جمهوری اسلامی به کارت بازی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است
گفتگوی حسین آقایی با ایران اینترنشنال
حسین آقایی: روسیه و چین برای نجات جمهوری اسلامی خود را به آبوآتش نمیزنند؛ آنها به دنبال حفظ ایرانی ضعیف هستند و پوتین حاضر نیست کارت ایران را بدون گرفتن امتیاز از آمریکا واگذار کند.
توافق دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین برای صادرات گازوئیل روسیه به آمریکا را باید در چارچوب تلاش دو کشور برای ترمیم و بهبود روابطشان ارزیابی کرد. تماس تلفنی ترامپ و پوتین و اظهارات یوری اوشاکوف، دستیار ارشد رئیسجمهور روسیه، نشان میدهد که واشنگتن و مسکو بهطور جدی به دنبال بهبود روابط هستند و برای رسیدن به این هدف، از جنگ اوکراین و مسئله ایران بهعنوان ابزار معامله استفاده میکنند.
این توافق را باید در کنار دو معامله احتمالی دیگر بررسی کرد؛ نخست، طرحی ۲۰ میلیارد دلاری برای خرید داراییهای بینالمللی شرکت نفتی لوکاویل روسیه از سوی سرمایهگذاران آمریکایی، اماراتی و قطری و دوم، احتمال سرمایهگذاری آمریکا در پروژه نورد استریم برای انتقال گاز روسیه به اروپا.
اگرچه حجم اولیه گازوئیلی که روسیه قرار است در اختیار بازار آمریکا و جهان قرار دهد در مقایسه با مصرف آمریکا چندان زیاد نیست، اما اهمیت سیاسی این توافق بسیار فراتر از ارزش اقتصادی آن است. به نظر میرسد روسیه و آمریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراین و بهبود روابط خود تلاش میکنند و همزمان از کارت ایران نیز استفاده میکنند.
پوتین از یکسو به دنبال تأمین هزینههای جنگ اوکراین است و از سوی دیگر، با این توافق به ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا کمک میکند. او میداند که اگر جمهوریخواهان اکثریت کنگره را از دست بدهند، دموکراتها رویکرد مشابه ترامپ در قبال روسیه نخواهند داشت. هدف دیگر پوتین میتواند جلوگیری از ادامه حملات اوکراین به پالایشگاههای نفت روسیه باشد؛ حملاتی که ترامپ نیز با آنها مخالفت کرده است.
نکته مهم این است که توافق ترامپ و پوتین درست در روزی صورت گرفت که مسعود پزشکیان در ترکمنستان با رئیسجمهور روسیه دیدار میکرد. به نظر من، این تحولات نشان میدهد که پوتین در حال فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی است و ترامپ نیز در سیاستهای مربوط به ایران با او همراهی میکند.
جمهوری اسلامی، روسیه، چین، بلاروس و کره شمالی در یک اردوگاه قرار دارند و هدف راهبردی مشترک آنها تضعیف و بازتعریف نظم بینالمللی کنونی است. بااینحال، روسیه و چین معاملات بسیار بزرگتری با آمریکا دارند و طرف اصلی حساب آنها واشنگتن است.
برای روسیه و چین، جنگ ایران فرصتی برای رصد و تحلیل تواناییهای نظامی و فناوریهای جنگی است؛ اطلاعاتی که ممکن است در درگیریهای آینده به آن نیاز داشته باشند. روسیه نیز تاکنون از طریق اطلاعات ماهوارهای، شناسایی موقعیت اهداف، تأمین قطعات موشکی و پهپادی، مشارکت در عملیات سایبری و انتقال فناوریهای نظامی به جمهوری اسلامی کمک کرده است.
اگرچه بر اساس گزارش بلومبرگ، روسیه همچنان به حمایت نظامی از جمهوری اسلامی ادامه میدهد، اما به نظر من توافق اخیر ترامپ و پوتین میتواند باعث کاهش حمایتهای روسیه و حتی چین از تهران شود؛ بهویژه در زمینه ارائه اطلاعات ماهوارهای و شناسایی موقعیت اهداف.
احتمال دارد پوتین در چارچوب توافق با ترامپ، فشار دیپلماتیک بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد کند تا تهران به میز مذاکره بازگردد و امتیازهای موردنظر آمریکا را بپذیرد.
البته این به معنای آن نیست که روسیه و چین حاضرند کارت ایران را بهآسانی و بدون دریافت امتیاز واگذار کنند. اولویت مسکو و پکن، حفظ ایرانی ضعیف است؛ چه با جمهوری اسلامی و چه با شکل تغییریافتهای از همین حکومت. آنها نمیخواهند حکومتی در ایران روی کار بیاید که از نظر راهبردی به غرب گرایش داشته باشد.
روسیه و چین برای نجات جمهوری اسلامی خود را به آبوآتش نخواهند زد و برای حفظ آن لشکرکشی نخواهند کرد. پوتین بر اساس منافع روسیه تصمیم میگیرد و هدفش نجات جمهوری اسلامی نیست. مسکو و پکن درعینحال تلاش میکنند ایران را ضعیف نگه دارند و از موقعیت آن در معاملات خود با آمریکا استفاده کنند.
خطر اصلی این است که ایران، متأسفانه به دلیل وجود جمهوری اسلامی، به کارت بازی ابرقدرتها و قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.

راز بقای جمهوری اسلامی

روشنفکری ایرانی میان همبستگی ملی و دشمنی با پهلوی















