آيا پاسداران وارثان واقعی خمينی هستند؟ ناصر مستشار
پس از کودتای نظامی سپاهيان عليه آرای واقعی مردم در ۲۲ خرداد سال ۸۸ و سرکوب و شکنجه مردم توسط پاسداران ،بيشتر شکايت ها واعتراضات عليه پاسداران حکومت اسلامی اتفاق افتاده است.
روزگاری خمينی در ثنای وارثان کنونی خود يعنی سپاه پاسداران چنين گفته بود: اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. کاش من هم يک پاسدار بودم . خمينی در بخشی از سخنان خود در حمايت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرمود: «من از سپاه راضی هستم و به هيچ وجه نظرم از شما برنمیگردد. من سپاه پاسداران را بسيار عزيز و گرامی میدارم. چشم من به شماست. شما هيچ سابقهای جز سابقه اسلامی نداريد»فلسفه شکل گيری سپاه در پاسداری از انقلاب پی ريزی شده بود چراکه بنيان گذاران نظام هيج اعتمادی به ارتش کلاسيک ايران نداشتند.سپاه پاسداران در مرحله بعدی مامور صدور انقلاب اسلامی به کشورهای جهان گرديد که اين موضوع به صراحت در قانون اساسی جمهوری اسلامی نيز قانونی شده است.صدور انقلاب در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران
قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران که براساس آموزههای اسلام تدوين شده صرفا به داخل کشور اختصاص ندارد، بلکه اين قانون مدون به مسائل جهانی نيز توجه داشته و اهداف و برنامههای فراملی دارد. از همين روی برقراری عدالت اجتماعی و رستگاری نوع بشر در سرلوحه برنامه اين قانون قرار گرفته است.
در مقدمه قانون اساسی آمده است : «قانون اساسی با توجه به عنوان انقلاب اسلامی ايران که حرکتی برای پيروزی تمامی مستضعفين برمستکبرين بوده زمينه تداوم اين انقلاب را در داخل و خارج فراهم میکند. بويژه در گسترش روابط بين المللی با ديگر جنبشهای اسلامی و مردمی میکوشد تا راه تشکيل امت واحد جهانی را هموار کند و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان فراهم آيد.»
سالهای درازی است که ايران به تيول سپاه پاسداران در آمده است.سپاه بخاطر از دست ندادن موقعيت سياسی و مادی و بلند پروازی خود در ۲۲ خرداد عليه آرای مردم دست به کودتای خونينی زده است و همچنان روند کودتا در حاکميت پيش می رود اما مردم را با خاموشی هيچ الفتی نيست! بعد از پيروزی کودتائی احمدی نژاد در انتخابات پر از تقلب رياست جمهوری ، سخنگوی سپاه پاسداران مسعود جزايری از دخالت سپاه در جريان انتخابات دفا ع نمود وشرکت ودخالت نيروها ی سپاه به انضمام بسيج را حق مسلم نيروها ی حافظ انقلاب اسلامی دانست!!
محمد علی جعفری بعنوان فرمانده سپاه پاسداران بارها اعلام کرده است که سپاه فقط يک نيرو و بازوی نظامی حکومت نيست بلکه يک ارگان عقيدتی حافظ حکومت اسلامی هست که مسائل سياسی را به دقت زير نظر دارد!
رحيم نواب صفوی نيز بعنوان فرمانده سابق سپاه پاسداران بارها تاکيد کرده بود که منطقه خليج فارس تا دهانه دريای عمان مانند دوره شاه حوزه عملياتی تحت نفوذ نظام اسلامی است!
اما اينک سالهاست که برای مردم ايران ثابت شده است که ديگر سپاه پاک و منزهی که عليه تجاوز خارجی جنگيده است وجود ندارد بلکه سالهاست که سپاه به خصم مردم ايران تبديل گشته است.بدنه مزد بگير سپاه که هنوز مورد حمايت بخشی از نيروهای سياسی قرار دارد ، ديگر هيچ تاثير بسزائی نمی تواند در سرنوشت سپاه داشته باشد مگر اينکه مانند همافران دوره شاه ـ آنها نيز به مخالفت جدی با نظام برخاسته و با مردم به همبستگی بپردازند واز سرکوب و تيراندازی بسوی مردم پرهيز نمايند! البته بعد از حمايت های جدی خمينی از سپاه پاسداران برای بهره جوئی های ميهن پرستانه مردم ايران ، بعد ها سازمان فدائيان خلق (اکثريت) نيز برای نشان دادن صداقت خود به خط ضد امپرياليستی خمينی و نفوذ در دستگاه دولتی آن دوره به شعار استراژيکی ( سپاه را به سلاح سنگين مجهز کنيد) روی آورد تا درضديت با ارتش و ليبرالها و مليون وآزادی خواهان و نيروهای دمکرات مخالف حکومت اسلامی به پشتيبانی از نظام بپردازد!سازمان اکثريت با چنين شعاری دست به بهينه سازی فرهنگ نوين وامنيتی در راه حمايت از سپاه دست زد تا به سياق دولت های سوسياليستی سابق همه ارگانها وامور رفته رفته در اختيار سپاه پاسداران قرار گيرد.مصيبتی که اينک مردم ايران با آن در کشمکش هستند ،بخشی وسيعی آنرا حزب توده ، و سازمان اکثريت پی ريزی و بوجود آورده است!دبيراول پيشين سازمان اکثريت يعنی آقای فرخ نگهدار ،بارها بطور رسمی اعلام نموده است که هدف جنبش سبز نبايد سرنگونی نظام باشد و فقط بايد تلاش نمود تا خامنه ائی را متقاعد شود که از پشتيبانی احمدی نژاد دست برداشته و از منهدس ميرحسين موسوی حمايت نمايد!
ديگربرهمگان آشکار شده است که اگر سپاه همچنان در مرکز قدرت وسياست واقتصاد ايران بماند از کشور چيزی باقی نخواهد ماند! دوم اينکه همان بسيجی ها و سپاهيان تهيدست سابق که قبلا تئوری های حکومت زحمت کشان و پرولتاريا جرياناتی مانند حزب توده و سازمان اکثريت را بر آورده می ساخت اما اينک آنقدر به دزدی ،ارتشاء ،رشوه خواری،رانت خواری ،جنايت ، کودتاهای بيشمار ،ثروت اندوزی و تجمل پرستی روی آورده اند که اگر خمينی زنده بود ،شرمش می آمد که يک پاسدار باشد.محسن رفيق از بازار سبزه و ميوه برخاسته است واز تحصيلات کافی برخوردار نيست اما امروز چنان به يکی از تراست های مالی تبديل شده است که تنها در شهر تبريز به کلاهبرداری پانصد ميليارد تومانی دست زده است که حکم جلب دادستان تبريز به اندازه يک دستمال کاغذی در اجرای پيگيری آن اختلاس بزرگ ـ از خود اعتباری نشان ندادو بسرعت به فراموشی سپرده شد. فراموش نگردد که محسن رفيق دوست سالها به دولت مهندس موسوی تحميل شد! زمانی که از دولت اسلامی در ايران سخن می رود بايد در مرحله نخست از سپاه پاسدارانی سخن گفت که همين محمود احمدی نژاد از همان سپاه پاسداران بيرون آمده است. از حدود ۲۱ نفر اعضای کابينه وی۱۷ نفراز فرماندهان ارشد پاسداران بوده اند. آنها همه رابطه تنگاتنگ با دارو دسته محا فظه کاران ايران و بالاترين رهبر اين کشور يعنی علی خامنه ای دارا می باشند. اين در حاليست که بخش وسيعی از نيروهای موسوم به اصلاح طلبان هم زمانی در درون اين سازمان نظامی عضو و بنيانگذار آن ارگان بوده اند که يا خود ازآن تشکيلات نظامی خارج شده اند يا از جانب جناح غالب تصفيه گرديده اند .