گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
21 بهمن» تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا17 بهمن» هشدار که "شام"، غريبان است! نامه ماشاالله عباسزاده به رهبری ايران 8 فروردین» صدای "نااميدی" از "سبز اميد" در افق V.O.A، ماشاالله عباسزاده 24 اسفند» "چهارشنبهسوری هراسی" خامنهای و چالش جديد کودتاگران، ماشاالله عباسزاده 19 اسفند» "مديريت شهری" و افتتاح پروژه تکميلی "کودتا"، ماشاالله عباسزاده (کارشناس ارشد وزارت کشور دولت اصلاحات)
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! زايشِ "روحِ مدنیِ ايرانيان" در آذربايجان، ماشاالله عباسزاده![]() نخستين ساعاتِ پس از زلزلهِ دهشتناکِ بم ، با صدای زنگ تلفنی از يکی از دفاترِ حوزه وزارت، راهی ساختمانِ ۲۱ طبقهِ ميدانِ فاطمی، وزارتِ کشور، شدم. نشستی فوق العاده و اضطراری به منظور مديريتِ مهار ِ بحرانهای پس از زلزله به نامِ ستادِ بحرانِ زلزلهِ بم تشکيل شده بود. آقايان موسوی لاری وزيرِ کشورِ وقت ، مهندس خرم وزيرِ راه و ترابری ، سردار يحيی رحيم صفوی ، و تنی چند از عاليرتبه گانِ نظام و نيز فرماندهانِ ارشد نيروهای امنيتی و انتظامی، به عنوانِ برجستهترين مسؤلينی بودند که حضور داشتند. دولتِ اصلاحات با هر ۹ روز يک بحران دست و پنجه نرم ميکرد و جناحِ موسوم به اصولگرايان که عمدتاً از رهبریِ نظام آيتالله علی خامنهای تبعیّت داشتند مدام در سنگ اندازی و ناکارآمد جلوه دادن کابينهِ خاتمی ميکوشيدند . درکشاکشِ مباحثاتی که بيشتر به سویِ مجادلاتِ جناحی پيش ميرفت ، موسوی لاری با طمأنينه منشی که همواره در وجودش بود ، اندکی کم تحمل شده بود و پس از بحرانهای کوی دانشگاه و انتخاباتِ مجلسِ ششم ، ميديدم که از بی اخلاقیِ رقيب ، به تنگ آمده و با ادبياتی گلايه آميز سخن گفت . گوييا تقاضای هلیکوپتر شده بود برای امداد و نجات جهتِ عزيمت به بم ولی فرماندهانِ ارشدِ نظامی سپاه ، برایِ کمک رسانی ، نافرمانی ميکردند. ساعت حدودا به ۱۱ بامداد رسيده بود، وزير گفت الان بيش از ۵ ساعت است که من به عنوانِ وزيرِ کشور و جانشينِ فرماندهیِ کّلِ قوا تقاضای چند هلیکوپتر کردم، و خبری نيست . رحيم صفوی نيز با تمردهای آشکار ، گفت که ما به فرموده عمل میکنيم و جايگاهی جز " آقا" نمیدانيم. مهندس خرّم که در ماجرای افتتاحِ فرودگاهِ (امام) خمينی داستانِ تهديدش از سوی سپاهيان هنوز در ذهنِ خوانندگان است ، با لحنی تند تر ، و عتابی غير مستقيم به سردار پر ستاره ، موسوی لاری را خطاب قرار داد که شما به عنوانِ وزيرِ کشور حق صدورِ هر گونه فرمانِ امداد و نجات را داريد و از همين نقطه زمانی ما شما را همراهی خواهيم نمود. همگی همراه با نمايندگانِ رسانههای گروهی از تهران راهی کرمان شديم . آسمان و زمين کرمان در هاله ای از اندوه ِ مبهم، حيرتِ همگانی و سردیِ روح سوز بود. با هواپيمائی ديگر که در ۳ دهه پيش ارتشِ ايالاتِ متحده آمريکا از آن به عنوانِ حملِ احشام و دام استفاده میکرد همراه با خبرنگارانِ خارجی و داخلی راهی بم شديم. از بامِ شهر ديدم که " بم مدفون شد". همينک ، نگارندهِ اين سطور، با شرح نوشتِ آغازين که دلالتِ آشکارِ مديريتِ شبه نظاميان در امورِ شهروندان از جشنهای شادی تا تراژدیهایِ طبيعی همچون زلزله دارد ،نظر به پيشينهِ حرفهای و حضور در زلزلهِ مهيبِ بم که از آغازين ساعات وقوع شروع شد و تا دو هفتهِ تمام از بازديدِ مقاماتِ مسول تا تدفينِ جمعی و گروهی اموات ادامه يافت و آخر الامر با بيماری عفونتِ ريه در بيمارستانی بستری شدم ، در اين نوشتار میکوشم پديدههایِ پيرامونی در حوزهِ امداد و نجات از جمله ستيزِ سرداران ، نافرمانیِ نظاميان ،زايشِ کنشهای نو ظهورِ مدنی ميانِ ايرانيان، کاميابیِ آموزهِ " همدلی از همزبانی برتر است" و ناکامیِ " بيگانه گرايانِ افراطی" در رويکردی تطبيقی از دو زلزله در دو استانِ ايران با ناهمسانیهای زبانی را واکاويم. کوششهایِ پيشاانتخاباتی سرداران در زلزلهِ آذربايجان عمدهِ عملکردِ سرداران و شبهِ نظاميان "امنيتی" ، "رقابتی" توام با نوعی " نبردِ نامرئی ِ قدرت " و " ستيزِ در سکوت ِ سرداران " بوده است. در حاليکه کليتِ حاکميت أعم از دولتيان و همهِ " آلِ ولايت"، با رسانهِ يکسويهِ شان با نوعی بی اعتنائی عبور ميکردند ، سردار -کارمندِ ناکامِ دو دوره انتخاباتِ رياست جمهوری در قامتِ رئيسِ دولتِ در سايه و با نشانههای بی نشانِ يک نامزدِ رياستِ جمهوری، نخستين سرمايه گذاری را در يکی از بهترين حوزههای اخذِ آرا کليد زد و در بيانيهای خواستارِ عزای عمومی گرديد . محسن رضايی که عليرغم خبر سازیهایِ مستمر از فرار فرزندش تا قتلِ محفلی در هتلی در دوبی ، تا کناره گيری از پيگيریهای حقوقی در انتخاباتِ پيشين و از همه مهمتر گردن نهی به حکمِ حکومتی در ميسرِ ذوبِ عملی ولايت در جنبشِ سبز ، هيچگاه جايگاهی و پايگاهی نزدِ افکارِ عمومی نيافته است ، اينبار با پيشدستیِ تاکتيکی، سنگر بندی نمود . لازم به توضيح است که "سردار دکتر" نوظهور ، محسن رضايی ، پيشتر نيز در خوشايندِ افراطيونِ اتنيکی- قوم محور ، مقولهِ " فدراليسمِ اقتصادی " را در تبريز بيان کرده بود. سویِ ديگرِ اين نبردهایِ زود هنگامِ سرداران و شبه نظاميان ، عزيمتِ "تيمی -گروهی"ِ لشگرِ پارلمانی به رهبری علی لاريجانی ميباشد که عليرغمِ ايجادِ مزاحمت و کاستیِ امکاناتِ هوابرد ، پنج فروند هلیکوپتر را در اختيار گرفت برای پنج ساعت بازديد . لاريجانی که البته سرداری مستتر و آراسته به مدرکی فلسفی است ، همهِ منشِ يک رئيسِ دولت را ميازمايد و خوب در حالِ تمرينِ يک رئيسِ جمهور است. محمودِ احمدینژاد گنجی را در ويرانههایِ ورزقان و آوارهای اهر ميباخت که هيچ حجر الاسودی در کعبه به کمکش نمیآمد بدين روی بود که گرمابه نرفته و ريش شانه نکرده از فرود گاهِ تهران به سهم خواهان در سهند و سبلان پيوست . و اما در اين ميان ، بزرگترين بازندهِ اين بازیهایِ شبه نظامی از قضا فرماندهی ارشدِ کّلِ قوا يعنی خود " آقا " بوده است . دير رفت ، پريشان سخن گفت و آشفته برگشت . نکتهای که حتا از مکتوم ماندنش هم عاجز ماندند ، حضورِ آيتاللهِ آذری زاده موسوم به ولیّ امرِ مسلمين ، در جمع نظاميان و دست چين شدهها و سرداران بوده است. چيزی کهکمتر در آن بازديد به چشم ميامد زلزله زدگان و شهروندان بودند. رسانهها و پوششِ خبری و اما در زلزلهِ آذربايجان که حکومتگران بيمناک از شعله کشیِ آتشهای زيرِ خاکسترِ جنبشِ عظيمِ آزادی خواهانهِ مردم ِ ايران به نامِ جنبشِ سبز هستند ،حکومت رويهای ديگر در پيش گرفت. نخست سياستِ سکوت را پيشه کردند اندکی بعد " کم اهميتی "، سپس با نوعی آشفته گری برنامههای کميک و در پايان عذرِ بد تر از گناهِ مديرِ روابط عمومیِ آن رسانه مبنی بر بی اطلاعیِ مديرانِ شبکهِ های صدا و سيما از زلزله . حال به دو نمونه از رسانههای شاخصِ نظام ميپردازيم . سردارِ سریِ نظام ، حسين شريعتمداری مالکِ کيهان ، در حرکتی حيرت آور تيترِ و عکسِ روزنامه را به ريزشِ برگهایِ خزانی زيرِ بارانِ تابستانی اختصاص داده بود بی هيچ اشارهای به حادثهِ زلزله در حاليکه ديگر روزنامههای هنوز بر جای ماندهِ مستقل و اصلاحی ،يکپارچه به انعکاسِ اين رويداد پرداخته بودند . رسوايیِ رسانهِ يکسويهِ سردار ضرغامی -صدا و سيما- در عدمِ انعکاسِ وقايع به گونه ايه بود که نمايندهِ نظامی شهرِ زلزله زدهِ اهر لب به شکوه گشود و حتا با بلاگرِ مقيمِ لندن نيز مصاحبه کرد و بی بی سی پرژين را موفق تر از رسانهِ ملی بر شمرد. مصاحبهای که میتوانست ريسکهایِ پيش بينی نشدهای برای نمايندهِ مذکور در ساختارِ شبهِ نظاميانِ حاکم داشته باشد. فرازِ و فرودِ تاکتيکها و استراتژیهایِ تبليغاتیِ پيشا انتخاباتی از سوی سرداران ، از صدورِ بيانيهِ عزای عمومی تا بی اعتنايی ريسک پذيرِ ماجرایِ خنده بازارِ سردار ضرغامی ، در نوسان بوده است . ناکامیِ بيگانه گرايانِ فرصت طلب در زلزلهِ آذربايجان، به تناسبِ سکوتِ رسانههای منتسب به رهبری نظام به ويژه صدا و سيما، شاهدِ صفهای کيلومتری و چند هزار نفری شهروندان در تهران و شهرستانها بوديم که از جان و خون تا مال مايه گذاشته بودند و تصاويرِ دريافتی همگی نشانگرِ حضورِ نسلِ سبزی بوده است که در سه سال پيش شعارِ جمهوریِ ايرانی سر ميداد و فارغ از هر گونه تعلقاتِ زبانی و منطقهای نخست به "حاکميت ايدئولوژيکِ دينکار"، در "کم شماریِ" ايرانيان "نه" گفت و سپس به ايران ستيزانِ بيگانه گرا (گروههایِ جدايی خواه و استقلال طلب و ذرّه انگار) جوابی داد در خور و هوشيارانه که تاکيد بر تعيينِ سرنوشت و تماميتِ سرزمينی به موازات هم تامين گرِ منافع ايرانيان است. ايرانيان ، پيشگامِ کنشهای مدنی در منطقه در زلزلهِ آذربايجان نيز شاهديم که عليرغمِ همسويی سردارانِ حاکم با بخشهايی از تجزيه طلبان که ديريست آغاز شده است و اين حرکتِ ضدِ ميهنی و هولناک در طولِ پديداریِ جنبشِ سبز وسعتی آشکار و عميق گرفت، اما مردم و شهروندان از آذری تا مازنی، از شيعهِ صفوی تا بهائی بی هيچ توجهی به سياستهایِ مستترِ و عيانِ حاکمان در مسيرِ تفرقه ، تفسيرِ عينیِ کلام مولوی بلخی بودند که " همدلی از همزبانی برتر است ".عزيمتِ آنیِ قهرمانِ مازندرانی کشتیِ جهانی اميدِ رضايی به آذربايجان ، نشانهِ آشکارِ اين همدلیها است. هر چند نيروهایِ امنيتی حکومت در جنبشِ سبز در موزاييکی سازی مبارزاتِ دموکراسی خواهانهِ مردم بسيار کوشيدند و اندکی هم کاميابی کسب کردند که هم ميهنانِ مان را در چهار منطقهِ ديگر جغرافيايی از همراهی با مطالباتِ دموکراسی خواهانه باز دارند، تا جائيکه با انسداد همه سايتهای خبری در داخلِ کشور ، پس از سايتهای پورنو، سايتهای بيگانه گرايان را گشودند که به زعمِ خويش مطالباتِ دموکراسی خواهانه ، فرهمندانه ، و فرهيخته گونهِ "رامينِ پوراندرجانی"ها و " کيانوشِ آسا"ها، و "صانع ژالهها"، کنشگرانِ خاموشِ شکار شده ، از خطه های ِ آذربايجان ، کرمانشاهان و کردستان را منحرف کنند. اما هم امنيتی يونِ نظام انديش و هم بيگانه گرايانِ هويت سازِ ايران ستيز ، غافل از آنند که در يک شرائط برابر و آزاد و دموکراتيک در فردای ايران، مطالباتِ بر کشيده و مجعول ديری نپايد و دوامی نخواهد يافت و بزرگترين بازندهِ اين بازیهای محاسبه نشدهِ قدرت خواهی ، همينانند . ماشأالله عباسزاده Copyright: gooya.com 2016
|
||||||