چهارشنبه 28 خرداد 1393   صفحه اول | درباره ما | گویا

وقتی که ایرانیان خارج از کشور پرچم خونین جمهوری اسلامی را برافراشته می کنند، اختر قاسمی

akhtargh_0786.jpg
مطلب زیر را دیشب دیر وقت در حالی که خیلی عصبانی بودم نوشتم. دیشب بعد از تماشای بازی با جمع ایرانیان تقریبا ساعت دوازده شب خونه رسیدم. با اعصاب خرد گزارش تصویری ام را آماده کردم و برای وبسایت «مرکز دمکراسی ایران» فرستادم. خیلی عصبانی بودم، نه به خاطر نتیجه ی بازی نه، بلکه به خاطر کم کاری و بی تفاوتی ما ایرانیان که حتی در خارج از کشور پرچم رژیمی را برافراشته می کنیم که از دست همون رژیم به اینجا پناه آوردیم! با اینکه دیر وقت بود اما خوابم نمی برد در چنین مواقعی تنها دارویی که میتونه من را تسکین بده نوشتن است و در باره اش به شکل عام صحبت کردن! به همین دلیل تصمیم گرفتم موضوع را در وبلاگم مطرح کنم و مطلب زیر را نوشتم:



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


امروز وقتی در کلن به محل جشن فوتبال ایران و نیجریه رسیدم اولین چیزی که توجهم را جلب کرد و باعث شد که از فوتبال زیاد لذت نبرم و حتی در جمع هموطنانم حس همیشگی را نداشته باشم، دیدن پرچم و سمبل جمهوری ننگ اسلامی در دست جوانان شرکت کننده در برنامه بود. جمعیتی نزدیک به شصد هفتصد نفر از ایرانیان کلن و حومه در فضای باز ساحل پل متحرک کلن جمع شده بودند و شادی می کردند و من متعجب نگاه می کردم که چطور ممکن است کسانی این پرچم را در دست گیرند که همین پرچم سمبل رژیم اسلامی است که باعث آوارگی خودشون یا پدر و مادرشون شده؟ من حتی حاضر نبودم دستم به اون پرچم بخوره چون تمام جنایات را در این «الله» وسط پرچم می دیدم و وضعیت عراق جلوی چشمم مجسم میشد که با همین «الله» بر روی پرچم فقط این بار با نامی دیگر به نام «داعش» در همین لحظه دارند مردم می کشند! حالم بد میشد! بیش ۷۰ در صد جمع جوان و شاید زیر ۳۵ سال بود. اولین بار بود که در یک جمع بزرگ ایرانی در خارج از کشور این همه پرچم جمهوری اسلامی می دیدم! از خودم می پرسیدم چرا؟ خیلی از چهره ها را هم برای اولین بار می دیدم و از فارسی حرف زدن جوان ها هم متوجه می شدم که اینها اغلب کسانی هستند که در طی این ۵ /۶ سال گذشته آمدند. (چون جوان های ایرانی که اینجا به دنیا آمدند یا بزرگ شدند زبان اصلی شون آلمانی ست و بهتر و راحتر می تونند آلمانی صحبت کنند!) برای پاسخ سوالم از دو سه جوان علت استفاده از پرچم جمهوری اسلامی را پرسیدم یکی گفت پرچم دیگه ای برای خرید نبود یکی شانه هایش را بالا انداخت که انگار اصلا خبر نداره و دیگری هم گفت باید قایمش کنم که بابام نبینه!

تحلیلی که خودم داشتم این بود که این جوانها مسن ترین شون میتونه همزمان با جمهوری اسلامی بدنیا آمده باشه که هیچگونه رابطه ای با پرچم ایران ندارند و شاید فکر می کنند همیشه همین پرچم ایران بوده ( که کم کاری پدر و مادرهاست) و برای همین هم به راحتی به دور خود می گرفتند و با او احساس هویت می کردند! در هر حال اصلا برایم خوشایند نبود و در واقع برام به نوعی تبلیغ رژیم بود! حتی کلی سوژه های خوب برای عکاسی را از دست دادم چون نمی خواستم با پرچم جمهوری اسلامی باشه! این عکس را فقط به این دلیل گرفتم که بتونم مستند در این باره بنویسم. گرچه در برخی عکس ها هم ممکنه در جایی مشخص باشه ولی اجتناب ناپذیر بود! تمام این پرچم ها از ایران به دست مغازه داران اینجا برای فروش می رسد و شاید هم بخشی مجانی از طرف خود رژیم پخش میشه تا حساسیست ها نسبت به پرچم خونین الله کم شود! متاسفم که ایرانیان سرمایه دار در اینجا نتوانستند چندین هزار پرچم تهیه کنند و به دست مردم برسانند که مجبور نشوند از پرچم جمهوری اسلامی استفاده کنند!

گزارش تصویری اختر قاسمی از تجمع ایرانیان به هنگام تماشای فوتبال ایران و نیجریه


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016