Monday, Jan 5, 2026

صفحه نخست » ۱٤۰٤، محمد جلالی چیمه (م.سحر)

sahar.jpg

هزار و سیصد و پنجاه و هفت ننگین بود

به دوشِ نسلِ من ، این بارِ ننگ ، سنگین بود

مرا که شرم ز پنجاه و هفتِ خود دارم

ز عمر طی شده با بارِ ننگ ، بیزارم

درود بر تو که راهت به سوی آبادی ست

هزار و چارصد و چار ، سالِ آزادی ست!

***

مرا که ننگ ز عمرِ درازِ خود دارم

ز روزگار ِ چل و هفت ساله بیزارم

مرا که لرزه از ایّامِ رفته در بدن است

همه ملامتم از کِرده های خویشتن است

درود بر تو که بانگ تو نغمۀ شادی ست

هزار و چارصد و چار ، سالِ آزادی ست!

***

من آن تَبَه شده ، آن نسلِ بی سرانجامم

که ضربِ دستِ خیانت ، فکنده در دامم

سیاهنامۀ دین ، حُکمِ سرنوشتم بود

به دستِ خویش دِرو کردم ، آنچه کِشتم بود

درود بر تو که سِیرت به سوی آبادی ست

هزار و چارصد و چار ، سالِ آزادی ست !

***

هزار و سیصد و پنجاه و هفتِ عُمر گداز

به دست عقل و دِرایت، به فاضلاب انداز

بساز میهن خود را که نسلِ هُشیاری

خوشا رَهِ تو که از ننگِ ما سبکباری !

درود بر تو که دادِ تو نفیِ بیدادی ست

هزار و چارصد و چار، سالِ آزادی ست !

م.سحر

پاریس

https://msahar.blogspot.com/



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy