گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
در همين زمينه
4 اسفند» ذبح دموکراسی در پای اقتدار روحانی، علی افشاری19 دی» نشاط سياسی پيش نياز شتاب بخشی به اصلاحات ساختاری، علی افشاری 3 آبان» پاسخ به علی افشاری در دفاع از ابراهيم يزدی (بخش دوم)، عماد بهاور 3 آبان» پاسخ به علی افشاری در دفاع از ابراهيم يزدی، عماد بهاور 23 مهر» واکاوی تکنولوژی انتخاباتی حاکميت، علی افشاری
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! زنگ های خطر را دريابيم، علی افشاری![]() با درگذشت اميد رضا مير صيافی وبلاگ نويس زندانی در روز های واپسين سال ۱۳۸۷، روند مرگ های مشکوک در زندان ها وارد مرحله گسترده تری شد که به شکلی آشکار وصريح افزايش نگران کننده نا امنی در زندان ها و به مخاطره افتادن حق حيات زندانيان سياسی را نشان می دهد. او در حالی عيدی شوم زندان را دريافت که به تازگی دوران تحمل حبس دو سال و نيم خود را آغاز کرده بود. بر اساس گزارشات شاهدان عينی وی از افسردگی شديدی رنج می برده است که تحمل محيط طاقت فرسای زندان را برايش نا ممکن ساخته بود اما مسئولان دستگاه قضايی و سازمان زندان ها به اين خواسته ابتدايی او وقعی ننهادند و سرانجام نيز علی رغم نياز مبرم و فوری او به درمان در مراکزدرمانی مجهز ، از اعزام وی به بيمارستان های بيرون زندان خودداری کردند تا اين فاجعه دردناک رخ دهد و بار ديگر بديهی ترين حق خدادادی يک انسان پايمال گردد. اگر چه مسئولان دستگاه قضايی و زندان ها کوشيده اند تا اين درگذشت ها را عادی و تصادفی جلوه دهند ، اما در بهترين حالت، آنها نتيجه رفتار غير مسئولانه ، بی توجهی ، کم کاری و اهمال مسئولان مربوطه هستند که مشمول عنوان مجرمانه " قتل غيرمستقيم" و يا "غير عمدی" می گردد. فاصله نزديک دو مرگ مشکوک اخير ، ترديد ها و تشکيک های عمده ای را مطرح می سازد که نکند اين افراد با ترفند هايی به سمت مرگ نا خواسته سوق داده شده اند و بدين ترتيب به شکلی چراغ خاموش عملا احکام اعدام برای آنها جاری شده است تا بدينرتيب جامعه بترسد. اما اين رويداد تاسف بر انگيز سويه ديگری هم دارد که تلخی درد آن را دو چندان می سازد و آن هم غلبه نگرش خودی و غير خودی در حمايت از حقوق زندانيان سياسی است. تکليف حکومت روشن است که شهروندان جامعه را دسته بندی می کند و از ديد آن شهروندان غير درجه اول واجد هيچ حقی نيستند. اما وجود تبعيض در حمايت و يا ابراز حساسيت نسبت به سرنوشت زندانيان سياسی در ميان نيروهای تحول خواه ، مجامع حقوق بشری و رسانه ها باعث می شود تا حکومت التفات حداقلی نيز نسبت به زندانيان گمنام نداشته باشد و بدنرتيب حاشيه امنيت آنان خيلی کاهش يابد. البته سخن بر سر نديده گرفتن تمايرات و تفاوت سطح ها نيست بلکه تاکيد بر برافراشتن چتر حمايت حقوق بشری بر سر همگان است تا بواسطه حمايت فعال ، خبر رسانی موثر و برخورد برابر و غير تبعيض آميز بتوان راه را بر محروميت بيشتر نيروهای محذوف و حاشيه نشين شده بست. همچنين بايد بر ضرورت تشکيل کميته حفقيقت ياب و اعزام گزارشگر ويژه سازمان ملل برای بررسی مرگ های رازآلود اخير( زهرا کاظمی ، زهرا بنی يعقوب ،ولی الله فيض مهدوی ،اکبر محمدی ،عبدالرضا رجبی ،امير حشمت ساران و اميد رضا مير صيافی ) در داخل زندان ها تاکيد کرد تا حاکميت ملزم شود که حق حيات زندانيان را مراعات کند. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||