برای مثال محسن سازگارا که اينک در امريکا اقامت گزيده است ، پيش نويس اساسنامه اين سازمان را نوشته است. پاسداران در حالت کنونی از قدرت مهمی در ايران برخودار می باشند و اعتماد بخودشان را در رابطه با سياست خارجی وداخلی هيچ زمان تا اين اندازه بالا نبرده بودند. سپاه پاسداران اصولا بر پا گرديد تا توسط آن از انقلاب اسلامی و رهبرانقلاب يعنی خمينی پاسداری بنمايند. جنگ ايران و عراق در سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ باعث گرديد تا سپاه پاسداران بعنوان دومين ارتش قانونی ايران رشد نمايد. در سال ۱۹۸۰ در حدود ۱۰۰۰۰ نفر مرد مسلح را زير پوشش داشت که سال بعد به ۵۰۰۰۰ نفر رسيد و تقريبا پايان جنگ ايران وعراق در حدود ۴۵۰۰۰۰ در سپاه مسلح بودند. سپاه پاسداران از سال ۱۹۸۵ به بعد به عنوان ارتشی قوی به سه قوای دريائی زمينی و هوائی تقسيم کرديد. سپاه پاسداران دارای وزارت خانه و بودجه اختصاصی است. اين دستگاه چنان عريض و طويل است که حتی مجلس هم به چند و چون آنها واقف نيست. سپاه مستقلا دارای اسکله هائی در خليج فارس و دريای عمان می باشد.سپاه دارای فرودگاه های بزرگ در ايران است و به هيچ کس حساب پس نمی دهد. اينرا برای اولين بار محمد باقر قاليباف در تبليغات انتخاباتی رياست جمهوری دوره نهم عنوان نمود. در جريان افتتاح فرودگاه جديد تهران ، پاسدران عملا موانعی ايجاد نمود ند تا آن فرودگاه افتتاح نگردد.سپاه در جنگ ايران وعراق به تجربيات فراوانی در عرصه مهندسی راه سازی وپل سازی احداث تونل دست يافت .بعد از پايان جنگ فرسايشی هشت ساله ايرا ن وعراق که برابر دکترين هنری کيسنجر هيچ برنده ائی نمی بايست داشته باشد ؛ سپاه همچنان در عرصه های ياد شده فعال و حتی حوزه های ذينفوذ خود را گسترش داد. در ايران مرزهائی وجود دارد که تنها از سوی سپاه پاسداران کنترل می گردد. سپاه در رابطه تنگاتنگ با بنياد های مالی ومذهبی است. بدين ترتيب آنها دسترسی مستقيم به منابع مالی ايران دارند. برای مثال تجارت نفت و گاز در اختيار سپاهيان است. از وظايف مهم پاسداران انقلاب اسلامی بعد از سال ۱۹۷۹ صدور اين انقلاب به خارج از مرزهای ايران بود. رهبر انقلاب اسلامی آيت الله خمينی قصد داشت تا دولت های کشور های همسايه وامريکا وغرب را بدليل کافر بودن سرنگون کند اما خط محمد تقی مصباح يزدی به نمايندگی محمد احمدی نژاد می خواهد با همه آن دولت ها برای حفظ نظام اسلامی در ايران کنار بيايد تنها بدين شرط که قدرت جمهوری اسلامی در منطقه تثبيت و به رسميت شناخته شود!زمانی غرب و امريکا بخاطر تضاد با صدام حسين با سپاه به معامله های بزرگ می پرداختند اما اين روزها خود سپاه مورد تحريم قرار گرفته است. سپاه با مانورهای پی در پی در خليج فارس اينک به باج خواهی می پردازد.قدرت امريکا به شدت کاهش يا فته است ،همان امريکائی که هواپيمای مسافری ايران را با ۲۵۰ سزنشين برفراز خلج فارس به بهانه پرواز هواپيمای جنگی جمهوری اسلامی در نزديکی ناوگان امريکا سرنگون نمود اما اينروزها از شليک بسوی هواپيمای واقعا جنگی سپاه پاسداران بر فراز ناوگان امريکا در دريای عمان خود داری می کند!آيا همه اينها افول امريکا را نشان می دهد يا ازفرصت جوئی امريکا برای يک حمله بزرگ حکايت می کند؟
مشکلاتی را که نيروهای بالای سپاه در حال حاضر ايجاد کرده اند از اين قرار هست که آنها در طول ۳۰ سال گذشته پس از مطالعه بسيار فراوان وکسب آموزش حوزوی از روحانيون برتمام معلومات فقهی شيعه تسلط يافته اند وعملا خود سپاهيان به فقهای بدون عمامه تبديل شده اند.رهبران وکارگزاران اصلی سپاه در حال حاضرهم به لحاظ نظامی وسياسی و اقتصادی وايدولوژيک ودر اختيار داشتن بودجه های مالی بدون کنترل ونظارت وتسلط بر سازمان اطلاعاتی و شاخه های سياسی و نطامی در خارج ايران نيز کاملا مسلح شده اند ومی توان گفت که سپاه همه امور مملکت داری را در ايران در کف دست خود دارد.هشدارمصباح به کدام نيروها است؟ .«آيتالله مصباح يزدی: همانگونه که در مواقع ضروری دروغ گفتن واجب است، گاهی مواقع وحدت نيز خوب نيست «
http://aftabnews.ir/vdcdsk0ffyt0z96.2a2y.html
.سپاه برخلاف سران ارتش شاه که اصلا از دانش سياسی ومملکت داری اطلاعاتی نداشتند اما در عوض سپاهيان از همه امور وتجربيات در همه زمينه هی مملکت داری ا برخوردار هستند. اگر شاه ارتشيان را از امور سياست دور نگاه می داشت به اين دليل بود که در دوره ائی خاص تلخ کامی سياسی بودن سران ارتش رامانند سپهبد رزم آرا وفضل الله زاهدی وقره نی را تجربه کرده بود و برای عقيم کردن هرگونه کودتای نظامی که در دوره جنگ سرد در همه ممالک جهان پی در پی به وقوع می پيوست و برای جلوگيری از هرگونه خطائی از جانب ارتشيان آنها را ممنوع السياست کرده بود لذا آنها نتوانستند در انقلاب ۵۷ در ضديت خمينی وانقلابيون با شاه راه سوم را اختيار نمايند و در جلوی قدرت گيری خمينی سد ايجاد نمايند ودر عين حال شاه را از حکومت ايران خلع نمايند وخود ارتشيان مانند ارتش ترکيه کنترل کشور را بدست بگيرند تا مملکت ايران در ۳۰ ساله گذشته به چنين بحرانهائی مواجه نگردد. خمينی نيز در تقليد از شاه و برای بيمه کردن حکومت خود سپاهيان را از دخالت در امور سياست منع مطلق کرده بود اما سپاهيان پس از پايان جنگ وکسب تجارب فراوان و با مشروعيت از اينکه هشت سال جنگيده اند ،توانستند پس از آن مانند مور وملخ همه شيرازه مملکت را زير سايه شعارهای سازندگی وباز سازی تمام شالوده های اصلی ايران را در دست خود بگيرند. مثلا اگر اعتصاب کارگران نفت در انقلاب ۵۷ کمر ارتش وحکومت را شکاند اما الان همان کارگران ديگر نمی توانند آن نقش را مثل مرحله انقلاب بيافرينند چراکه سپاه نيروی اقتصادی وبسيج وکارگران نفوذی در اختيار دارد ومی تواند به تنهائی جای کارگران اعتصابی را پر کند اما شاه اين امکانات را نداشت.شاه نيروی لباس شخصی نداشت تا تظاهرات مردم را سرکوب کند.