جمعه 11 مرداد 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سقوط اسلام سیاسی، بهروز بهبودی

behrooz-behboodi.jpg
در یک نگاه کلی به وضعیت جهانی اخوان المسلمین ، به روشنی درمی یابیم که تلاش های این حزب برای اخوانیزه کردن کشورها، که به معنی تزریق باورهای مذهبی در ساختارهای سیاسی و مدیریتی جوامع است، در جهان امروز قابل پذیرش نیست. جمهوری اسلامی هم که نمونه ای دیگری از این نوع حکومت های مذهبی است

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


جنبش اعتراضی مردم مصر علیه حکومت حسنی مبارک، رییس جمهور مدام العمرمصر، به دنبال نبود آزادی های سیاسی و وجود بحران های اقتصادی آغاز شد و مردم این کشور برای احقاق حقوق اساسی خود، به خیابان ها آمدند. بر خلاف کشورهایی همچون لیبی و سوریه که فرجام اعتراضات به جنگی داخلی کشیده شد، مصر، توانست با استفاده از اعلام بی طرفی ارتش در نزاع میان مردم و حکومت دیکتاتوری ، از فروپاشی اجتماعی و جنگ داخلی ، عبور کرده و یکی از موفق ترین نمونه های بهار عربی را بوجود آورد. پس از سرنگونی مبارک، ارتش با ایستادن در کنار نیروهای سیاسی و تلاش برای ایجاد بستر مناسب برای تشکیل دولت موقت و برگزاری انتخاباتی سالم، دین خود را به دموکراسی مصری پرداخت کرد.

در اولین سالگرد به قدرت رسیدن مرسی، مردم مصر با حضور میلیونی خود در عرصه اجتماع و میدان التحریر ، که سمبل انقلاب به حساب می آید ، خواستار استعفای رییس جمهوری شدند که در برآورده کردن خواست های اکثریت مردم ناتوان بود. مرسی ، رییس جمهور همه مردم مصرنبود و با اتکا به حزب اخوان المسلمین و سابقه سیاسی آن ، سعی در به قدرت رساندن مدلی از «اسلام سیاسی» را داشت که با اهداف اولیه انقلابی که برای تحقق دموکراسی و نفی هر گونه حکومت استبدادی بر کشور مصر بوجود آمده ، در تضاد بود. این اعمال اخوان المسلمین ، جنبش تمرد را برای ایجاد نافرمانی های مدنی بوجود آورد که خواسته اصلی اش ، استعفای مرسی و برگزاری انتخابات زود هنگام بود. چیزی که تظاهرات چند ده میلیونی مردم با کارت قرمز برای مرسی به ما نشان داد، این بود که مردم مصر آگاهانه می دانند که دموکراسی در حق رای و برگزاری انتخابات خلاصه نمی شود، بلکه نظارت دائمی بر قدرت و رصد رفتارهای حکومت را جز جدایی ناپذیر تلاش برای ساختن یک جامعه دموکراتیک می دانند. در این میان ارتش مصر نیز با هوشیاری ، گامی بلند دیگری در جهت پیروزی انقلاب مردم برداشت.

برخلاف ژست روشنفکرانه بسیاری که دخالت ارتش مصر و کمک آنان به برکناری مرسی را کودتا می نامند ، مقایسه اتفاقات مصر با سایر کودتا ها، به راحتی نشان می دهد که آنچه که در مصر اتفاق افتاده است ، یک کودتا نیست. حضور میلیونی مردم در خیابان ها که با انتشار خبر ضرب الاجعل ارتش فریاد« ملت و ارتش برادرند» سر دادند، همراهی سران احزاب مخالف ، رهبران مذهبی جامعه مسلمانان و مسیحیان مصر در کنار فرمانده کل قوای مصر، که وزیر دفاع مرسی نیز بود، هنگام خواندن بیانیه برکناری مرسی از قدرت و حضور رسانه های داخلی و خارجی و گزارش لحظه به لحظه اتفاقات مصر و از همه مهمتر برسر کار نیامدن یک شورای نظامی و واگذاری قدرت به سیاسیون پس از برکناری مرسی، نشان از تفاوت ماهیت حوادث مصر وکودتا دارد. شاید نیاز باشد تا در اصطلاحات سیاسی واژه جدیدی برای آن ساخته شود.

از سوی دیگر شاهد هستیم که پس از حدود دو هفته ای که از برکناری مرسی، گذشته و تظاهرات خیابانی طرفداران وی که معمولا به خشونت کشیده شده است و همچنین رفتارهای تروریستی و خشونت افزای اخوان المسلمین و سازش ناپذیری غیر منطقی شان با سایر احزاب و گروه های مصری که برای عبور جامعه بحران زده مصر از وضعیت دشوار کنونی به اتحاد و همبستگی ملی می اندیشند و درست در زمانه ای که مصر بیش از هرچیز به ثبات سیاسی – اجتماعی برای به حرکت درآوردن چرخ های اقتصادی خود نیاز دارد، باز هم ژنرال سیسی که علاوه بر فرماندهی کل قوای مصر، سلاح و مجوز برخورد با حرکت های تروریستی و اعتراضات خشونت آمیز را دارد، به دنبال انفجار بمبی در برابر ساختمان اداره امنیت کشور در شهر منصوره و کشته هایی که اعتراضات خیابانی اخوانی ها در چند روز گذشته برجای گذاشته است، باز هم از «مردم» می خواهد تا با حضور میلیونی خود در خیابان ها و حمایت از دولت موقتی که برای برگزاری مقدمات تصویب قانون اساسی و انتخابات جدید تلاش می کند، مشروعیت و فرمان مقابله با خشونت ها را صادر نمایند، آن هم دقیقا در هنگامی که جهاد الحداد سخنگوی اخوان المسلمین، بر اعتراضات خود تا بازگشت مرسی به کاخ ریاست جمهوری تاکید می کند. ارتش مصر نشان داده است که در ادعای خود مبنی بر دفاع از حقوق و خواسته های مردم مصر، چه در زمان انقلاب ژانویه و چه در حوادث اخیر، صداقت داشته و ارتشی قابل اعتماد است.

