دوشنبه 26 مرداد 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نامه سرگشاده پری برکشلی، موزيسين ايرانی در فرانسه به سران دولت‌های آزاد و دمکراتيک

نيويورک، ۱۵ آگوست ۲۰۰۹

شهروند فرانسوی ام، پيانيستم و کنسرتيست، استاد پيانو و رئيس يک کنسرواتوار در فرانسه.
اصل و نسبم ايرانيست و وقايع اخير ايران بيش از هر چيز برايم تکان دهنده بوده است. در تظاهرات اخير پاريس برای همبستگی‌ با ايرانيان مقيم کشور شرکت جسته‌ام و حال که به نيويورک برای اجرای کنسرتی آمده ام، در تظاهرات نيويورک هم شرکت کرده‌ام و وظيفه خود ميدانم که از تمام کسانی‌ که ميتوانند ايرانيان را در مبارزه خود عليه زور، خشونت، بی‌ عدالتی و عدم رعايت حقوق بشر کمک کنند، مدد بخواهم.
ملت ايران نه تنها بر ضد يک تقلب انتخاباتی برخاسته بلکه به مقابله با يک رژيم خودکامه و ديکتاتور منش بر آمده است. رژيمی‌ که عدالت و داد خواهی را به مسخره گرفته، خفقان و سانسور را به نهايت درجه رسانده، خشونت و شکنجه را بيش از پيش رايج و همگانی کرده و حقوق بشر را بکلی زير پا گذاشته است. و حقوق زنان که به هيچ انگاشته ميشود ...



