جمعه 20 آذر 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

آيا رفسنجانی آينده خود را در نظامی ديگر می‌بيند! ناصر مستشار

هاشمی رفسنجانی به ناپايداری نظام کنونی پی برده است. او بدرستی دريافته است که وضعيت سياسی جمهوری اسلامی بسيار لرزان است. وی فهميده است که حکومت ديگر مانند گذشته نمی تواند برمردم حکمرانی کند و مردم نيز ديگر حاضر نيستند مانند گذشته از جباريت حکومت فرمانبرداری نمايند. هاشمی سياستمداری پراگماتيست و هوشيار وموقعيت سنج است. بدين لحاظ او خود و اطرافيانش را برای جانشينی نظامی ديگر که از حکومت اسلامی ولايت فقيه کنده شوند و به شکل نوين جمهوری در قالب های اسلامی با قرائتی تازه و با نظارت کامل روحانيت نخبه طرفدار نظم نوين درحال انتقال می بيند. در مقابل تفکر ارتجاعی محمد تقی مصباح يزدی که می گويد، ولی فقيه مشروعيتش رااز الله می گيرد وبه رای مردم اصلا احترام نمی گذارد اما هاشمی رفسنجانی رسما گفته است اگر مردم ما را نمی خواهند،ما بايد برويم که همين باعث نارضايتی رهبر شده است.تهديدات امروز وزير اطلاعات عليه هاشمی با اجازه و توصيه خامنه ائی بوده است چرا که وزير اطلاعات از سخنان هاشمی اينگونه استنباط کرده است:



