Sunday, Jan 25, 2026

صفحه نخست » آقای پرزیدنت ترامپ! قتل عام ۳۶۵۰۰ نفر طی دو روز برای انجام وعده شما کافی نیست؟!؛ ف. م. سخن

IMG_3696.pngنه آقای ترامپ، نه امریکا، و نه هیچ کشور دیگری به ما بدهکار نیست که از او انتظار داشته باشیم بدهی اش را به ما بپردازد و یا ما با حالت طلبکارانه با او برخورد کنیم.

از سیاست هم این قدر می دانیم که همه ی راه ها در سیاست ختم می شود به منافع ملی (در کشورهای دیکتاتوری و عقب مانده، به جای منافع «ملی»، بگذارید منافع «شخصی»).

این قدر هم عقل مان می رسد که هیچ دولت و کشوری عاشق چشم و ابروی مردم کشورهای دیگر نیست و «حمایت» از دیگران، اگر با منافع ملی هم راستا نباشد، یعنی کشک که به درد داستان های کودکان می خورَد.

یک زمانی بر اساس داستان های سوسیالیستی، می خواستند ابتدا کشور اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان اولین کشوری که به فکر «خلق»های جهان است و دنبال منافع خودش نیست به ما حُقنه کنند که تا حد
ودی هم موفق شدند و انسان‌دوستان جهان سال ها فریب انسان دوستی این کشور را خوردند و چه ادیبان و شاعران و فیلسوفان در باره ی انسان دوستی این کشور و این که مرز و کشور معنا ندارد و هر چه هست انسان است و مبارزه با ظلم در همه ی جهان است و چه داستان ها در این باره نوشتند و چه شعر ها سرودند و چه تئوری ها صادر فرمودند که در همان نخستین گام ها و در حضور حضرت لنین که پیامبر این مکتب بود، مثلا قراردادهای ننگین «کشورخوارانه» امپراتور روس که بخش های بزرگی از خاک کشور ما را مال خود کرده بود ابتدا باطل خوانده شد ولی بعد دوباره برقرار دانسته شد که نه عزیزم! برای روس ها هم خاک من، خاک من، و خاک تو هم خاک من است و این قصه های بچه گول زنک را تعریف کردیم که خاک شماها را هم مال خود کنیم و قراردادهای کشورخوارانه را به جای مایک و تامس، با اسامی ایگور و سرگئی امضا کنیم و یکی داستان پر آب چشم که همه می دانیم و می دانید.

اما چرا منِ نویسنده امروز گیر داده ام به پرزیدنت ترامپ؟ به یک دلیل ساده و آن این که بدون این که مردم ایران انتظاری از ایشان داشته باشند، ایشان ابتدا به ساکن فرمودند مردم معترض مسالمت جو، در خیابان های ایران به حکومت نکبت اسلامی آدمخوار اعتراض کنند و پرزیدنت و امریکا پشت مردم خواهند بود و اگر جمهوری اسلامی با مردم فلان کند، ایشان بهمان خواهند کرد.

منِ نویسنده ی درجه سه هم که معمولا با طناب کسی به چاه که هیچ به چاله هم نمی روم این بار تصور کردم این طناب پوسیده نیست و برای مردم نوشتم که اکنون با این اعلام پشتیبانیِ قوی ترین رییس جمهور و کشور جهان بهترین موقع برای تظاهرات خیابانی ست و مردم نه به خاطر این نوشته که هیچ ارزشی و بُردی در عالم رسانه ای ندارد، بلکه بر اساس فهم و درک خودشان به خیابان ها آمدند و امروز بر اساس خبر دقیق «ایران اینترنشنال» اعلام شده است که دستکم ۳۶۵۰۰
هموطن من به وحشتناک
ترین اَشکال ممکن به دست عمال حکومت نکبت اسلامی به قتل رسیده اند و از کمک پرزیدنت کماکان هیچ خبری نیست که نیست و من خیالپرداز در خیال خود فکر می کنم نکند یک نفر، آری یک نفر، و فقط یک نفر نوشته ی مرا خوانده باشد و با اطمینان قلبی از کمک پرزیدنت به خیابان رفته باشد و کشته شده باشد و آن وقت من با وجدان خودم چه کنم.

من در جنگ، خدا می داند چند سرباز دشمن را به دَرَک واصل کرده باشم بنابراین نه آدم احساساتی هستم نه روح لطیفی دارم. به قول فرمانده ی تکاور رنجر مان، انسان همزمان از سنگ خارا سخت تر و از برگ گل لطیف تر است. باری من برای دشمن از سنگ خارا هم سخت تر هستم ولی برای جوان نازنینی که امروز در کهریزک روی زمین در کاور مردگان به حال خود رها شده تا پدر مادرش بیایند او را شناسایی کنند شاید او «سپهر» ی باشد که پدرش به دنبال اوست، برای او از برگ گل هم احساسات ام لطیف تر است.

حال به جناب پرزیدنت ترامپ می خواهم بگویم که جناب پرزیدنت می دانم این ها که من به آسانی بر زبان می آورم برای شما و دولت و ملت امریکا به این آسانی ها نیست و یک حرکت کوچک ارتش امریکا در منطقه میلیون ها بلکه میلیاردها دلار هزینه دارد و شاید به قیمت جان صدها امریکایی تمام شود ولی مگر مرض داشتید وعده ی کمک به ما ایرانی ها دادید؟ و حالا که این کار را کردید من تا زمانی که به این وعده عمل نشود، دست از گریبان شما بر نخواهم داشت و در هر مطلب از این خلف وعده یاد خواهم کرد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy