یکشنبه 13 شهریور 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
4 اردیبهشت» مجلس و تذکرات مصلحتی، مهرداد نصرتی (مهرشاعر)
بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نقدی بر مصوبه تلبس به لباس روحانیت، مهرداد نصرتی (مهر شاعر)

به روز رسانی و انتشار خبر مصوبه سال 1389 شورای عالی حوزه‌های علمیه در ارتباط با شرایط تلبس به لباس روحانیت نکاتی را به ذهنم آورد که در ادامه به آن اشاره می کنم . مصوبه فوق الذکر در واقع مبین آن است که چه کسی و با چه شرایطی اجازه دارد لباس روحانیت را بپوشد .

اول آنکه در این مصوبه اگرچه به تفصیل به تشریح واجدین شرایط تلبس پرداخته شده و طی آن می خوانیم که : "هر گونه تلبس به لباس روحانیت، برای افراد عادی، ممنوع است." و "تلبس به لباس مقدس روحانیت، برای طلاب فاقد پرونده از مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، ممنوع است؛ این افراد موظف‌اند پس از اخذ کد مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، نسبت به تلبس بر اساس ضوابط این آیین‌نامه، اقدام نمایند." اما حداقل بنده در قانون ، مجازاتی برای کسانیکه فاقد این شرایط بوده و اقدام به پوشیدن این لباس کنند را مشاهده ننمودم (البته به جز آنکه کسی از این لباس قصد سوء استفاده خاصی داشته باشد که در مورد اخیر تکلیف روشن است).

در همین جا یادآور می شویم که مجموع سئوالات و انتقادات مطروحه در این یادداشت صرفا جهت تنویر افکار می باشد و انشاالله وسیله ای برای رفع نقوص احتمالی در مصوبه مذکور خواهد بود .

مطابق آیین نامه مذکور، « لباس روحانیت، عبارت است از عمامه، عبا و قبا » و «شرایط عمومی تلبس» به لباس رسمی روحانیت در ایران عبارت‌اند از:

1. داشتن حداقل، 18 سال سن
2. داشتن وضعیت جسمی و روحی مناسب که در صورت نیاز و تشخیص ضرورت، از طریق آزمایش‌های پزشکی و روان‌شناختی، بررسی می‌شود.
3. عدم عضویت و سابقه ارتباط با گروهکهای انحرافی و گروه‌های مخالف اسلام و تشیع و نظام اسلامی
4. عدم انحراف فکری و سیاسی و اخلاقی
5. التزام عملی به اصل ولایت فقیه و قوانین جمهوری اسلامی
6. نداشتن محکومیت‌ کیفری و حقوقی مؤثر

قابل توجه است که «احراز شرایط مندرج در بندهای 3، 4، 5 و 6، بر عهده واحد سازمانی آمار و بررسی مدیریتهای حوزه علمیه استانی است.»

مسئله ای که در مورد بندهای مذکور در تبصره پیرو می خوانیم مطرح است اینکه در این بندها گروه انحرافی ، انحراف فکری ، سیاسی و اخلاقی با کدام پارامترها سنجیده می شوند ؟ در صورت توجه به این نکات به سادگی قابل تشخیص است که قانونگذار دست قاضی را کاملا باز گذاشته است تا به سادگی روحانی اهل تسنن را از پوشیدن لباس روحانیت منع و حتی تعذیر نماید چرا که وی اگر مخالف تشیع نبود که اهل تسنن نبود . یا حتی درون روحانیون شیعه ، گروه هایی مانند شیخیه که روحانیون آنها عمدتا در مراکز خودشان و تحت آموزش روحانیون خودشان برای پوشیدن این لباس آماده می شوند چه تکلیفی دارند ؟ سئوال اینجا است که آیا مصوبه فوق به این معناست که آنها از این پس نمی توانند از این نوع لباس استفاده کنند وم موظفند از تلبس خارج شوند تا مجرم نباشند یا خیر؟

نکته سئوال برانگیزتر در بند چهارم تعریف انحراف سیاسی است . قانونگذار انحراف سیاسی را تعریف نکرده و تنها تشخیص آن را بر عهده واحد سازمانی آمار و بررسی مدیریت های حوزه نهاده است .
سئوال بعد این است که آیا مرجع تصمیم گیرنده در واحد سازمانی مزبور متشکل از قضات واجد شرایط در امر قضاوت است یا خیر؟ و آیا صلاحیت قضاوت در آن مرجع محترم توسط قوه قضاییه نظام جمهوری اسلامی ایران تائید شده است یا خیر؟

در ادامه این مصوبه می خوانیم :

« پایبندی به انجام‌دادن واجبات و ترک محرمات» و « تعادل شخصیتی و رفتاری و تناسب ظاهری» نیز از جمله «شرایط اخلاقی و رفتاری تلبس» اعلام شده اند.

در آیین نامه یاد شده، «وظایف فرد ملبس به لباس روحانیت»، به شرح زیر فهرست شده است:

1. رعایت پوشش مناسب عرف روحانیت
2. رعایت نظم، نظافت و پاکیزگی بدن و لباس و مرتب‌بودن سر و صورت متناسب با عرف روحانیت
3. پرهیز از وضعیت ظاهری غیر متناسب
4. حفظ حرمت لباس در معاشرتهای اجتماعی
5. مراعات زی طلبگی در مجالس مختلف و پرهیز از حضور در محافل مختلط که حدود شرعی، در آن رعایت نمی‌شود.
6. پرهیز از روحیه اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی، و رعایت شئون روحانیت در وضعیت زندگی و مسکن و خودرو
7. تلبس دائم
8. رعایت اخلاق و آداب اسلامی و پرهیز از شوخی‌های افراطی و خلاف نزاکت
9. پرهیز از درگیری‌های لفظی و فیزیکی غیر متناسب با شئون روحانیت
10. حفظ مناعت طبع و عزت نفس در تأمین معاش، و پرهیز از سوء استفاده از لباس روحانیت برای مقاصد سوء
11. پرهیز از ورود به عرصه‌های ناسالم اقتصادی، مانند شرکتهای هرمی
12. پرهیز از ارتباط با گروه‌های معاند نظام اسلامی و عضویت در آنها
13. پرهیز از انجام‌دادن رفتارهای وسواس‌گونه، به ویژه در خصوص طهارت و نجاست، و اقدام به معالجه در صورت لزوم



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


در باب موارد فوق نیز سئوال های زیادی بی پاسخ می ماند .من جمله نکات مذکور در بند ششم که ظاهرا هر شخصی که ملبس به لباس روحانیت شد را از داشتن زندگی مرفه منع می کند تا آنجا که حتی نوع اتومبیل و منزل وی نیز باید تابع این لباس باشد. سئوال اینجا است که چنانچه یک روحانی اتومبیلی مدرن خرید و استفاده کرد باید از تلبس منع شود ؟ یا اگر خانه ای بزرگ و شیک داشت همچنین ؟ در کنار آن حد و حدود رفاه ، یا به عبارت مذکور در این بند اشرافیگری و تجمل گرایی چگونه تعریف می شود ؟

اما در کنار تمام مسئله های فوق نکته ای هست که از همه اینها اهمیت بیشتری دارد :

لباس روحانیت مطابق اخبار مشابه همان لباسی است که حضرت پیامبر ، محمد مصطفی صل الله علیه و آله و اهل بیت کرام ایشان استفاده می کردند . در طول تاریخ هرگز مسبوق به سابقه نبوده است که آحاد اجتماع را از تشبّه به سنت های ایشان منع نمایند و شرایط و قوانینی برای امتثال بنا نهند . آیا براستی اساسا دین مبین اسلام اجازه صدور چنین احکامی را می دهد ؟!

البته قانون اساسی نیز در بند نهم به صرا حت می گوید هیچ مقامی حق ندارد حتی با وضع قانونی جدید، آزادی های مشروع ملت را سلب نماید .و قطعا تشبّه به لباس پیامبر و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) نمی تواند از حوزه آزادی های مشروع بیرون باشد.

اصل 9 ـ در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت وتمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک‌ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه‌دولت و آحاد ملت است‌. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام‌استفاده از آزادی به استقلال سیاسی‌، فرهنگی‌، اقتصادی‌، نظامی وتمامیت ارضی ایران کمترین خدشه‌ای وارد کند و "هیچ مقامی حق‌ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع‌را، هر چند با وضع قوانین و مقررات‌، سلب کند".

نیز برخی بندهای این مصوبه در تقابل کامل با سایر اصول قانون اساسی است . برای مثال اصل دوازدهم را مرور می کنیم :

اصل 12 ـ دین‌رسمی ایران‌، اسلام و مذهب جعفری اثنی‌عشری‌است و این اصل الی‌الابد غیرقابل تغییراست ومذاهب دیگر اسلامی‌اعم از حنفی‌، شافعی‌، مالکی‌، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل‌می‌باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی‌، طبق فقه‌خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج‌،طلاق ، ارث و وصیت‌) و دعاوی مربوط به آن در دادگاهها رسمیت‌دارند و در هر منطقه‌ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت‌داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها برطبق آن‌مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب‌.

سئوال اینجا است که اصل فوق الذکر چگونه با بند سوم که می گوید : "3. عدم عضویت و سابقه ارتباط با گروهکهای انحرافی و گروه‌های مخالف اسلام و تشیع و نظام اسلامی" قابل جمع است البته با در نظر گرفتن و تکرار این مبنا که هر اهل تسننی اگر اعتقاد به صحیح بودن تفکر شیعی داشت دیگر اهل تسنن نبود ؟

نیز سئوال دیگر آنکه با توجه به قانون ساماندهی مد و لباس مصوب جلسه علنی 12/10/1385 و ابلاغیه 23/10/1385 که مصر بر استفاده ازالگوهای پوشش اسلامی ایرانی است و ناگفته پیداست که تلبس به لباس روحانیت که الگوی لباس پیامبر و خاندان مطهر ایشان است افضل پوشش هایی است که ممکن است فردی انتخاب کند . حال چگونه می توان افراد جامعه را از پوشیدن بهترین نوع لباس از منظر اسلام منع نمود ؟

امید است صاحب نظران اعم از موافقین و منتقدین مطالب فوق پاسخ های در خور را مبذول دارند .


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016