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


به ديدگاه اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد مبنای مردمی ولايت فقيه گفت "هاشمی همچنين ادعا کرده است تا زمانی که مردم ولی فقيه را بخواهند بايد باشد و اگر مردم او را نخواهند، بايد کنار رود." اين در حاليست که هاشمی رفسنجانی نگفته است اگر مردم ولی فقيه را نخواهند ،بايد کنار برود بلکه او گفته است اگر مردم مارا نخواهند ما بايد برويم! اونيز خود را به اندازه خامنه ائی ، صاحب نظام می داند و در بنيان گذاری جمهوری اسلامی شريک اساسی تلقی می نمايد ونمی خواهد تا نظامی که بدست او شکل گرفته است با چموش گری های افراد تازه در حکومت از ميان برود.هاشمی قلبا برای نظام دل می سوزاند. رفسنجانی خواسته است اين باربازبان مستقيم نه مانند گذشته باگفته های ايماء واشاره به مردم بگويد اگر رهبری کنونی کشور را نمی خواهيد پس خود را برای انتخاب رهبر تازه که شايد خودش باشد،آماده سازيد!هاشمی رفسنجانی که از عواقب مصاحبه اخير مطبوعاتی خويش پيشاپيش مطلع بود در اين مورد چنين گفته بود: برخی رای مردم را زينتی می دانند!
«هاشمی تصريح کرد: بنده ساکت نيستم ولی اکنون در شرايطی قرار داريم که حرف زدن تحمل نمی شود و سخن گفتن ما برای جامعه مفسده دارد.»
کروبی موقعيت کنونی حکومت اسلامی را برای جناح های مختلف حاکميت جهت آشتی ملی مناسب نمی داند و با صراحت می توان گفت که تضادها در درون حکومت به شدت آنتاگونيستی شده است. ماههای قبل ،آِيت الله صانعی نيزرسما گفته بود که با جناح مقابل اصلا نمی توان صحبت کرد. تشريح اوضاع کنونی حاکميت و جامعه ايران را می توان در سخنان زير يافت: امروز رسيدن به وحدت، امر بعيدی است «بروجردی با بيان اينکه در اين دوره تفرقه فراگير شده است تصريح کرد: علت عمده فراگير شدن اين تفرقه که حتی تا لايه‌های پائين جامعه نيز رسوخ پيدا کرده می‌توان در رفتار حاکمان يافت.
وی افزود:امروز کسانی که قدرت را در اختيار دارند از ابراز قدرت برای رسيدن به وحدت استفاده نمی‌کنند.«
موقعيت و جايگاه وشخصيت هاشمی رفسنجانی با شاپور بختيار ـ تفاوت های بسيار آشکاری دارد اما هاشمی نيز برای نجات نظام و جلوگيری از هرج ومرج مانند دوره انقلاب ۵۷ مانند دکتر بختيار به تلاش و تقلاء افتاده است.بختيار نيز آمادگی خود را برای انتقال جامعه از نظام پادشاهی به جمهوريت اعلام داشته بود تا خود نيز در نظام آتی نيز نقشی ايفاء نمايد که شوربختانه همه آن آرزوها جامه عمل نپوشيد! اينک رفسنجانی نيز می خواهد با مديريت خويش ـ نظام را به دوران دلخواهش انتقال دهد. اينکه آيا هاشمی رفسنجانی در اين برهه حساس تاريخی مانند بختيار شکست خواهد خورد يا به موفقيت خواهد رسيد به عوامل گوناگون همچون حمايت مردم از سياست های وی و به فراموشی سپردن همه جنايات نامبرده در گذشته بستگی دارد؟ قدر مسلم هاشمی رفسنجانی به پشت جبهه بخشی از حکومت اعتماد کامل دارد که در همين راستا، پشتيبانی بخشی از سياستمداران جهان نيزاز وی اورا بيشتر دلگرم می کند.بخش وسيعی از تکنوکرات ها و مديران صنعتی و بانکدار و بازار واصلاح طلبان مانند خاتمی،موسوی،کروبی هنوز پشت هاشمی رفسنجانی ايستاده اند.برای مثال رئيس جمهور سابق ايران يعنی ابوالحسن بنی صدرمدتهاست که از همه انتقاد های خود عليه رفسنجانی صرف نظر کرده است.عليرغم اينکه هاشمی در خلع يد از بنی صدر با گفتن اين جمله "کنار گذاشتن بنی صدر از تعويض يک کدخد روستا برای ما راحت تر بود" نفش ويژه ائی داشت!هاشمی رفسنجانی مانند يک سياستمدار کهنه کار ـ مطمئنا همه زمينه ها را برای صعود خويش ابتداآماده کرده است و اوبی گداربه آب نمی زند چرا که او کشتی جمهوری اسلامی را بارها از غرق شدن نجات داده است.خمينی در باره رفسنجانی گفته بود«تارفسنجانی زنده است انقلاب اسلامی نيز زنده خواهد ماند«!اما مگر رفسنجانی تا ابد زنده خواهد ماند؟پس از گفته خمينی می توان اينچنين نتيجه گرفت که با مرگ رفسنجانی ،انقلاب اسلامی نيز ازبين خواهد رفت! اما اگر جناح مقابل کاملا بدين موضوع پی ببرد که پاشنه آشيل رهبری دوره انتقالی از چنگال خامنه ائی و اعوان و انصارش به اصلاح طلبان ،تنها در اختيار رفسنجانی است و با از بين بردن هاشمی همه جنبش سبز باز خواهد ايستاد ،حتما به جراحی بزرگ دست خواهد زد واو را ازپای در خواهد آورد.اما جناح مقابل بخوبی می داند که جنبش کنونی وابسته به يک شخصيت و يا يک جريان نيست که با از زدن يکی از آنها مانع پيشرفت آن جنبش سراسری گردد بلکه جنبش حاضر همچون آتشی است که عمارات جنايت را يکی پس از ديگری در شعله های خود می سوزاند. خمينی بارها به مردم آموخته بود که انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نيست اينک نيز جنبش سبز مردم ايران وابسته به اشخاص معين نيست!جنبش سبز پس از يک دوره زمستان طولانی پس از ذوب شدن يخهای منجمد از کوهسار ها جاری شده است وبه رودخانه های سهمگين تبديل شده و می خواهد به درياها ی آزاد بپيوندد. کلام آخر اينکه ـ هر نيروئی که بخواهددرحال حاضر، حرکت جنبش سبز مردم ايران را سد يا منحرف سازد ،مطمئنا نابود خواهد شد.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016