انسان یعنی عصیان (همراه با لینکهای دیدنی و شنیدنی)، الاهه بقراط![]() نگاهی کوتاه به کتاب «وداع من با آسمان» نوشته حامد عبدالصمد، ب. بینیاز (داریوش)![]()
تبلیغات و نیازمندیها
در همين زمينه
25 خرداد» شوکران و اعتصاب غذا، جواد طالعی7 خرداد» آرزوئی که در حال برآورده شدن است، آثار زهرا حسنآبادی در ساختمان اتحاديه سنديکاهای سراسری آلمان، جواد طالعی 11 فروردین» چرا با رفراندوم مخالفم؟ جواد طالعی 4 اسفند» وزیر خارجه آلمان را برخلاف میلاش مجبور به دیدار با احمدینژاد کردند، جواد طالعی 25 بهمن» ۱۰۰ بازرگان همراه عبدالله گول در ايران چه میجويند؟ جواد طالعی
بخوانید!
1 خرداد » پاريس: ادبيات زنان در ايران، فضايی برای باليدن، سخنرانی فرزانه ميلانی، شنبه ۲۶ ماه مه
1 خرداد » روزنامه ايران: حرف های مطهری در مورد رئيس جمهور يعنی اينکه احمدی نژاد دين ندارد 1 خرداد » معاون وزير خارجه روسيه: پيام هايی در مورد بررسی حمله به ايران به گوشمان رسيده است 1 خرداد » کاظم جلالی: اظهارات ديروز مطهری موضع فراکسيون رهروان ولايت نيست، به سخنان او نقدهای جدی داريم 1 خرداد » ۲۰۰ کارگر از آغاز سال جديد در لارستان بيکار شده اند
پرخواننده ترین ها
» فرح و آنتونی کوئین در حال صرف کباب (تصویر)
» یکی از متهمان فساد بزرگ در جلسات مهم دولتی » محسن رضایی: ۷ نفر نامزد ریاست جمهوری یازدهم میشوند » پیکان و پورشه - آگهی فروش! (تصویر) » علی مطهری: احمدی نژاد و مشائی حجاب را قبول ندارند » یازدهمین دادگاه "فساد مالی بزرگ" به تشنج کشیده شد » نگاه توکلی به پسر گل فروش (تصویر) » یورش پلیس امنیت اخلاقی به یک مهمانی خانوادگی زنانه در شهرک نفت اهواز رژيمی که مخالفان خود را حتی در رؤيا تعقيب میکند، نقدی بر نخستين اثر ادبی جواد طالعی بهزبان آلمانی، گريت ووستمن*![]()
ويژه خبرنامه گويا
شخصيت قصه، به عنوان بيمار حال خوشی ندارد. او حاضر نيست روی مبل دراز بکشد. او، تنها زمانی دراز می کشد که قصد خوابيدن داشته باشد. بعد، روياها هستند که آغاز می شوند. اما او نمی تواند به درستی ميان روياها و کابوس ها تفاوتی قائل شود. ترس ها بر او غلبه دارند و از چنگ آن ها گريزی نمی يابد. اين ترس ها هم با گذشته او ارتباط دارند و هم با آنچه در تبعيد از سر می گذراند: بحران هويت، قطع ريشه و بيگانه ستيزی يی که همه جا هست. عنکبوت يا چيزی شبيه عنکبوت، نماد همه ترس های بيمار است. عنکبوت، همه جا او را دنبال می کند. همه چيزهائی که می خواهد از آن ها بگريزد، در عنکبوت جاخوش کرده اند. يکبار او را کت بسته به بخش اعصاب می برند و با اين تصور که ديوانه شده است به او شوک الکتريکی می دهند. اما او ديوانه نيست.
شخصيت قصه می گويد از "سرزمين ارواح" ی می آيد که نام واقعی آن را فراموش کرده است، زيرا که اين سرزمين نام های متعددی دارد. روزی سرزمين ديکتاتور بود، اما حالا زير سلطه ارواحی است که می خواهند همه انسان ها را به خود شبيه کنند. سرزمينی که در آن زنده ها تحقير و مرده ها ستوده می شوند. در داستان، صحنه عميقا متاثر کننده ای هست که راوی داستان دستگيری يک دختر ۱۵ ساله را شرح می دهد. پس از اعدام اين دختر، مهريه اش را به پدرش می رسانند. روانکاو نمی خواهد باور کند. اما بيمار اصرار می ورزد که اين يک واقعيت است. چنين نيز هست. آنجا يک قاعده شرعی هست که می گويد دختران باکره در صورت اعدام به بهشت می روند. ارواح حاضر نيستند که قربانيان آن ها به بهشت بروند. پس قبل از اعدام عقد می کنند. اين يک ماجرای تخيلی هولناک يا افسانه ای ناراحت کننده نيست، بلکه قوانين حاکم بر ايران بوده است. اما بيمار اميدش را از دست نداده که روزی انسان ها موفق خواهند شد ارواح را به قبرهای خودشان بارگردانند.
کتابی که نه تنها بايد خوانده شود، بلکه کاملا مناسب اجرای روی صحنه است. چيزی که اميدوارم روزی اتفاق بيافتد. ــــــــــــــــــــ ** Station 13, 108 Seiten, Javad Talee, Goethe & Hafis Verlag, Bonn, Januar 2012 Copyright: gooya.com 2012
|
||||||