آموزههای دکتر مصدق، شريف دادوند
در تعريف تاريخ میگويند ، که تاريخ نگرشی به گذشته برای بهتر زيستن در آينده است.هدف از بيان وقايع تاريخی ،درسهای نهفته در آن است که ميتواند چون چراغی فرا راه نسلهای بعد گردد. اين درسها و تجربيات است که لازمه آموختن تاريخ و نگرش تاريخی را به وضوح آشکار میکند.بررسی زندگی مردان و زنان تاريخ ساز نيز از جهت آموزهای آن،اهميت بسيار دارد.
۱۴ اسفند هر سال ياد آور نام و خاطره و مهمتر آموزههای ،نام آورترين نام معاصر ايران و شايد خاورميانه، و يکی از نامهای جاودان تاريخ، بزرگمرد ملی ايران ، دکتر محمد مصدق است. در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ مردی روی در نقاب خاک کشيد که لحظه لحظه زندگی پر بارش،مبارزاتش برای آزادی و استقلال سياسی ايران و پی افکندن دموکراسی در آن بود. اگر چنان که ياد شد ثمره زندگی آدمی را ، تلاش برای بهبود زندگی انسانها و تدوين آموزههای انسان مدارانه بدانيم ، مصدق يکی از پر ثمرترين زندگیها را داشته است.بيان زندگی و مبارزات او ، پای بندی او به اصول انسانی، رفتار وی به عنوان يک سياستمدار آرمان خواه، پافشاری وی در اجرای اصول دموکراسی در بحرانيترين شرايط،,قطعاً در يک مقولهای اينچنينی نخواهد گنجيد، اما به اجمال خواهيم کشيد که بر زوايای وجودی و رفتاری وی ، نوری هر چند کور سؤ، بتابانيم ، باشد که درسهای وی برای ساختن کشور ما و بنای دموکراسی در آن، سر مشق ما و نسلهای بعد قرار گيرد.
دکتر محمد مصدق ، بر آمده از طبقه ی اشراف بود،اما حيات سياسی وی در جهت تلاش برای بهبود و ارتقأ منافع ملی ايران و همه ی طبقات بود. او هرگز اين خصيصه ی خويش را محور بازار گرمی و اهداف شعاری نکرد و آنرا چون گروههای چپ مخالف خويش، وسيله عوام فريبی نساخت. او در تمام مدت مبارزه اش در مجلس و سپس در پست نخست وزيری از اين اصول تخطی نکرد، از ويژگی بارز وی که بعدها او را محبوب عامه مردم ساخت، صداقت وی با مردم و ايمان وی مبنی بر آگاهی مردم به سرنوشت خويش بود. در هنگام سنگ اندازیهای مجلس ، در پيش پای دولت جهت تصويب مفاد قانون ملی شدن نفت ، به سادگی و تهور مثال زدنی ، بر دوش مردم رفت و مشکلات کشور را ، هر چند غير متعارف به گوش مردم رساند، اين شيوه وی و آگاه کردن مردم به مسائل سياسی جاری و مشکلات آن، و محق دانستن آنان برای تصميمگيری جهت سرنوشتشان، هرگز بعدها تا به امروز تکرار نشد. محمد رضا شاه در لحظاتی بحرانی ، و بی بازگشت ، صدای مردم را شنيد در حالی که کار از کار گذشته بود ، صدائی را که ۲۵ سال پيش از آن گلوی رهبر فرزانه ملت ايران،مصدق کبير ، برخاسته بود و او را به شاهی مردمی و مشروطه خواه بودن ميخواند، نشنيده بود و آنک بر عرشه طوفان زده ايران ناخدايانی ايستاده بودند که کشتی ملت را به گردابی سهمناکتر دچار کردند.
يکی ديگر از ويژه گيهای اين مرد بزرگ ، سرسختی مدبرانه و اصولی وی جهات احقاق حقوق ملت بود. در ملی شدن صنعت نفت ايران ، تلاشهای بی وقفه او، همراه با ديپلماسی خردمندانه و به دور از تنش آفرينی و جنجال وی نمونهای بارز از سياست دور انديشانه و نيز آگاهی او به مسائل حقوقی و سياست روز دنياست.در مساله انرژی هستهای ، سياستمداران امروز ايران سعی ميکنند که اعمال و پافشاری خويش را با رفتار وی قياس کنند، زهی خيال باطل. دور انديشی و سياست درخشان وی در نامهای که برای حسين مکی ،از نمايندگان ايران جهت خلع يد از شرکت نفت جنوب،نوشته ، کاملا آشکار و برجسته است.
" جناب آقای مکی ؛ مکرر به اطلاع رسانده است که از نطق ها و اظهارات محرک و زننده که موجب رنجش و گله های سياسی می شود خودداری فرماييد . اينک به موجب نامه گلايه آميزی که از طرف سفارت انگلستان واصل گرديده متذکر شده اند که جناب عالی در بيانات خود دولت انگلستان را دشمن خطاب فرموده ايد . مجددا از جناب عالی خواهشمندم که حتی المقدور از نطق های متضمن جملات زننده و خلاف تشريفات سياسی بين المللی خودداری فرماييد که جزييات سبب بشود که کليات از دست برود . " نخست وزير دکتر محمد مصدق
حال اين را مقايسه کنيد با جنجال آفرينیهای کنونی و سپس آنرا با ملی شدن نفت و سياست مصدق قياس کردن، به قول مولانا: از قياسش خنده آمد خلق را .
از ديگر ويژگیهای مصدق، پای بندی وی به اصول دموکراسی و تلاش جهت نهادينه شدن آن بود .احزاب آزاد ، مطبوعات آزاد، انتخابات آزاد ، همگی از اصول ديرپای دموکراسی و از اجزا لايتجزای يک جامعه آزاد هستند که دکتر مصدق ، در تمام مدت زمامداری خويش ، به بند بند آن معتقد و پابند بود و هرگز حتا ذرهای از آن اصول تخطی نکرد.در هجوم هنگامه ی کودتای ننگين ۲۸ مرداد، هنگامی که در يک اتحاد شوم ، دربار فاسد ، استعمار انگليس، دلارهای آمريکا، احزاب چپ، عرصه را بر دولت مردمی وی تنگ کردند، بسياری از دوستان وی پيشنهاد بستن برخی مطبوعات جيره خوار را دادند. پاسخ وی بسيار زيبا و درخور تامل است: خدا دست مرا قطع کند چنين فرمانی را امضأ کنم،مطبوعات آزاد از ارکان دموکراسی هستند.اصولی که بعدها مرحوم بختيار به تاسی از رهبر خويش بدان پابند بود.
البته به اين ويژگیها ، بايد اعتقاد راسخ وی به جدايی دين از سياست ، اهتمام وی به گماردن مسئولان پاک و کارشناس، تدوين برنامههای کارشناسانه ، غيرت مسئوليت، و بسياری ديگر که در حوصله اين مقاله و قلم ناتوان اين شاگرد کوچک نمیگنجد، را افزود.آموزههای وی و دولت کوتاه او بی شک تحولی در افکار مردم ايران و نسلهای بعد ايجاد کرد و خواهد کرد.
سالها گذشت و تحولات بسياری در ايران رخ داد و بعد از اين نيز. اما هر بار که دموکراسی خواهی و آزادی طلبی و عدالت مداری ورد زبان ايرانيان ميگردد، يک نام و عکس بر تارک ديگران ميدرخشد ، و آن نام و ياد ، بزرگمرد ملی ايران ، مصدق کبير است.
شريف دادوند
مالمو- سوئد