اخوان المسلمین با به دست گرفتن قدرت، که این فرصت را پس از هشتاد سال ، دموکراسی نوپای مصر در اختیار آنها قرار داد، با مصادره انقلاب 25 ژانویه ، خود را صاحب اختیار و مرسی را در نقش رهبر این انقلاب پنداشتند. مرسی چند ماه پس از رسیدن به کرسی ریاست جمهوری ، با افزایش اختیارات خود و در نبود پارلمان، با کاهش اختیارات و قدرت نظارتی قوه قضایی مصر، در پی ایجاد یک دیکتاتوری اسلامی جدید بر آمده بود و با گنجاندن لوایحی که عدلی منصور، رییس جمهور موقت فعلی، آنها را بنیادگرایانه می خواند، در قانون اساسی و سلب حق اعتراض نهادهای قانونی نظارتی به دنبال عملی کردن ایده آل سیاسی اخوان المسلمین ، برپایی دولت اسلامی بر پایه قوانین شریعت چهارگانه اهل سنت، بود. نوعی از اسلام سیاسی که به حاکمان اجازه می دهد برای حفظ قدرت از همه ابزارهای دینی و عاطفی استفاده کرده و به نام مذهب ، به گسترش خرافات و نادانی در جامعه بپردازد و محدود ساختن آزادی ها و حقوق اساسی مردم و سرکوب خشونت بار اعتراضات با نام دین در آن حکومت ، مشروع و واجب می شود. این مدل از حکومت که در نهاد خود با دموکراسی تضاد و تعارض دارد، مردم مصر را بیشتر به هراس می انداخت ، چرا که پیش از این نیز ، اخوان المسلمین با انتشار بیانیه ای با نادیده گرفتن جمعیت مسیحیان قبطی که 15% از جمعیت مصر را تشکیل می دهند، شریعت اسلامی را مهمترین مولفه جامعه مصر و هدف خود را، اجرای احکام اسلامی اعلام کرده بودند.

اخوان المسلمین با سو استفاده از فقر و ضعف مردم و استفاده از شعارها و ترویج خرافات مذهبی در پی پاییزِ بهار عربی بودند. آنان با ترکیب اسلام و سیاست به دنبال پنهان کردن اشتیاق خود به قدرت مطلقه پشت صورتک مذهب و تقدس نمایی بودند، امری خطرناک که در طول تاریخ هرکجا قدرت سیاسی و مذهبی به یکدیگر پیوسته اند به سرعت ، بدترین دیکتاتوری ها را برپا کرده اند که کسی، یارای مقابله با آن را نداشته است. مخالفان مرسی که گروه های لیبرال، چپ، ملی گرا، فعالان اجتماعی تا بازماندگان دوره مبارک، ارتشی های تصفیه شده و حتی مردم فقیر را در بر می گیرد، در اعتراض به اخوانیزه کردن مصر ، به میدان آمدند و وی را به عمل نکردن به وعده های انقلاب در جهت ایجاد آزادی ، دموکراسی و عدالت اجتماعی و مهمتر از آن سو استفاده از قدرت به نفع حزب اخوان المسلمین متهم می کنند.

اخوانیزه کردن مصر تبعات جبران ناپذیری ، برای جامعه داشته است، که مهمترین آن ایجاد شکاف در میان جامعه مصر بوده است. در حال حاضر جامعه مصر به بخش سلفی ها و طرفداران دولت اسلامی و باقی مردم مصر تقسیم شده است. خشونت های مذهبی در مصر، کشوری که به تساهل مذهبی معروف بوده است و سالیان دراز، مذاهب مختلف زندگی مسالمت آمیزی را در کنار یکدیگر تجربه کرده اند، اکنون به دلیل تبلیغات و فعالیت های اخوان المسلمین به یکی از بحران جامعه مصر تبدیل شده است . اوج این بحران را در کشته شدن حسن شهاته، نماد مذهب تشیع در مصر ، می توان دید. از سوی دیگر شاهد بالا رفتن میزان خشونت ها علیه زنان به دنبال قدرت گرفتن اسلام گرایان هستیم. گروه های تندرو مذهبی و سنت گرای مصر با هدف زدودن مظاهر غربی که آن را یادگار دوران مبارک می دانند، امنیت را از زنان مصری را سلب کرده اند.

از سوی دیگر اخوان المسلمین تنها به تسخیر کشور مصر بسنده نمی کردند و همچون جمهوری اسلامی در سال های نخست پس از انقلاب 57، در پی صدور ایدئولوژی خود به خارج از مرزهای مصر بودند. این بار نیز این گروه با سو استفاده از گروه های فقیر مردم دیگر کشورها و تحت نفوذ قرار دادن این گروه ها و پنهان شدن در پست شعارهای مذهبی قصد ایجاد آشوب در کشورهای عربی را داشتند، که با اعتراض عربستان سعودی و امارات متحده عربی مواجه شد و امارات به دنبال برخورد با این گروه حتی به تعطیلی مرکز این گروه را در این کشور اقدام کرد.

بهروز بهبودی

بنیانگذار مرکز دموکراسی برای ایران

ونكوور

www.bbehbudi.com

[email protected]


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016