ویژه خبرنامه گویا
در بررسی و توصیف رخدادها در دنیای امروز "روایتگری" حرف اول را میزند، امری که متاسفانه در عمل گاهی حتی از آنچه واقعا اتفاق افتاده نیز مهمتر میشود.
چرا که مخاطبان عملا از روی روایتهای منتشر شده در باره یک مساله -و معمولا غالبترین آنها- در مورد آن قضاوت کرده، موضع میگیرند.
به همین دلیل تمام سعی حکومتها و گروههای سیاسی بر این است تا در ساختن روایتها به سود خود، بیشترین نقش را داشته باشند و با لحاظ کردن اهداف خود، در جنگ روایت (دیسکورس) پیروز باشند.
اهمیت این مساله خصوصا در بحرانها و مسائلی چون جنگ، نسلکشی، اعتراضات سیاسی و ...بیشتر هم میشود. چون قضاوت نهایی چنانکه گفته بر اساس روایتی است که توانسته فراگیر شده، خود را بر مخاطب تحمیل کند و گاه دور از واقعیت باشد.
این مساله اهمیت رسانهها و فعالان رسانهای شرافتمند و غیروابسته را بهتر نشان میدهد که با نقل روایتهای مستقل و منصفانه، در روایت غالب دروغین حکومتها و متجاوزین خدشه وارد کرده، جلوههایی از واقعیت رخ داده را به چشم جهانیان میرسانند.
در این میان رسانههای حکومتی، در موارد بحرانی چون اعتراضات اخیر از یک دستور مشترک در جهت تحمیل دیسکورس خود، برای سرکوب و متوقف کردن اعتراضات استفاده میکنند و در ادامه به مواردی از آن اشاره میگردد:
الف: کوچک نمایی اعتراضات، از نظر تعداد افراد شرکت کننده و شهرهایی که به اعتراضات پیوستهاند، کوچک نمایی آسیبهای وارده مثل انکار یا کاستن از آمار کشته و دستگیرشدگان، انکار استفاده از تیر جنگی و ... و تقلیل خواستهها و اهداف معترضان به موارد صرفا معیشتی و اقتصادی
درمورد مدت اعتراضات نیز به طور هماهنگ روی تمام شدن و سرکوب اعتراضات کار کرده، درمورد عادی شدن شرایط بمباران خبری مینمایند.
ب: درمورد کشتهشدگان اعتراضات نیز در گام ابتدایی در اقدامی سخیف سعی بر فشار بر خانوادههای مصیبتدیده و استفاده از اهرم گروگان گرفتن بدن بیجان عزیز مردم، در جهت منسوب کردن کشته شدگان به نیروهای ارزشی و بسیج میگردد.
درصورت شکست این پروژه در گام دوم سعی در تخریب این افراد با اطلاق مواردی چون شرارت یا مشکلات اخلاقی میشود، تا آنان را به خیال خود در چشم جامعه بدنام نمایند و در موارد زیادی نیز اساسا حکومت منکر کشته شدن فرد شده، علت مرگ را خودکشی یا مرگ طبیعی اعلام میکند.
ج: ترفند دیگر انتشار وسیع اخبار دروغین و پر سر و صدا و معمولا رادیکال در مقیاس بالا و بعد سعی در افشاگری درمورد آنها است، با این هدف که افکار عمومی را دچار آشفتگی نمایند تا نسبت به اخبار واقعی نیز ظنین گردد و در فضای گل آلود کردن خبری شناخت واقعیت از دروغ دشوار گردد.
د: برنامه دیگر حکومت رفتن به سراغ رسانهنگاران دروغینی است که طی سالها روی آنها به عنوان دشمن کاذب سرمایهگذاری شده و تحت نظارت کامل امنیتی نظام و در جهت جلب مخاطب، در جاهایی به حکومت انتقاد کردهاند.
هدف نهایی اما این است که این افراد به ظاهر مخالف در روزهای سخت حکومت چون اعتراضات مردمی وارد میدان شده، با ظرافت در سیر انتقال اخبار واقعی شبهه وارد کنند.
در این زمینه صدا و سیما و رسانههای وابسته به سپاه چون فارس، تسنیم، جوان، رسانههای اصولگرا و اصلاحطلب، رسانهنگاری دروغین و ...هرکدام بخشی از وظایف را بر عهده میگیرند. اما هدف نهایی همان انتشار اخبار دروغین در جهت ایجاد یاس در مردم، کاشتن بذر بدبینی نسبت به معترضین و سعی در بازگشت به شرایط عادی است.
بنابراین بدون شک یکی از وظایف اصلی اپوزیسیون، شناخت این خطوط انحرافی و سعی در مقابله با آنها از طریق انتشار اخبار تا حد ممکن درست از طریق رسانههای مستقل است.
البته باید اذعان نمود که متاسفانه برخی افراد و گروههای منسوب به اپوزیسیون حتی در زمانهای بحرانی نیز در کمال تعجب و تاسف به اخبار این رسانهها در مورد اعتراضات اعتماد و استناد! میکنند، اقدامی آنقدر سردستی که طبعا نمیتواند از سر وابستگی آنان باشد، اما قطعا از سادهلوحی و بلاهتی عمیق منشا میگیرد و آنان را به بلندگوی مجانی نظام تبدیل میکند.
کسانی که عنوان فعال سیاسی را یدک میکشند و در خیالاتشان داعیه نجات مردم را دارند! اما خود محتاج به الفبای اولیه سواد رسانهای هستند که اکثریت مردم ایران خصوصا جوانان از آن برخوردار هستند و این طنزی به شدت تلخ و متاثرکننده است.
















