هشدار که "شام"، غريبان است! نامه ماشاالله عباسزاده به رهبری ايران![]() جرم مهدی خزعلی ارتداد سياسی است، مجتبی واحدی![]()
در همين زمينه
4 آذر» اطلاعيه کانون نويسندگان ايران: دستگاه سرکوب همچنان قربانی میگيرد2 آذر» جلوگيری از شرکت مردم در مراسم فروهرها، دويچه وله
بخوانید!
18 بهمن » پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی
18 بهمن » تداوم دموکراسی ستیزی در تاریخ معاصر ایران، دکتر بهروز بهبودی 18 بهمن » بیانیه کمپین سفارت سبز در محکومیت سوء استفاده از حق وتو توسط دولتین چین و روسیه و آثار جنگ افروزانه و ضد بشری این اقدام 18 بهمن » نارنجی پوش مهرجويی دو سيمرغ بلورين بخش بين الملل را بدست آورد، ايلنا 18 بهمن » عامل کشتار نروژ خواهان مدال افتخار از دادگاه شد، يورونيوز
پرخواننده ترین ها
» مانتوی الناز شاکردوست در ایران سوژه شد! (تصویر)
» شاه: اسلامستیز یا اسلامگرا، اکبر گنجی » لاغ هفته: اولین جلسۀ فراماسون های برونمرزی در استکهلم » مصاحبه با نازنین افشین جم درباره ازدواج او با وزیر دفاع کانادا (ویدئو) » نارنجی پوش مهرجويی دو سيمرغ بلورين بخش بين الملل را بدست آورد، ايلنا » پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی » هشدار که "شام"، غريبان است! نامه ماشاالله عباسزاده به رهبری ايران » توقیف داراییهای بانک مرکزی و وابستگان حکومت ایران، دويچه وله بيانيه و اطلاعيه کانون نويسندگان ايران بهمناسبت يازدهمين سالگرد قتل محمد مختاری و محمدجعفر پويندهبيانيه کانون نويسندگان ايران آيين تازهای نبود مرگ ،
در آن هنگام، حاکميت که از سرکوبهای خونين و گستردهی دههی ۱۳۶۰ فارغ شده بود گمان داشت که با قتل و تکزنیِ مختاری و پوينده، غفار حسينی، حميد حاجیزاده و احمد ميرعلايی و نيز مجيد شريف و پيروز دوانی و دهها تن ديگر میتوان فرياد آزادیخواهیِ روشنفکریِ متعهد ايران را برای هميشه خاموش کرد.
در آن هنگام، حاکميت که از سرکوبهای خونين و گستردهی دههی ۱۳۶۰ فارغ شده بود گمان داشت که با قتل و تکزنیِ مختاری و پوينده، غفار حسينی، حميد حاجیزاده و احمد ميرعلايی و نيز مجيد شريف و پيروز دوانی و دهها تن ديگر میتوان فرياد آزادیخواهیِ روشنفکریِ متعهد ايران را برای هميشه خاموش کرد. اما هنگامی که قتلها از پرده بيرون افتاد و حاکميت چارهای جز پذيرش قتلها نديد، کوشيد با محدود کردن اين کشتارها به چهار قتل، بر ژرفای اين جنايتهای ضدبشری سرپوش بگذارد و اين تبهکاریها را حاصل انحراف مشتی «خودسر» جلوهگر سازد؛ دادگاهی سر هم کرد و در پشت درهای بسته، در تاريکی و خاموشی، بدون حضور خانوادهها و وکيلان جانباختگان، سر و ته قضيه را هم آورد و سرانجام ناصر زرافشان، وکيل شجاع قربانيان و عضو کانون نويسندگان ايران را به جرم حقجويی و پافشاری بر محاکمهی آمران و عاملان جنايتها روانهی زندان کرد. چندی نگذشت که آمران و قاتلان را در بافت و ساختی ديگرگونه و گسترده، و در سليحِ کامل، روانهی خيابانها کردند تا اين بار در رويدادهای خونينِ پس از خرداد ۱۳۸۸ به جان مردم و جوانان حقطلبی بيافتند که به مسالمتآميزترين شکلِ ممکن خواهان اعادهی آزادیهای از دسترفتهی خود بودند. و چنين شد که خون کشتگانِ خيابانها، شکنجهشدگان و قربانيان کهريزکها، نداها و ترانهها، سهرابها و محسنها و... با خون سلطانپورها و پويندهها و مختاریها و هزاران جانباختهی دههی ۶۰ به هم پيوست و آزادی را فرياد کرد. کانون نويسندگان ايران *** اطلاعيهی کانون نويسندگان ايران ياران! همگامان! مردم آزاده! کانون نويسندگان ايران Copyright: gooya.com 2011
|
||||||