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


ملت ايران روحا و جسما درد ميکشد. در تظاهرات اخير تهران بيش از ۳۰۰ کشته داده. هزاران نفر بخاطر هيچ و پوچ دستگير و زندانی شده اند. زندانيان را شکنجه ميکنند که از آنها اعترافات دروغ بکشند، اعترافاتی به نفع رژيم. هم اکنون شاهد دادگاه‌های دسته جمعی ۱۰۰ نفره هستيم، دادگاه‌هايی‌ که روی دادگاه‌های استالينی را سفيد کرده اند و اوج بد‌ترين دوره‌های استالينی را به ياد می‌‌آورند. شرايط زندان‌ها و شکنجه زندانيان، از زندان گونتانامو و زندان ابوقريب هم بد تر است و چه گوييم از سانسور و اختناق ... موافق رژيم نبودن و يا فقط در تظاهراتی شرکت کردن يعنی‌ دستگير شدن، زندان رفتن و شکنجه شدن. هيچ خبرنگار خارجی‌ حق ورود به ايران را ندارد. هيچ خبری جز آنچه از صافی سانسور گذشته پخش نمی‌شود.
با وجود همه اينها مردم مقاومت ميکنند، به قيمت کشته و دستگير شدن به خيابان‌ها ميريزند، هر شب از پشت بام‌ها با بانگ "مرگ بر ديکتاتور" و "الله اکبر" شهر‌ها را به لرزه در می‌‌آورند.
در شرايطی اين چنين من خجلت زده خواهم بود اگر اين اهانت به بشريت و خشم و درد عميق خودم را بيان نکنم.
در سال ۱۹۵۳، آيالت متحده امريکا با دخالت در ايران سبب سرنگونی دولت مصدق شد و شاه را به ايران باز گرداند. در ۱۹۸۰، دول غرب با پشتيبانی از صدام حسين و فروختن اسلحه به عراق، حکومت خمينی را مستحکم تر کرده، غرور ملی‌ را، که حمل بر محبوبيت ملايان شد، بر انگيختند. به طور کلی‌، در سالهای گذشته، موقعيت‌های متعددی پيش آمد که غرب بخاطر منافع خودش و بخصوص بخاطر ثروت نفت ايران با خواسته‌های ملی‌ و مردمی ايران ستيز کرد و به نحوی به سرکوبی آنها کمک نمود.
برای يک بار هم که شده، آيا هنگام آن فرا نرسيده که به اين ملت کمکی‌ شود ؟
کمک به ايران حمله نظامی به ايران برای سرنگون کردن رژيم و به اصطلاح آوردن دموکراسی نيست. استقرار دموکراسی در ايران مساله فقط ايرانيان است که بايد تصميم بگيرند و به آن اقدام کنند، نه ديگران.
اما، کشورهای آزاد و دموکرتيک که مدعی احترام به حقوق بشر و حقوق زنانند، ميتوانند تصور کنند که ملت‌های ديگر، حتی ملت‌های خاور ميانه هم ميتوانند چنين خواسته‌هايی‌ داشته باشند.
دولت‌های آزاد و دموکراتيک بايد وظيفه انسانی‌ و اخلاقی‌ خود بدانند که به ملت‌های ديگر در مبارزه‌شان برای استقرار دموکراسی در مملکتشان ياری دهند.
ملت ايران به مبارزه عليه خودکامگی و ديکتاتورمنشی بر خواسته. جای آن دارد که کمک شود :
- رژيم فعلی‌ ايران بايد رژيمی‌ نا مشروع شناخته شود.
- شرکت سران دولت ايران در مجامع بين المللی، از احمدی نژاد گرفته تا آخرين وزير آينده اش، بايد تحريم شود.
- کليه روابط ديپلوماتيک و تجاری با ايران قطع گردد.
در اين صورت خواهيم ديد در صد موافقين اين رژيم به چند تقليل خواهد يافت ... و آيا باز هم کاميون‌های مملو از ۱۸/۵ ميليارد دلار پول نقد و طلا به راحتی‌ از ايران خارج خواهند شد که توسط مامورين ترکيه توقيف شوند ؟ اين پول‌ها از آن کيست ؟ آيا متعلق به ملت ايران نيست که به اين راحتی‌ از مرز خارج ميشود و سرکرده‌های دولت به تاراج ميبرند ؟ آری، اين رژيم علاوه بر همه "محسنات" دزد هم هست انچنانکه هيچ رژيم ديگری به پايش نميرسد.
من فقط به نام خودم مينويسم و به هيچ حزب يا دار و دسته‌ای متعلق نيستم. ولی‌ به خود اين اجازه را ميدهم که روسای کشور‌های دموکراتيک را مورد خطاب قرار دهم.
به آقای اوباما، رئيس جمهور آمريکا، که در تبريک سال نو به مردم ايران اين بيت زيبای شعر سعدی، "بنی آدم اعضای يکديگرند" را خواند، ميگويم :
يکی‌ از اين اعضا مجروح شده و درد ميکشد !
- به ملت ايران نشان دهيد که اين گفته‌های شما کلماتی خالی‌ از معنی‌ نيست و خطاب شما به مردم بوده نه به دولتيانی انتخاب نشده، با تقلب انتخاب شده، دزد و متجاوز به حقوق بشر.
- همبستگی‌ تان را با ملت ايران نشان دهيد نه با فرستادن ارتشتان به ايران - ميدانم که چنين قصدی نداريد - ولی‌ به عنوان نمونه با قطع کليه روابط تجاری تان با ايران.
يک بلوکوس سياسی تجاری با دولت ايران به وجود آوريد. و مهم نيست اگر در اين صورت ايران باز هم بيشتر به داد و ستدهای تجاری خود با کشورهای ديکتاتوری ادامه دهد.
به دبير کلی سازمان ملل ميگويم چرا دولت ايران را، به خاطر خشونت‌هايی‌ که توسط پاسداران، بسيجی‌‌ها و لباس شخصی‌‌هايش انجام ميدهد، به استيضاح نميکشيد ؟ مگر کميسيون حقوق بشر وجود ندارد ؟ مگر اين کميسيون نميداند در ايران کليه حقوق بشر، از حقوق فردی گرفته تا حقوق اجتماعی، زير پا گذاشته شده است ؟ پس چه می‌کند ؟
خطاب من به رئيس کميسيون اروپاست و هم چنين به سران تمامی کشورهای اروپايی.
از اينکه آقای اوباما، خانم مرکل و آقای سارکوزی، رئيس جمهور شدنش را به آقای احمدی نژاد تبريک نگفتند بسيار خوشوقتم. ولی‌ آيا اين کافيست ؟
من از کليه کشورها بخصوص از فرانسه، مهد روشنيها و حقوق بشر، کشوری که به عنوان وطن دومم انتخاب کردم، انتظارات بيشتری دارم.
حق و حتی وظيفه دخالت در امور کشوری ديگر را، که هنگام حمله به عراق آنقدر سر زبانها بود، من اينچنين ميفهمم.

پری برکشلی
pari.barkeshli@mac.com


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016