Sunday, Feb 8, 2026

صفحه نخست » نامه به آیندگان، امیر کراب

Amir_Kareab.jpgپیشکش به کیانوش سنجری و تمام جاوید نامانی که برای ایران زمین جان دادند

"گفتى: زندگى يك وطن بهم بدهكاره كه فقط توش به زندگى فكر كنم."
كيانوش_سنجرى

"ایران باید در محافل بین المللی صدا داشته باشد!"(محمد علی فروغی)

"باید امشب بروم
باید امشب چمدانی که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد ، بردارم و به سمتی بروم
رو به آن درختان حماسی
رو به آن کاج بلند
که همواره مرا می خواند!"

...نمی دانم از کجا شروع کنم؟ آنقدر افکار متناقض در مغزم نجوا می کنند و راستی ذهنم شده است سمساری افکار به هم ریخته و پریشان. وطن در وضع اسفناکی غوطه ور است و حکام "هیچ پرست" باکشان نیست، اگر تمام مردم ایران کشته یا خودکشی کنند! روز و شبمان بی وزن و رنگ، شده است و کشور عزا و نیستی یادگار حکام مرگ پرست است و مردم را گروگان گرفته اند و سرزندگی را گردن می زنند!

برای زندگی کردن باید هر روز بمیریم و زمان هم گروگان گرفته شده است و دربند هیچ انگاره‌هایی هستیم که خود را برحق می دانند و ما را رعیت خودشان می پندارند!
دختر و پسر، پیر و جوان، زن و مرد در زندان ایران به غنیمت گرفته شده اند، همه چیز در ایران ته کشیده جز وقاحت و بی شرمی حکامی که عزا را جایگزین زندگی کرده اند، لباس سیاه تن زندگی کرده اند و روزبروز جوانان و دختران پژمرده و پرپر می شوند و شیاطین حکومتی از کنار آن می گذرند و شعله عوامفریبی را بالاتر می کشند و به ریش همه می خندند!

روزگار غریبی ست نازنین، همه چیز در ایران به بن بست کشیده شده است و آینده ای برای مردم در بند متصور نیست ولی جانیان حکومتی از خون جوانان ارتزاق می کنند، ایران شده دکان قصابی و گوشت مردم ارزان تر از حیوانات شده است و بوی مرگ تمام ایران را پوشانده است!

زمانی کشورمان بنام سرزمین خورشید و روشنایی معروف بود ولی به قدرت رسیدن دزدان زندگی و شب پرستان، تاریکی و عزا زندگی هر روزه مان شده است!

نمی دانم نامه ام را بنام چه کسانی بنویسم آنها که رفته اند و آنها که مانده اند و در حیرت این راز سر به مُهر روز و شب را اشگ می بارند، این چه زندگی بود که بام تا شام در کشور خود غریب باشیم !

ای آیندگان که از راه می آیید ، روزگارمان سر یک پیچ به سرمایی تبدیل شد و همه ذهنهایمان یخ بست و زمهریر در کشور آفتاب برایمان بوجود آوردند که همه مردم مات شدند از دست شعبده بازانی که خود را حامی مردم جا زده بودندولی برای زندگی خودشان ما را گروگان گرفتند آنقدر درد و رنج و مصیبت برای ما آفریدند که دیگر رمق همه را گرفته اند و شده اند مردمی حیرت زده و سرگردان !

ای نیامده ها، امیدوارم روزی پا روی این زمین بگذارید که دیگر شیادان نتوانند حاکم باشند و زندگی روی خوشش را به شما نشان دهد. امیدوارم روزی گفته کیانوش تحقق پیدا کند فقط در وطن به زندگی فکر کنیم و شما آیندگان هر کدامتان یک کیانوش هستید تا رفاقت و دوستی و عشق و شادی و لبخند در سرزمین آفتاب موج بزند و روح آن بزرگان رفته در تمام ایران با لبخند به ما بنگرند!

آیندگان، امیدوار باشیم دروغ و ریا رخت بربندد و همه غمخوار هم بشویم و شیادان و شیاطین بنام مذهب خونم

ان را درشیشه نکنند، دیگر دود شده باشند و خبری از آنها نباشد و زندگی تان سرشار از عشق باشد!

به امید آن روز، فقط به ایران زمین فکر کنیم!

امیر کراب



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy