم به آن خودداری میکند. اگر ادعای "نظریهپردازی برخی" آنگونه که میگوید برایش مسئله ساز است، چرا حتا چند سطر از آن را بعنوان فاکت نمیآورد و سپس با استدلال رد نمیکند؟ نمی تواند بگوید این "نظریهپردازی" برایش اهمیتی نداشته که به نقدش بنشیند، چونکه اگر بی اهمیت بود، اینچنین احساسات "ایرانیت" و "ایرانگرایی"اش برانگیخته نمی شد.
بارها در یاد داشتها و مقالاتی درباره "ایرانیت" و "ایرانگرایی" نوشته ام که این دو از بار ارزشی انسان محور(منظور اینجا فردیت است) برای امروز تهی اند، حال آنکه خیزش نوزایی "زن، زندگی، آزادی" از چنین باری برخوردار است. وقتی سخن از "ایرانیت" باشد، منهای "اسلامیت" آن در نظر است و ایرانیت مورد ادعا به صورت مفهومی مستقل عرضه میشود و درست هم است. اما همانطور که بارها نوشته ام، در "ایرانیت" و الگوهای زیست اجتماعی برآمده از آن، هیچگاه فردیت جایگاه محوری نداشته است، حال آنکه در نوزایی فرهنگیِ "زن، زندگی، آزادی" با الگوی فردیت مواجه هستیم و همین در نوع خود، گسستی با "ایرانیت" است که هیچ الگوی مربوط به آن نشانی از فردیت ندارد. با این توصیف، مخاطبان خانم شفیق باید از او بپرسند که چگونه می توان "ایرانیت" منهای فردیت را با "نوزایی" معطوف به فردیت به هم گره زد؟ به یاد داشته باشیم هزار و سیصد سال است که اسلامیت در کالبد همان ایرانیت جان گرفت.
نویسنده کتاب "از آیینه بپرس" مینویسد: «قوام خلاقانه آن "ایرانیت" که ارجگذار رنگارنگی قومی، مذهبی و فرهنگی ایران است و پایه گذار یکپارچگی مردمی حول ارزشهایی است که خیزش "زن، زندگی، آزادی" بر آن استوار است.» این سخن درباره "ایرانیت" که "ارج" آن را صرفاً در "رنگارنگی قومی، مذهبی و فرهنگی ایران" میبیند(و این ارج را هم تا به همین میزان دیده که من می بینم) و در میان این همه، نمی تواند جایگاهی برای فردیت در آن ایرانیت بیابد، خود گواهی روشن بر همان غیبت فردیت است که من بر آن انگشت گذاشتهام.
در انتهای یادداشت نویسنده چنین آمده است: «پرسش اما اینجاست که نافهمی و بدفهمی آنانی که در صف مخالفان جمهوری اسلامی همچنان بر تحریف ربط درونی این خیزشهای انقلابی اصرار میورزند و اطراف آن نظریه پردازی میکنند چه معنا و چه دلیلی دارد؟ پاسخ هر چه باشد، برای من روشن است که هرگونه تلاش برای تفریق و تفرق میان خیزشهای انقلابی "زن، زندگی، آزادی" و "شیر و خورشید"، علیرغم هر انگیزه و هدف، تنها و تنها به بقای حاکمان غارتگر و خونریز یاری می رساند.»
چون نویسنده در این بخش، پرسش خود را از پیش با برچسب "نافهمی" و "بدفهمی" دیگران آلوده کرده و خود را به تبع، در جایگاه "با فهم" و "خوب فهم" نشانده است، پاسخ را نیز از خودش میگیرد و نه کسی که مخاطب پرسش است! اما همین "خودِ با فهم" هنوز نمی بیند که در دینیت ایرانی فردیت جایگاهی نداشته، حال آنکه خیزش نوزایی "زن، زندگی، آزادی" بر فردیت استوار است و این دو از این حیث، هیچ سنخیتی با یکدیگر ندارند.
درباره عنوان "انقلاب شیر و خورشید" و انقلاب "زن، زندگی، آزادی" به همین میزان بسنده میکنم که "شیر و خورشید" می تواند نشان پرچم یک کشور باشد، اما ارزشهای یک انقلاب را باید در نسبتش با انسان و نسلهای امروز ایران سنجید. به همین جهت، هر یک می توانند وظایف خود را داشته باشند و به موازات یکدیگر پیش بروند. و بالاخره، اگر برای نشان "شیر و خورشید" ارزشی مساوی با ارزش فردیت در انقلاب جاری ایران قائلید، استدلالش کنید، وگرنه این سخن چیزی بیش از باد هوا نخواهد بود.
نیکروز اعظمی

مهسای نازنین، احمد وحدت خواه
















