پنجشنبه 16 مرداد 1393   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


پرخواننده ترین ها

عراق در محاق ٬ ماشاالله عباس زاده 

پیدایش گروهی آدمی خواره موسوم به داعش در شامات و عراق، و انتشارِ صحنه‌های سیاه سر بریدنِ سربازانِ وظیفه و به رگبار بستن‌های کورِ رهگذرانِ عراقی در ساعات اولیه شوکی دهشتناک بر همهِ افکار عمومی‌ عالم خاصه کشور‌های منطقه بر انگیخت. در این میا‌‌ن مغربیان هر بار با شنیدن و دیدنِ چهار حرفِ لاتین و مخفف ISIS  به یاد SS و جنایات نازی‌ها می‌‌افتاندند و ایرانیان نیز به یاد حملهِ اعراب و ماجراهای جزیه پردازی‌ها و نبرد‌های قادسیه و مقاومت‌های ایرانیان در آن هنگام. همزمانی و استمرارِ بحران غزه و اصرارِ اسرائیل بر ادامه نبرد تا فروریزی همه تونل‌های ترور حماس، از یکسو و تا حدودی نیز موشک اندازی بر هواپیمایی مالزیایی بر فراز اوکراین از سوی دیگر،در چشم به هم زدنی‌ از میزان شدت و حدت انعکاس جنایات هولناک و قتل عام دسته جمعی‌ در عراق کاست. در حالیکه آدمی خوارگان داعش همچنان به پیش می‌‌تازند و پازل‌های جنایات‌ شان را در عراق و شام، با نیزه کردن سر‌های بریده ، کشتار هزار و پانصد نفره جمعی‌ از اسرای سربازِ جوان و به دریا انداختن جسد‌های خون آلود‌شان را بی‌ هیچ هراسی در معادلاتِ مجهول خاورمیانه تکمیل می کنند. خلیفه مسلمین ابوبکر البغدادی که نسخه نوظهور ولی‌ِ امرِ مسلمین در منطقه است ، در این مسیر، بر ازدیاد جمعیت نیز انگشت تاکید گذارد و دفاتر ازدواج نیز در دیارِ تحت امر خویش برپا نمود.

غامض شدگی بحران غزه ، و نمایشِ پیاپیِ صحنه‌هایی‌ از خون و خشونت و کشتارِ کودکان، همزمان با بازتاب لحظه به لحظهِ این بحرانِ دیر پای منطقه‌ای که خود ناشی‌ از تسخیر تحریریه‌های رسانه‌های اصلی‌ِ کشور‌های قدرتمنند توسط گروه‌های بر آمده از نهاد‌های ایدئولوژیک ، پوششی ، و متمایل به چپ جهانی است، فراگردِ اطلاع رسانی را تحتِ شعاع تنافر از یهود، اسرائیل ستیزی به مثابهِ نمادی از امپریالیسم کهن، قرار داده است و عملا بحران عراق و سوریه که بسا بیشتر از غزه و اسرائیل هولناک و تراژیک است ، را به شامِ تاریکِ روشنگری و اطلاع رسانی و یا حلِ موضوع و مساعدت‌های ضروری کشانده است.

راقم این سطور، قبل از اینکه از سوی دغدغه دارنِ منطقه‌ای و گزینشیِ حقوق بشر مورد نقد و حذف قرار گیرد، پیشاپیش ضمنِ محکوم کردن هر گونه نبرد‌ها و جنگ‌های ضدّ تروریستی که منجر به کشتار فزایندهِ بی‌ گناهان باشد - همچون غزه  و اسرائیل - نکاتی‌ چند در چراییِ ضرورتِ غافل نماندنِ رنج و ماجراها در عراق، تاکید می ورزد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


یکم: همسایگی و وجود مرز‌های مشترک طولانی عراق و ایران، تاثیر گذاری تبعات عراق بر ایران را از یکسو ، و متقابلا تاثیر پذیریِ ایران از بحران عراق را از سوی دیگر، تشدید می‌کند. بدین روی، حسبِ رویکردِ لزومِ اهتمام به منافع ملی‌ در گامِ نخست، بالطبع عراق حوزهِ اولی در دیپلوماسی منطقه‌ای است.

دوم: میدان جرم و میزانِ فاجعه در عراق و سوریه هم به لحاظ تعداد کشتگان و هم به لحاظ شیوه جنایات نه تنها قابل قیاس با نبردِ مدرن اسرائیل با گروه حماس نیست ، بلکه بازتولید صحنه‌های جنایات تاریخی‌ِ است که در قبایلِ ماقبل تاریخ و یا در دورانِ پدیداریِ مذاهب و ادیانِ کهن وجود داشت. سر بریدن‌ها ، دست بریدن، مثله کردن به اقسام مختلف، سوزاندن ، سر اجساد بر نیزه کردن و در شهر کشاندن ، همگی‌ نمونه‌های آشکارِ میزان شدت فاجعه و میدان جنایت در عراق است و قطعاً و طبعاً یک انسان آزاده، از این همه ظلم آزرده تر است تا مثلا در صحنهِ نبردی که ارتشِ آن به هنگام بمبگذاری بر پایگاهِ یکی‌ از تروریست‌ها به صرف دیدن چند شهروند عادی، مسیر کج می‌کند و از قیدِ انهدامِ هدفِ تعیین شده،می گذرد.

سوم: هژمونیِ ایدئولوژی تشیعِ فقاهتیِ حاکم در ایران و همسان سازی در بخشی از افکار عمومی‌ با تغذیهِ تعالیمِ انحرافی، دیگر عاملِ رویگردانیِ افکار عمومی‌ ایرانی به وقایع هولنک در عراق است. از جمله مصادیقِ منسوخی همانندِ این که "چون عراق در طول تاریخ در حقِ امامانِ شیعه از کربلا تا کوفه، وفاداری نکرده است ، تاوانِ تاریخی‌ پس می دهد". اشاراتی که شوربختانه در لایه‌هایی‌ از فقهای به نسبت نوگرا هم دامن زده می‌شود و رسانه‌های یکسویه تحت امرِ نظام، به انتشار آن می‌‌پردازند.تعطیلیِ برخی‌ از شبکه‌های مشکوک و نفرت پراکن از سوی وزارت اطلاعات دولت روحانی، گامی‌ است اعتدالی در مبارزه با کاسبانِ فقاهت که در این راستا قابل تعمق می‌باشد.

چهارم: رنج‌های برجای مانده از جنگ هشت ساله، علیرغمِ روابطِ همه جانبهِ جاریِ جمهوری اسلامی با دولت عراق که در سطوحِ مستشاران نظامی نیز ارتقا یافته است تا جایی که یکی‌ از سردارانِ به نامِ مذاب در محضرِ ولی‌ فقیه را - آنهم نه به عنوان میانجی - بلکه منجی در جنگ خلیفه بر می کشند، اما پاره‌ای از افکار عمومی‌ در ایران ، همچنان جنگ‌های پیاپیِ به وجود آمده در این کشورِ بحران زده - پس از صلحِ ایران و عراق- را نوعی، تاوانِ تاریخ می‌‌انگارند و از نوستالژیِ تراژیکِ آژیر‌های آن ایام گذر نکردند. در حالیکه، در همان ایام، عمدهِ رهبرانِ جهادیِ فلسطینیِ آن هنگام، در کنار صدام حاضر شده بودند و به نبرد با ایرانیان پرداختند. تا جاییکه ۱۸۲۵ فلسطینی در این جنگ که رویارویِ ایرانیان جنگ می کردند، کشته شدند و ۹۵۸ تن‌ نیز به اسارت ایران در آمدند. بدین روی نیز نمی توان، با غزه غمزه گری کرد و با عراقِ همسایه در غیض و غضب ماند.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016