یکشنبه 31 اردیبهشت 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

"رپ" دفاع با کلمات زخمی، در مقابل تجاوز به عنف قدرت، مهیار نیلگون (ماهگون)

(به بهانه‌ی فتوای قتل شاهین نجفی از سوی مراجع منتسب به اسلام حکومتی)

به نظر من، توهین و فحاشی به‌غیر بخصوص به عناصر و حریم باورهای عمومی و هویت مردم کاری نکوهیده و نادرست است و هیچ‌گونه جای دفاع ندارد! هر چند بر سر معنا و مصادیق توهین بر اساس سلایق عمومی اختلاف نظر وجود دارد، اما ایجاد شائبه و کم‌منزلت کردن حرمتهای مورد وثوق مردم حتی به قصد تابوشکنی‌‌های مفید به حال ارتقاء قدرت تشخیص مردم کاری خطیر و پرهزینه است. از سویی وقتی فحاشی، توهین، تهمت، تهدید، ارعاب، تجسس و آبرو بردن، و برملاکردن رازهای خصوصی مردم مخالف حکومت از طرف منتسبین به حکومت جریان دارد آنوقت باید منتظر هزینه‌های تحمیلی بیشتر بود! در همین راستا وقتی تمام آن حرمت‌شکنیها و ترغیب آنارشی توسط آقای احمد خاتمی علنا در نماز جمعه مجاز و مورد تبلیغ قرار می‌گیرد، و با سخنانی سفسطه‌آمیز از هرگونه تبلیغ باورهای ایرانیان غیرخودی به عنوان جنگ واقعی(!) یاد می‌شود و در این جنگ تقلبی با حق‌به‌جانبی هر چه تمامتر، با فاکت‌آوردن از امامان، و قیاس مع‌الفارق آنان با خود، فحاشی و تجسس و برباد دادن اسرار و آبروی مردم به عنوان یک راهبرد جنگ مجازی مطرح شده و با بیان عباراتی چون "سگهای‌باران‌خورده" به ایرانیانی که مخالف حکومتند، مردم عادی کوچه و بازار به این امر ترغیب می‌شوند، آنگاه مشخص می‌شود که تمامیتخواهان حکومتی با سیاستها و تمهیدات معنادار، زمینه را آماده میکنند تا به‌نیت غبارآلود کردن جو سیاسی و اجتماعی، به‌منظور به‌خشونت کشیدن هر گونه اراده‌ و ابراز نظر منتقدانه، (همچون دوران جنگ) همچنان بهانه‌ای برای سرکوب و اختناق و محدود کردن فعالیتهای سیاسی مردم باقی بگذارند تا کسی جرات نکند هیچگونه اعتراضی به حکومت تمامیتخواه داشته باشد تا نفس در سینه‌ی هر نفس‌کشی بند بیاید! بر اساس همین سناریو اینک قرعه‌ی فال به نام شاهین نجفی اصابت کرده و اکنون این "قربانی آسیبدیده" نتیجه و محصول کاشت و داشت سیاستهای همین حکومت است که اکنون باید در این معرکه خون و جانش در جهت انحراف اذهان عمومی و تهییج عمومی برداشتشود!

براستی آیا بی‌پدری شاهین نجفی عامل فتوای قتل اوست؟ و یا باپدری کشیش امریکائی که قرآن را آتش زده؟! چرا کسی او را تهدید نمی‌کند که چندی پیش آتش زدن قرآن را مقابل دوربینهای تلویزیونی در امریکا عملی کرد؟ و صدایی از هیچیک از این آقایان در نیامد! آیا قدرت ضعیف‌کشی در سیاست دینی باعث شده خون کسی که خود را مسیحی می‌داند رنگین‌تر از خون هموطنی باشد که خود را مسلمان نمی‌داند تا مرتد نامیده شود و در سایتهای مجاز برای ریختن خونش جایزه تعیین شود؟ آیا حکومت منتظر غبارآلود شدن بازار تهدید از سوی دیگراندیشان است؟

جزای "بع بع" وقتی دارند سرت را می‌برند، کباب شدن قبل از ذبح است!

توی روز روشن حق او و هم‌وطنانش را خورده‌اند و او حالا دارد با زبان خاص خود نه برای خنده، نه برای تمسخر، بلکه برای اعتراض و انتقاد به ریاکاری، به دزدی، به حقوق یغما شده اعتراض می‌کند!

آیا خونریزی شمشیر تنها پاسخ دفاع خشن با کلمات در اعتراض به حق ملی مصادره‌شده‌ی مردم میهن است؟

چند انسان مثل من و تو، از داخل ایران فتوی داده‌اند و بر این اساس قرار است کسی شاهین نجفی را در کشوری دیگر بر خلاف قوانین آن کشور بکشد! برای جهانیان دیگر دارد عادی می‌شود که یک مقام آدرس‌دار از این طرف دنیا (ایران) دستور قتل یک شهروند کشور دیگر را در آنسوی جهان بدهد! دیگر حتی دولت آلمان به این مداخله‌ی داخلی اعتراضی هم ندارد! خوشا به حال جهان! نمی‌دانم! زبانم لال اگر یک قبیله‌ی سرخپوست هم پیدا شود و حکم ارتداد صادر کننده‌ی حکم ارتداد را در اینسوی جهان بدهد چه بر سر جهان خواهد آمد؟!

موضوع از ریختن خون و تجاوز به عنف هم ساده‌تر ‌است: حکومتی طبق تفسیر خود از دین و قانون به روز نشده‌ی سی و سه سال پیش، حق ملی شهروندانش را در داشتن نماینده و اعمال اراده در میهن خود از آنها عملا سلب کرده و یک‌تنه بر منابع ملی که حق تمام ایرانیان است با اجیر کردن نیروی نظامی-امنیتی از محل دارائیهای ملی بر ویرانه‌های سرنوشت یک ملت ترکتازی می‌کند. یکی از شهروندان با کلمات مجازی به‌زبان خود به سردمداران و مردم این جامعه اعتراض تندی دارد. اعتراضی خشن که به دلیل مجاورت آن با نام امام دهم شیعیان توهین به مقام ایشان شناخته شده و گوینده‌ی آن مستوجب مرگ دانسته شده! اعتراض با کلماتی که البته به خشونت رنگ خون و حق حبس‌شده‌ی ملی نیست!‌ آیا دادخواه و دادگستری در این میانه هست؟ براستی در مقابل این حکومت خونریز و جنگ‌طلب که تبلیغ و حرف زدن و اعتراض مجازی (نه حتی تحصن و اعتصاب و راهپیمایی) را جنگ واقعی می‌پندارد، جز برده‌ و گوسفند زبان‌بسته‌ی آماده‌ی قربانی چه می‌توان بود؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


