«دلالِ ورشکستهیِ دین و استبداد»
سروش سرخوش - ویژه خبرنامه گویا
ماشین استبداد، همیشه دو بازو دارد: بازویی که «شلیک» میکند و بازویی که «توجیه» میکند. عبدالکریم سروش نقاب «فیلسوف منتقد» را از سیرت کریهش برداشته و ملبس به لباس «تئودیسهساز جنایت»، «سقوط آزاد اخلاقی» فرقهای را فریاد کشیده که نیمقرن تلاش کرد تا از دل «شریعت»، «دموکراسی» بیرون بکشد و امروز که جنازهی توهمش بر سنگفرشهای تهران زیر پای «مردمِ به یغما رفته» افتاده، بر سر جنازهی «دیکتاتوری مادورو» مویه میکند.
در حالی که خیابانهای ایران، صحنهی شکار انسان است و توحشهای رژیم در بیمارستانها سندی بر بربریت نظام، فسیل فلسفهخوان از «خویشتنداری مسئولان» سخن میگوید. مغز کوچک زنگزدهاش او را یاری نمیکند که میان «امتناع ناشی از ناتوانی» و «خویشتنداری اخلاقی» تفاوت قائل شود. اگر نیروهای امنیتی امروز جوی خون راه نمیاندازند، نه به خاطر «شنیدن صدای معترض»، بلکه به خاطر «هراس وجودی» از هشدار ترامپ و فلج ناشی از جنگ ۱۲ روزه است. آنها «نمیتوانند» به اندازهای که میل دارند بکشند، نه اینکه «نمیخواهند».
تجسم نجاست و تجسد رذالت، سند این «فلج استراتژیک» را به نام «خویشتنداری» میزند و ماشههایی که هنوز میچکد را سفیدسازی میکند و به جلادان «اعتماد به نفس» میبخشد تا فردا با وجدانی آسودهتر شلیک کنند. قرن ۲۱ را «نحس» مینامد، به این دلیل که میبیند «دیوارهای حائل» فرو ریخته و دوران «مصونیت دیکتاتورها» به پایان رسیده و وحشتزده است که مبادا این «سنت عدالتخواهی برونمرزی» دامن دوستانش در تهران را هم بگیرد. اشک تمساح یک مدعی اخلاق برای سقوط مادورو، نشان میدهد که در منظومهی فکریاش، «ضدیت با غرب» بر «کرامت انسان» ارجحیت دارد. او حاضر است ونزوئلا (و ایران) در فقر و استبداد بسوزد، اما «غرور کاذب ضدامپریالیستیاش» ترک برندارد.
مصداق «صمٌ بکمٌ عمیٌ فهم لایعقلون»، صدای مردمی را که شعار میدهند «دشمن ما همینجاست» نمیشنود، چون ترسش از «ویرانی ایران» نیست؛ از «فروپاشی پارادایم دینی» است. میداند که اگر این رژیم با دخالت خارجی یا انقلاب سکولار داخلی (با محوریت پهلوی) سقوط کند، پروندهی نیمقرن تلاشش برای «حکومت دموکراتیک دینی» برای همیشه بسته میشود.
شرم بر او که برای عدم اعتراف به شکست پروژهی فکریِ عقیمش، مردم ایران را گروگان این «هیولای مقدس» میخواهد. یاوههای اخیر سروش، صدور «گواهی فوت» جریان روشنفکری دینی بود. کسی که بهخاطر «آزادی ونزوئلا» عزا میگیرد و در برابر «کشتار ایرانیان» از قاتلان صبورِ خویشتندار تشکر میکند، «وکیلمدافع شیطان در دادگاه تاریخ» است. مردم ایران او را پاسخگو خواهند کرد تا در برابر دادگاه وجدان عمومی توضیح دهد چگونه توانست به چشمان مادران داغدار بنگرد و قاتلان فرزندانشان را تمجید کند. بساط شیادانی که دین را نردبان قدرت کردند و فلسفه را نقاب جنایت، با هم برچیده خواهد شد.
سروش سرخوش
تحلیلگر استراتژیک و روانکاو فرهنگی
آرشیو تحلیلها در توییتر:
https://x.com/sarkhosh1341

















