گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! ديکتاتوریهای ايران تا سرحد مرگ از خود جانسختی نشان میدهند، گفتگوی بامدادخبر با علیرضا رجايیبامدادخبر - يوحنا نجدی: دکتر عليرضا رجايی شايد نادر فعال سياسی و تحليلگری است که اگرچه هيچگاه نماينده مجلس شورای اسلامینشد اما نامش با مجلس گره خورده است؛ از آن زمان که شورای نگهبان با ابطال غيرقانونی و توجيهناپذير بيش از ششصدهزار رأی مردم تهران، از حضور اين فعال ملی-مذهبی در مجلس اصلاحات، مجلس ششم، جلوگيری کرد. ماجرايی که «شکايت بیسرانجام» معاون سياسی وقت وزارت کشور از دبير شورای نگهبان را به همراه داشت. وضعيت کنونی جنبش سبز، اختلاف ميان اصولگرايان و چشمانداز پيش روی فرايند دموکراتيزاسيون در ايران را با عليرضا رجايی، دکترای علوم سياسی، روزنامه نگار و فعال ملی-مذهبی در ميان نهاديم. وی، صبور و اميدوار، ايران را کليد دموکراسی در خاورميانه میداند. اين صبوری البته به ديدگاه سياسی دکتر رجايی محدود نيست، آنچنانکه تلفنهای پیدرپی من برای انجام مصاحبه را همواره متين و صبورانه پاسخ گفت.
جنبش سبز، يک جنبش اعتراضی-انتقادی است. بخش اعتراضی آن، حدود هشت ماه فعالانه در خيابانها و به مناسبتهای مختلف بروز داشت که پس از سرکوبهای همهجانبه جناح حاکم، بيشتر در اشکال انتقادی آن استمرار دارد. در واقع آنچه امروزه جنبش سبز میناميم، عصاره انتقادی همه جناحها يا جريانهای بيرون از حاکميت است که به روش مسالمتآميز سياستهای جاری را نقد میکند. در واقع، برخلاف مواضع جناح حاکم که امور را رو به اعتلا میدانند، اين جنبش و حاميان و رهبران آن مسير موجود را رو به بنبست میبيند. بنابراين جنبش سبز حرکتی خموده و ايستا نيست بلکه پويشی مستمر و ارگانيک از جامعه مدنی ايران است که در هر فرصتی، حتی در مهمترين نهادهای رسمی، به طور طبيعی بروز میيابد و هيچ کانون رسمی و مشخصی هم برای آن وجود ندارد. بدين معنا، به جهت ارگانيک بودن اين جنبش، محتوای آن نسبت به گذشته عميقتر و برندهتر شده اما به جهت ظاهر، ابعاد خيابانی خود را از دست داده است. شما در گفتگويی با راديو زمانه تاکيد کرده بوديد که جنبش از اين پس بايد منتظر فرصتی برای پيگيری مطالباتش باشد. به نظر شما با توجه به تجربه حاکميت از اعتراضهای سال گذشته، اساسا میتوان به چنين فرصتی حداقل در آينده نزديک اميدوار بود و حاکميت چنين فرصتی به جنبش خواهد داد يا خير؟ در پايان عصر اصلاحات، بسياری از نخبگان و روشنفکران هشدار میدادند که شکست جنبش اصلاحات به جنبشهای راديکالتر و به عبارت بهتر، حداکثریتری منجر خواهد شد که ديگر برخلاف جنبش اصلاحات، به اصلاحات تدريجی و پارلمانتاريستی پايبند نخواهد شد. با توجه به اينکه شما سالها از نزديک با راس و بدنه جنبش اصلاحات در ارتباط بوديد و يادداشتهای متعددی در اينباره منتشر کردهايد، به اعتقاد شما چه ارتباطی ميان اين دو جنبش میتوان برقرار کرد؟ آيا معتقديد که جنبش سبز، نتيجه گريزناپذير شکست اصلاحات و اصلاحناپذيری ساختار کنونی به شيوه پارلمانتاريستی است؟ با توجه به مسائلی که در بالا به آنها اشاره کرديد، کدام يک از اين دو جنبش برای پروسهی گذار به دموکراسی در ايران مثمرثمرتر هستند؟ طی چندماه اخير اختلاف ميان اصولگرايان فزونی يافته به گونهای که حتی بازاريان به عنوان متحدان استراتژيک نظام جمهوری اسلامی هم دست به اعتصاب زدند. چگونه میتوان اين موج نارضايتیهای سياسی و غيرسياسی گروههای مختلف مردم، را به يک خواست سياسی مشترک رساند؟ به باور شما آيا میتوان ميان گروههای مختلف (دانشجويان، بازاريان، زنان، هنرمندان، روشنفکران و...) يک گفتمان مشترک برقرار کرد و يا هر کدام از اين گروهها بايد به تنهايی مطالباتشان را پيگيری کنند؟ حاکميت در طول يک سال اخير تعداد زيادی از عالیترين مسئولان سابق همين نظام را به خيانت، فتنه، فقدان بصيرت و حتی فساد متهم کرده است و در واقع، نوعی تصفيهسازی و تغيير نسل را ميان يقه سفيدها و مسئولان نظام شاهد هستيم. به باور شما، ادامه حيات سياسی اين مسئولان سابق که در ميان آنها رييسجمهور، نخستوزير، رييس مجلس، وزرا، نمايندگان مجلس و غيره ديده میشود، واجد چه ويژگیهايی است؟ چون به هر حال استمرار درازمدت اصطحکاک حاکميت و اين رهبران اپوزسيون بهويژه در درون کشور، بعيد به نظر میرسد. برخی معتقدند که مختصات خاورميانه، وجود منابع عظيم انرژی همچون نفت و گاز، جو ميليتاريستی منطقه، تاثير باورهای مذهبی و چالشهای فرقهای عملا امکان برقراری نظام سياسی دموکراتيک را غيرممکن ساخته است و ايران را معدل ميان پاکستان و ترکيه میدانند. آيا شما با اين ديدگاه موافقيد؟ به عبارت بهتر، عليرغم اين همه موانع تاريخی-منطقهای آيا همچنان میتوان به سرنوشت جنبشهای دموکراسیخواهانه خاورميانه، بويژه در ايران اميدوار بود؟ همانطور که مطلعيد، تحريمهای جديد عليه برنامه هستهای ايران فراگيرتر از گذشته اعمال میشود و اشخاص و نهادهای بيشتری مشمول اين تحريمها شدهاند. با توجه به اصرار حاکميت مبنی بر بیتاثير بودن تحريمها و ادامه برنامه هستهای، تحليل شما از استمرار اين شرايط چيست و آيا نخبگان و طبقه متوسط جامعه، حق دارند که نسبت به حمله نظامی به ايران، نگران باشند؟ Copyright: gooya.com 2016
|
||||||