اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
8 آذر» از آن سپاه تا این سپاه، احمد وحدت خواه4 آذر» آمریکا و جهان در ۲۰۲۵، احمد وحدت خواه
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا "دير" حسين موسوی، احمد وحدت خواه![]()
روزی که سه ماه پيش محمد خاتمی در پاسخ به پرسش روزمره خبرنگاران درمورد احتمال نامزد شدن خود در انتخابات رياست جمهوری آينده اعلام کرد «انشاالله کانديدايی خواهد آمد که مردم او را دوست دارند» ، با توجه به کمبود و قحطی چنين رجالی در جمهوری اسلامی معلوم بود که اصلاح طلبان حکومتی دست به دامن فردی شده اند که قرار است کارنامه خالی و بی تحرک خود در ۲۰ سال گذشته را به عنوان سند تنزه و پاکدامنی سياسی، و «محبوبيت» خود نزد آيت الله خمينی را سرمايه شرکت دراين بازی بزرگ گند. و اين دير آمده کسی جز مير حسين موسوی نبود. بااين حال از آنجاييکه اکثريت قريب به اتفاق نيروهای ميانه رو و اصلاح طلبان تمامی تلاش و حمايت خود را بر محور ورود خاتمی به صحنه رقابت با افراطيون راست گرا گذاشته بودند، ورود موسوی می بايستی از يکسو با تائيد خاتمی و از سوی ديگر همراه با ترسيم او به عنوان يک اصلاح طلب نزديک به خط امام باشد تا جناح اصولگرايان را از توپخانه تبليغاتی انحصار و معرفی خود به عنوان ميراث خواران واقعی بنيانگزار جمهوری اسلامی خلع سلاح کند. خود خاتمی در يک سخنرانی اخير خود گفت اصلاح طلبان می بايستی به شکل فعال و از صاحبان اصلی و سهامداران انقلاب در صحنه اجتماع حضور داشته باشند و همه زمين بازی را در اختيار تازه به دوران رسيده ها نگذارند. مشکل آقای خاتمی اين است که يا نمی داند و يا به عمد فراموش می کند که محبوبيت واقعی خود او در دوم خرداد ۱۳۷۶ از قضا دوری جستن او از بيشتر مظاهر فرهنگی سياسی دوران حکومت همين موسوی ها و پشتيبانان و مرادهای فکری و عقيدتی آنها بود که در چشم مردم ايران نويد روزگاری ديگر را ترسيم می کرد. اينکه اين اميدها سپس به ياس و سرخوردگی انجاميد بحث ديگری است. به عبارت ديگر، کشاندن موسوی به صحنه انتخابات، حتی اگر باور کنيم که دوران مشقت جنگ و زندگی کوپنی ملت ايران گويا يادآور «ايام خوش» آنها است، ادعايی که خاتمی هفته پيش می کرد، نه گامی به سوی آينده بلکه عقبگردی از سر ناچاری و اعتراف به بن بست حکومتی و عناصر محرم آن به در پيش گذاشتن گزينه انتخاباتی مورد قبول دوجناح و راهی در مقابل ملت ايران برای عبور از توفان بحرانهايی است که رياست جمهوری احمدی نژاد و بيت رهبری پشتيبان آن برای مردم ما به ارمغان آورده اند. بی جهت نيست که هفته گذشته سايت رجا نيوز به عنوان سخنگوی افراطی ترين جناح های راستگرای حکومت مدعی شد که ميرحسين موسوی پيش از يک اصلاح طلب بودن يک اصولگرای واقعی است! و اين همان «کيفيت» مورد دلخواهی در اين نخست وزير سابق است که او را در دايره محارم هر دو جناح برای حضور در راس يک دولت ائتلافی قرار می دهد، بی آنکه خشم «رهبر» و مخالفت شورای نگهبان در کانديد شدن احتمالی او را برانگيزد. گويا رهبری جمهوری اسلامی برای جلوگيری از ورود «شاه سلطان حسين» به صحنه انتخابات رياست جمهوری اين بار به حضور «نخست وزير مير حسين» رضايت داده است. تا روزگار چه پيش آرد. احمد وحدت خواه Copyright: gooya.com 2011
|
||||||