الان نيروی رژيم با تقليد از حکومت های کمونيستی هر تظاهراتی را در نطفه شکل گيری توسط لباس شخصی ها سرکوب می کند اما نيروهای نظامی شاه می گذاشتند تظاهر کنندگان چندين کيلومتر راه پيمائی کنند وشعار مرگ برشاه بدهند!سپاه به روحانيت اين موضوع را فهمانده است که حافظ حکومت آنها در برابر مداخلات خارجی وقيام داخلی تنها سپاه است اگر آنها اراده کنند روحانيت را هم کنار خواهند گذاشت وحکومت هائی به سبک رژيم های بعثی عراق وسوريه که از نوع اسلامی و نظامی خواهد بود روی کار خواهند آورد! در عراق هم تمام شالوده های اقتصادی در دست ارتش و حزب بعث بود و صادرات و وادرات نفت توسط گارد ملی صدام انجام می گرفت و اقتصاد توسط آنها کنترل می شد. اما اقتصاد ايران با عراق فرق بسيار دارد وسرمايه داری ايران در هشتاد سال گذشته پروسه های ديگری را طی کرده است. سرمايه داران نمی خواهند زير سيطره سپاه بروند و نقش وسود آوری خود را از دست بدهند بهمين خاطر آنها همه اعتراضات خود را به رهبری اصلاح طلبان سپرده اند تا به گوش رهبران طراز نوين برسانند وبه آنها هشدار می دهند که مواظب عواقب تسلط هرچه بيشتر سپاهيان باشند.آنها در پيام های متوالی خود به رهبر کنونی رژيم اسلامی از خمينی استناد می آورند که دخالت سپاه در امور سياسی حرام است، می خواهند اين موضوع را به گوش او برسانند که اگر سپاه همه قدرت را در حوزه های مقننه ومجريه بدست خود بگيرد در آينده خواهد توانست کليه ارگان های مملکتی را در اختيار خود بگيرد که در آن صورت قدرت برخاسته از انقلاب اسلامی نه برای خامنه ائی وشرکائش خواهد ماند و نه برای اصلاح طلبان تنها برای سپاهيان خواهد ماند که سپاه برابر احاديث وشواهد تاريخی مدعی هستند که امام حسين هم نظامی بود ونيز رهبر سياسی وعقيدتی و برای مشروعيت بخشيدن به حکومت خود از هم اکنون مجتبی خامنه ائی پسر ولی فقيه را که همزمان برای آنها شجرنامه ائی هم دست وپا کرده اند که آنها از سلاله امام سجاد هستند .اگر کسی به امام سجاد اقتدا می کند لاجرم بايد با سلاله او يعنی مجتبی خامنه ائی نيز بايد بيعت نمايد.همان داستان خاندان صفويه که خود را به امام موسی کاظم منتسب می کردند در حال تکرار است.در اين موقعيت فعلی وحساس بر وظائف نيروهای لائيک وسکولاز هرچه بيشتر افزوده می گردد اما اين نيروها متاسفانه تا کنون از يک تشکيلات سراسری برخوردار نيستند تا به تعهدات خود عمل نمايند؟ ايرانی گری ديرهنگام و فرصت طلبانه اسفنديار رحيم مشائی ،کاملا مصنوعی وابزاری هست.دولت احمدی نژاد که مشائی در آن عضويت دارد ، اينک بدين نتيجه رسيده است که شايد نيروهای خارجی به ايران حمله نظامی نمايند ،لاجرم از هم اکنون بايد به احساسات ملی مردم دامن زد تا در روز مقتضی ،بيشتر مردم ايران به ياری دولت و حکومت اسلامی برخيزند نه اينکه عليه دولت به مبارزه برخيزند!آنها بخوبی می دانند که با شعار های اسلامی ،هرگز نخواهند توانست مردم ايران را پيرامون خود گرد آورند!شعار ايرانی گری را دولت احمدی نژاد و مشائی از اپوزيسيون ملی گرا مصادره کرده است و شايد تاکنون توانسته است تا آنها را خلع سلاح نمايد!