فرداد فرحزاد در شبکه اکس نوشت:
من در ظرفیت حرفهایام هرگز حامی هیچ چهره سیاسی خاصی نبودهام و آگاهانه کوشیدهام چنین بمانم. بهایش را هم دادهام؛ از همه طرفها هم نقد شدهام و هم ستایش. درباره رضا پهلوی نیز همین بوده. میدانم همسرش از من دلخور است، برخی اطرافیانش به من بدبیناند و خود او تاکنون به درخواستهای مصاحبهام پاسخ مثبت نداده.
اما هیچکدام از اینها مجوز بستن چشم بر واقعیت نیست، و نه توجیه بغض و کینه. نفرت، عقل را معیوب میکند. دیروز میگفتند توان رهبری ندارد، حمایتها ساختگی است و اگر راست میگوید فراخوان بدهد. امروز که میلیونها نفر به میدان آمدهاند، همانها میگویند برنامه ندارد و مسئول جان کسانی است که جمهوری اسلامی قتلعام کرده.
این وارونگی اخلاقی حیرتانگیز و شرمآور است. با او مخالف باشید، حقتان است. نقد کنید، سؤال بپرسید، حتی ردش کنید. اما وقتی خصومت شخصی یا ایدئولوژیک شما را به جایی میرساند که جنایتکار را تطهیر و قربانی و نماد اعتراض را متهم میکنید، دیگر نامش نقد نیست؛ ایستادن آگاهانه در جبهه شر است.

بهنام قلی پور: «خاموشی راداری اصفهان»















