شنبه 12 اسفند 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
29 بهمن» انتخابات آزاد - در نظام جمهوری اسلامی؟! حسين باقرزاده
بخوانید!
پرخواننده ترین ها

خوراسگان: آيا موازنه قدرت بين رژيم و مردم در حال تغيير است؟ حسين باقرزاده

حسين باقرزاده
تحولات اصفهان از نوع جديدی از مصاف مردم با رژيم خبر ميدهد. مصافی که مردم را به دليل فشارها و بحرانهای سخت اقتصادی در برابر رژيم و نيروهای امنيتی جريتر ميکند، و رژيم را به دليل درگيريهای درونی آن در سرکوب مردم ضعيفتر. مصافی نيز که مردم روحانيت رانتخوار حکومت را جزيی از ماشين سرکوب رژيم تلقی ميکنند و رفتاری متناسب با آن از خود بروز می دهند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


حوادثی که اين روزها در منطقه ورزنه شهر خوراسگان اصفهان و توابع آن رخ داده از چند جهت قابل توجه است.

۱ - مديريت آمرانه کشور که بدون توجه به نظرات و تمايلات و توافق اهالی يک محل، در مورد حياتيترين ماده مورد نياز آنان تصميم ميگيرد، و مثلا آب زاينده رود را به يزد ميبرد و يا آب کارون را به کويت صادر ميکند و مردم خود محل را در مضيقه ميگذارد، يکی از بزرگترين عوامل نارضايتی مردم و خشم آنان عليه مقامات حاکم است.

۲ - اعتراض و تظاهرات کشاورزان ورزنه يک اعتراض مدنی است و اگر در جامعه امکان ابراز اين نارضاييها به صورت قانونی و آزاد وجود داشته باشد ميشد انتظار داشت که مردم معترض به صورت مسالمتآميز و با روشهای قانونی به تظاهرات بپردازند. ولی وقتی در يک کشور امکان چنين تظاهراتی مطلقاً وجود ندارد و يا حرکت اوليه معترضان، با خشونت سازمان يافته عوامل امنيتی روبرو ميشود به خشونت کشيده شدن اعتراضات نيز کاملا قابل درک است.

۳ - رژيم ايران چيزی به نام فعاليتهای صنفی و مدنی را به رسميت نميشناسد و به همه اين گونه فعاليتها انگ سياسی و امنيتی ميزند. در سوی مقابل نيز طبيعی است که شعارهای تظاهرکنندگانی که تحت حمله قرار ميگيرند به سرعت از شعارهای صنفی و مدنی به شعارهای سياسی تغيير کند و مردم علاوه بر حمله به يکانهای ويژه که برای سرکوب آنان بسيج شده بودند و به آتش کشاندن اتوبوسهای آنان عليه مقامات حاکم شعار بدهند.

۴ - در شرايط سياسی و اقتصادی حاضر که از يک سو جناحهای حکومتی در يک جنگ داخلی بيسابقه درگير شدهاند و ريشه يکديگر را ميزنند، و از سوی ديگر مردم گرفتار بدترين بحرانهای مالی و اقتصادی و عوارض سنگين آن هستند، هر حرکتی از اين قبيل ميتواند انشقاق حکومتی را تشديد کند و پتانسيل آن را دارد که به نقاط ديگر کشور سرايت کند و مردم جان به لب رسيده را به دلايل مختلف به اعتراض بکشاند.

۵ - گزارش رسيده که کشاورزان معترض در حمله به نهادهای حکومتی، «حوزه علميه» خوراسگان را نيز مورد حمله قرار دادند و به مدرسه آخوندی آنجا صدمه وارد آوردند. اين امر نشان ميدهد که معترضان، روحانيت رسمی را بخشی از رژيم سرکوبگر ميشناسند و آن را در مسئوليت مشکلات خود سهيم ميدانند. مردم روزگاری از ستم حکومت به روحانيت پناه ميبردند، ولی امروز بسياری به اين دو به يک چشم نگاه ميکنند و آنان را مشترکاً مسئول بدبختيهای خود ميشناسند.

مدتها است که کشاورزان ورزنه و خوراسگان به دليل کمآبی و محروميت از آب محلی به مقامات شکايت کردهاند و کسی به داد آنان نرسيده است - تا امروز که نارضايی خود را به صورت جمعی نشان دادند. آنان در مقابل حمله خشونتبار مأموران امنيتی که به مجروح شدن تعدادی از آنان منجر شده دست به شورش زدند و با سنگپرانی و به آتش کشاندن خودروهای نيروهای امنيتی به اين حملات پاسخ دادند. آنان همچنين لولههای آب را منفجر کردند، و در نتيجه، مردم يزد گرفتار کم آبی شدند. اين امر به نوبه خود باعث نارضايتی مردم يزد شده و مقامات آنجا را نگران کرده است. همچنين، بحران ايجاد شده باعث شده است که مقامات محلی يکديگر را به خاطر اين حرکت تخطئه کنند.

از جمله، پايگاه اطلاع رسانی سپاه صاحب الزمان، که به سپاه اصفهان وابسته است، درگيری در منطقه ورزنه شهر خوراسگان بين کشاورزان و نيروهای امنيتی را به عده ای از افراد سودجو و فريب خورده نسبت داده و مسئولان اجرايی را در اين حادثه مقصر دانسته است. انشقاقی که در رأس حکومت بين قوه مجريه به رياست احمدينژاد و ساير نهادهای حکومتی به رياست علی خامنهای شکل گرفته چنان عميق است که تا پايينترين واحدهای حکومتی رخنه کرده و وقتی بحرانی در گوشهای از کشور شکل ميگيرد مقامات محلی را به جان هم مياندازد.

تحولات اصفهان از نوع جديدی از مصاف مردم با رژيم خبر ميدهد. مصافی که مردم را به دليل فشارها و بحرانهای سخت اقتصادی در برابر رژيم و نيروهای امنيتی جريتر ميکند، و رژيم را به دليل درگيريهای درونی آن در سرکوب مردم ضعيفتر. مصافی نيز که مردم روحانيت رانتخوار حکومت را جزيی از ماشين سرکوب رژيم تلقی ميکنند و رفتاری متناسب با آن از خود بروز ميدهند. آيا موازنه قدرت بين رژيم و مردم در حال تغيير است؟

حسين باقرزاده

[email protected]
http://www.facebook.com/HosseinBagherZadeh


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016