اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
22 آبان» خطر اعدام برای شيرکوه معارفی، زندانی سياسی کُرد ديگر، هرانا22 آبان» ممانعت از برگزاری مراسم ختم احسان فتاحيان در کرمانشاه، هرانا 22 آبان» عامر گلی، دانشجوی کُرد، پس از تجمع ديروز در سنندج، بازداشت شد، هرانا 22 آبان» پيام ابوالحسن بنی صدر به مناسبت اعدام احسان فتاحيان 22 آبان» ايران، مجازات اعدام: حکومت جامعه بين الملل را به چالش می طلبد، فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا "تنها يکی از ما"، ترجمه شعری از شيرکو بيکس، تقديم به خاطره احسان فتاحيان، عبدالله مهتدی![]()
شيرکو بيکس (Sherko Bekas)، شاعر نامدار معاصر کرد، اهل سليمانيه در کردستان عراق و خود فرزند فائق بيکس شاعر معروف نيمه قرن بيستم است. شيرکو در اين شعر کوتاه که در سال ۱۹۸۸ سروده است، فرار دسته جمعی اهالی يک روستای کرد را از دست بمباران بعثيها به نحوه زنده ای به تصوير می کشد.
باری، قصد فقط آشنا کردن مختصر خواننده با زمان و مکانی بود که شعر در آن سروده شده است. در شعر کوتاه «تنها يکی از ما»، شيرکو بيکس فرار دسته جمعی شبانه مردم يک روستا را که شتابان از برابر بمباران می گريزند تصوير می کند. در آن اشک هست، دود هست، فرار از برابر دشمن مسلح غدار هست، کوفتن باران و سختی راه و فرسايش طاقتها هست، همه اينها هم بدون کوچکترين شعار و تکلف و در قالب تصويرهای شعری گويايی تجسم می شود که در آن انسان و رويدادهای پيرامونش به سادگی درهم آميخته اند. اما در ژرفنای اين مصيبت بی پناهانه و بی فريادرس، اميد و آينده نيز با ظرافت تمام و با رنگی از شيطنت در هیأت نوزاد متولد نشده ای که نمادی از تداوم موجوديت و آينده اين ملت است سرک می کشد، چنانکه در عمق احساس تلخی که از تصوير اين همه محنت و رنج به شما دست داده است، بی اختيار آهی از سر آسودگی خاطر می کشيد و لبخندی بر لبانتان نقش می بندد. من اين شعر را در سال ۱۹۹۳ از جلد اول ديوان اشعار شيرکو بيکس، صفحه ۶۹۲، ترجمه کرده بودم اما هيچ وقت آن را در جائی انتشار نداده بودم و اينک در حالت روحی و عاطفی خاصی آن را به خاطره عزيز جانباخته احسان فتاحيان تقديم می کنم تا بدانيم که به قول شاملو «مرگ پايان نيست». تنها يکی از ما غروب وقتی بود بينی هايمان ناودان سرمان، در اين ميان تنها يکی از ما Copyright: gooya.com 2011
|
||||||