گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
در همين زمينه
16 شهریور» کتاب "حکومت اسلامی" را دقيق تر بخوانيم! همايون مهمنش10 خرداد» اقتصاد مال خر نيست! همايون مهمنش 16 فروردین» نظرات احمد زيرک زاده در باره دموکراسی و تحزب به مناسبت صدمين سال تولد وی، گردآورنده: همايون مهمنش 30 آذر» پاره ای از خطرات بکارگيری انرژی هسته ای، به مناسبت تحويل نخستين محموله سوخت نيروگاه اتمی بوشهر، همايون مهمنش 13 شهریور» محدوده های اتحاد برای دموکراسی، همايون مهمنش
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! "اجرای قوانين اسلام" يا اداره کشور؟ همايون مهمنش![]() آقای احمدی نژاد در سوم آذر ماه گفت: "من همينجا اعلام میکنم که ما قادريم کشورمان را با قيمت نفت هشت دلار و پنج دلار نيز اداره کنيم". پس از آن مطالبی در انتقاد به اين گفته و عدم امکان اداره کشور با درآمدهای کمتر انتشار يافت. به نظر نگارنده اين سطور، آقای احمدی نژاد با قيمت نفت کمتر از پنج دلار نيز ميتواند به کار خود ادامه دهد. نتيجه کارهای ايشان نشان ميدهد که وی مسئوليتی در مقابل مردم احساس نميکند و اگر وضع بدتر از اين هم بشود، او مثل هميشه پشت بلندگوها رفته، خودپسندانه ادعا خواهد کرد که همه چيز بر وفق مراد است و آنها که از نابسامانی ها صحبت ميکنند، در زمره بدخواهانند. اما بايد برای ايشان توضيح داد که کار ايشان بطور خاص و جمهوری اسلامی بطور عام را نميتوان "اداره کشور" ناميد. "اداره" کشور به معنی امروز، غلبه بر بحرانها و رفع مشکلات کشور است. در حاليکه در تمام دوران حاکميت جمهوری اسلامی مملکت گرفتار بحران بوده و حاکميت در عوض حل بحرانها، غالبا خود عامل ايجاد آنها بوده است. علی رغم درآمدهای هنگفت از نفت و گاز، اقتصاد کشور رو به اضمحلال است و در غالب زمينه ها، ايران در جداول مقايسه منطقه ای و جهانی در رديف های آخر و در سطح عقب مانده ترين کشورها جای دارد. تاکيد نوشته حاضر بر اين است که اصولا جمهوری اسلامی برای تحقق اهداف ايدئولوژيک خاصی بوجود آمده است. گروه حاکم منافع ايران و "اداره کشور" را در برابر اهداف خود فرع دانسته، بجای آنکه منابع و امکانات کشور را صرف اداره آن و رفاه مردم نمايد، آنها را مصروف اهداف جزمی خود ميکند. نتيجه، بحران های دائمی و وضع اسفناک مردم و کشور بوده است. هدف، ساختار و عملکرد جمهوری اسلامی گروه حاکم ميخواهد مردم را با اعمال زور و ارعاب به پيروی از ايدئولوژی يا "اسلام" خود مجبور کند. موضوع ايدئولوژی گروه حاکم، "ملت" ايران نيست. اين ايدئولوژی جهانشمول و خواهان رهبری "امت" جهانی اسلام از طريق "تداوم انقلاب" است. شعار "راه قدس از کربلا ميگذرد" و ابرازات احمدی نژاد در مورد "حکومت جهانی اسلام" و "محو اسرائيل از صفحه جغرافيا"، خطوط اصلی سياست خارجی جمهوری اسلامی را ترسيم ميکند. ساختار: مدل حکومت خلفا در دوران آغازين اسلام، تعيين کننده ساختار نظام است که در آن ولی فقيه که در مقابل هيچ مرجعی پاسخگو نيست، قدرت اصلی ميباشد. ارگانهائی مانند شورای نگهبان، مجلس خبرگان، بسيج و سپاه، مجلس شورای اسلامی، رئيس جمهور و غيره همه در سايه قدرت وی فقيه عمل ميکنند. عملکرد: برای گروه حاکم، "اجرای قوانين اسلام"، به معنی انطباق جامعه با "قوانين اسلامی" است که بايد با کمک مجازات های ضد انسانی مانند "شلاق زدن، سنگسار، قطع دست و ساير اعضای بدن و از بين بردن فرد يا حتی طائفه ای که ولی فقيه آنها را مضر به حال "اسلام" بداند، تحقق يابد. افراد مناسب برای اين حکومت نيز آنهائی هستند که بهتر از ديگران اين قوانين را به اجرا در می آورند. گروه حاکم برای گسترش و تداوم انقلاب تاکنون حداکثر استفاده از حربه نفت و پشتيبانی از نيروهای تروريستی منطقه را نموده است. با اين اهداف، طبيعی است اگر اين گروه حتی به قيمت ويرانی کامل کشور، در پی دستيابی به بمب اتمی بوده، از مقابله با قدرت های جهانی که در صدد ممانعت از تحقق اين هدف اند، نيز ابائی نداشته باشد. به اين جهت حتی افرادی که حفظ جمهوری اسلامی را منوط به بهتر شدن وضع مردم دانسته، نيم نگاهی هم به اداره کشور دارند، مطلوب نظام نيستند و گروه حاکم را دچار اشکال ميکنند. برعکس فردی جزمی و يک بعدی مانند علی خامنه ای که حاضر است بدون هيچ ملاحظه ای، منافع مردم و کشور را قربانی تحقق اهداف ايدئولوژيک نظام کند، بعنوان ولی فقيه بر سر کار باقی ميماند. بايد توجه داشت که سياست های جمهوری اسلامی از روی بی برنامگی و يا بلاهت رهبران آن نيست، بلکه نتيجه منطقی هدف گذاری های آن ميباشد. آنهائی که تصور ميکنند گروه حاکم مايل به پايان دادن به بحرانها، بوِيژه بحران هسته ای است، هنوز به اهداف و اقدامات اين گروه، توجه لازم را مبذول نداشته اند. حکومت ملی ساختار: در حکومت ملی همه قدرت ها ناشی از ملت است. سه قوه مقننه، قضائيه و اجرائيه تابع هيچ قدرتی جز رای آزاد مردم نيستند و هرکدام با قدرت، اما جدا از يکديگر و در چارچوب قانون عمل ميکنند. کليه مقامات مهم حکومتی انتخابی بوده، در مقابل مردم يا نمايندگان آنان پاسخگويند. عملکرد: شرکت شايسته ترين افراد برای اداره کشور، استفاده از دانش مدرن مديريت، برنامه سياسی و اجرائی مناسب و همچنين آگاهی دادن به مردم برای جلب پشتيبانی آنان از عملکردهای يک حکومت ملی است. "اجرای قوانين اسلام" و اداره کشور دو هدف متفاوتند جدائی دين از حکومت ضروری است دخالت دين در حکومت هم به زيان مردم و هم به زيان دين است. اين دخالت فقط به نفع گروه حاکم، نزديکان و ياران آن است. سقوط آزاد اخلاق و معنويت در کشور يکی از نتايج اين دخالت بوده است. آزمايش ناموفق جمهوری اسلامی، کشور را دچار مخاطرات عظيم ساخته، ميليونها ايرانی را فقير و آواره نموده، زندگی شان را تلخ و آينده شان را تباه کرده است. اگرچه ممکن است با حذف "ولی فقيه" از قانون اساسی جمهوری اسلامی - آنطور که آقای ابراهيم يزدی پيشنهاد ميکنند - يا با تعويض افراد در مقامات بالای نظام، بهبودی موقتی نسبت به شرائط وخيم کنونی حاصل شود، اما يقينا حل مشکل اساسی نيست. مشکل اساسی دخالت دين در حکومت است که تنها و تنها با جدائی کامل دين از حکومت برطرف ميشود. شرايط کنونی به همه ايرانيان مربوط ميشود نبايد ترديد کرد که مردم هوشمند ايران بالاخره راه پايان دادن به شرائط بحرانی و خطرناک کنونی را پيدا کرده، به آزادی، دموکراسی و جدائی دين از حکومت دست خواهند يافت. همايون مهمنش ۱- همايون مهمنش، کتاب «حکومت اسلامی» را دقيق تر بخوانيم! Copyright: gooya.com 2016
|
||||||