مصاحبه بی.بی.سی با شاهین نجفی

دیگر همه میدانند که این روزها شاهین نجفی ترانه‌ای خوانده با تم "رپ" که سبکی واکنشی و اعتراض‌آمیز و خشن و خیابانی در موسیقی‌است که از دهه‌ی 60 از میان سیاهپوستان امریکا باب شده و به عنوان نوعی سلاح مبارزه جوانان سیاه با تبعیض‌های نژادی رایج در آن زمان مطرح بوده و تا امروز ادامه دارد و تقریبا جهانگیر شده. شاهین نجفی هم به عنوان خواننده‌ی‌ رپ مهاجر مقیم آلمان (که یک دانشجوی اخراجی است) ترانه‌هایش را به عنوان یک سلاح دفاعی به کار میگیرد تا در مقابله با خشونتهای اجتماعی-سیاسی برخی از دینمداران متجاوز به حریم انسان در ایران از حریم خود دفاع کند؛ که تاکنون مورد استقبال بخشی از جوانان معترض و به بن‌بست رسیده نیز قرار گرفته است. ترانه‌ی اخیر رپ شاهین نجفی به نام "نقی" در واقع شکوائیه‌ای است به امام دهم شیعیان در بن‌بست‌هایی که حکومت منتسب به دین جمهوری اسلامی برای او و هم‌نسلهای او و هم میهنانش به عنوان یک ایرانی آزاده پدید آورده است. جدای از تائید و یا مخالفت با این سبک موسیقی و ادبیات حاکم بر متن ترانه‌های اعتراض‌آمیز او که بیشتر از مشکلات جوانان ایرانی به زبان نامعمول شعر مقفی، کلماتش را گاه خشن در قالبی محاوره‌ای و کوچه‌بازاری و بصورت مسلسل‌وار می‌گوید، باید توجه داشت که اصولا دلیل وجودی و گرایش به این سبک موسیقی چیست؟ تاریخچه‌ی این موسیقی میگوید اعتراض به نادیده گرفته شدن و مورد تجاوز قرار گرفتن حقوق سیاهپوستان امریکایی موجب تولد این نوع موسیقی است. و این همان دلیلی است که شاهین نجفی دلیل مخاطب قرار دادن امام دهم شیعیان را برگرفته از ظلم پیروان او به امثال خود می‌داند. او حتی مردم دمدمی مزاج را هم در دایره‌ی انتقاد خود وارد می‌کند. البته شاهین نجفی از دست‌مایه‌های موجود در فضای وب (مثل پیج نقی در فیس بوک) و نیز سیاستهای حکومت و همچنین احساسات برانگیخته و باورهای خودش بهره می‌برد تا به تندترین‌ترین شیوه بتواند پیام خود را به شمشیر کسانی که هویت او را عملا نادیده گرفته‌اند برساند. این پیام به گوش مراجع شیعه رسید و برخی از مراجع حکومتی حکم ارتداد او را به دلیل توهین به امام نقی که مصداق "سابّ النبی" است صادر کردند از جمله: آيت‌الله صافی گلپايگانی و آيت‌الله مکارم شيرازی. آيت‌الله حسين نوری همدانی و آیت‌الله سبحانی.

برپایه قانون مجازات اسلامی درباره "سبّ" (دشنام‌دادن و به کار بردن الفاظ رکیک) هر کس به مقدسات اسلام یا هر یک از پیامبران یا امامان شیعه یا فاطمه، فرزند پيامبر و همسر علی‌بن ابی‌طالب، نخستين امام شيعيان، اهانت کند، چنانچه مشمول حکم سابّ النبی باشد، اعدام می‌شود در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.

مقام آیت‌اللهی مقامی است که برخی از ابناء بشر خطاپذیر منتسب به مذهب شیعه بر اساس استنباط نسبی و تائید پدران مدعی تفقه‌شان، خود به خود داده‌اند و بر این مبنا خود را دارای تفقه و فهم کامل از دین اسلام دانسته‌اند تا جائیکه به خود اجازه می‌دهند فتوای مرگ کسی را صادر کنند و یا کسی را از حقوق ملی محروم سازند! و بر همین مبنا آنها پیش از داوری الله در معاد، خود را فارغ التحصیل مقام آدمیت دانسته تا جائی که جانی را که در انحصار الله است را میتوانند به نیابت از او ساقط کنند؛ و البته ایشان به جان کسی که حق تعیین سرنوشت مردم و کسی مثل شاهین نجفی را در اعمال اراده در مدیریت میهنشان عملا از ایشان سلب و ساقط کرده کاری ندارند. آقایان صادر کننده‌ی حکم قتل، صدای مجازی کسی را که اعتراض می‌کند را می‌شنوند اما مصادره و یا حبس‌کردن حق واقعی او و میلیونها ایرانی را که با از دست دادن حق اعمال اراده در مدیریت کشورشان عملا حق حیات خود را در سرزمین خود از دست داده‌اند را نمی‌بینند! این است عاقبت حق‌به‌جانبی چند انسان خطاپذیر مثل من و تو و شاهین نجفی که تنها فرقشان با مردم عادی این است که اینان بر مسند زور و قدرت مصادره شده، سوار بر زین اسبند و ایرانی زیر لگدهای سمشان؛ که حتی آخ گفتن و نالیدنش هم به‌وقت درد و زخم دیدن، جزای مرگ دارد!

این بدان معناست که: دفاع مجازی مردم با کلماتی زخمی، در مقابل جنگ واقعی حکومتی علیه صاحبان اصلی میهن، پاسخی جز شمشیر ندارد!


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016