ویژه خبرنامه گویا - موج تازه بازداشت اصلاحطلبان در دو روز گذشته، بیش از آنکه نشانه «ترس خامنهای از اصلاحطلبان» باشد، بوی یک جابهجایی حسابشده در میدان سیاست میدهد. جمهوری اسلامی، که سالهاست در مدیریت روایتِ اپوزیسیون برانداز ناتوان مانده، اکنون میکوشد زمین بازی را عوض کند: انتقال مرکز ثقل مخالفت از نیروهای مستقل و خارج از کنترل، به چهرههایی آشنا، مصرفشده و قابل مهار در داخل.
بازداشت افرادی چون آذر منصوری، جواد امام، حسین کروبی، محسن امینزاده و دیگر اعضای جبهه اصلاحات، در ظاهر اقدامی امنیتی علیه «انسجام ملی» معرفی میشود؛ اما در لایه عمیقتر، این اقدام میتواند بخشی از یک پروژه بازتعریف اپوزیسیون باشد. پروژهای که هدفش نه حذف اصلاحطلبان، بلکه بازسازی آنها بهعنوان «بدیل مجاز» در برابر اپوزیسیون برانداز است؛ بدیلی که هم برای نظام قابل پیشبینی است و هم برای بخشی از جامعه، آشنا و کمهزینه.
یادداشت امروز* اردشیر امیرارجمند بهدرستی بر هراس خامنهای از شکلگیری یک اپوزیسیون ملیِ منسجم تاکید میکند. اما پرسش کلیدی این است: آیا نظام واقعاً قصد نابودی این صداها را دارد، یا میخواهد آنها را از حاشیه بیاثر فعلی، به مرکز یک «مخالفت مهارشده» منتقل کند؟ تجربه جمهوری اسلامی نشان داده که سرکوب انتخابی، اغلب مقدمه بازتولید کنترلشده است، نه حذف کامل.
جمهوری اسلامی امروز با یک بحران مضاعف مواجه است: از یکسو، اپوزیسیون برانداز ـ چه در داخل و چه در خارج ـ روایت غالب نارضایتی را در دست گرفته و از سوی دیگر، رژیم توان مهار این روایت را ندارد. در چنین شرایطی، برجستهسازی اصلاحطلبانِ بازداشتی بهعنوان «قربانیان استبداد» میتواند تلاشی برای منحرف کردن نگاهها از اپوزیسیون (از دید رژیم) رادیکال و انتقال همدلی عمومی به مسیری کمخطرتر برای حاکمیت باشد.
بازداشت اصلاحطلبان، بهخودیخود آنها را به نماینده خواست مردم یا رهبران گذار تبدیل نمیکند. بسیاری از همین چهرهها سالها در بازتولید توهم اصلاحپذیری نظام نقش داشتهاند و در بزنگاههای تاریخی، یا سکوت کردهاند یا پشت «خط قرمزهای نظام» پنهان شدهاند. رژیم دقیقاً روی همین سابقه حساب میکند.
سناریوی محتمل این است: نظام با سرکوب محدود و پرسر و صدا، اصلاحطلبان را از حاشیه بیاعتبار بیرون میکشد، به آنها هزینه نمادین میدهد، و سپس ـ در مرحله بعد ـ آنها را بهعنوان واسطه گفتوگو، «نیروی عقلانی» یا آلترناتیو داخلی در برابر اپوزیسیون برانداز عرضه میکند. این بازی، نه جدید است و نه تصادفی.
برای آینده نزدیک، آنچه اهمیت دارد هوشیاری سیاسی است. نقد بازداشتها بهعنوان نقض حقوق بشر ضروری است، اما قهرمانسازی از اصلاحطلبانِ دیروز، ناخواسته بازی در زمین رژیم است. مسئله اصلی، نه دفاع از یک جناح، بلکه افشای تلاشی است که میخواهد اپوزیسیون واقعی را از میدان به در کند و مخالفت را به نسخهای بیخطر و قابلکنترل تقلیل دهد.
***
***
*بازداشت اصلاحطلبان، ترس خامنهای از شکلگیری اپوزیسیون ملی داخلی است
در همین باره با «اردشیر امیرارجمند» حقوقدان و مشاور ارشد «میرحسین موسوی» گفتوگو کردهایم که متن آن را میخوانید:
امروز تعدادی از چهرههای جریان اصلاحطلب بازداشت شدهاند، به نظر شما چرا جمهوری اسلامی بهدنبال بازداشت اصلاحطلبان رفته است؟
مساله اساسی و عمده آقای خامنهای، عدم تشکیل اپوزیسیونی ملی و متشکل از جریانهای ملی است که موضع روشنی نسبت به استبداد داشته باشند، از مداخله خارجی استقبال نکنند و همچنین خواستار گذار مسالمتآمیز از نظام جمهوری اسلامی باشند. عدم تشکیل چنین اپوزیسیونی برای او جنبه وجودی دارد و تمامی استراتژی امنیتی خود را در حوزه داخلی از مدتها قبل، بر همین اساس استوار کرده و الان هم در همین موقعیت است. یعنی او فکر میکند که الان همگرایی در حال شکلگیری است، شرایط بحرانی شده است و نیروهای وسط دیگر تابآوری ندارند؛ چون بر دریای خون نمیشود موضعی میانی گرفت. ایشان هم حاضر به هیچگونه تغییر و اصلاحی نیست. برای همین، راهی برای ایشان باقی نمانده است جز اینکه سرکوب را به نیروهای جریان اصلاحات هم تعمیم دهد. مساله دیگری که باید در کنار نکته اول به آن اشاره کرد، ارتباط احتمالی دستگیریها با نتیجه مذاکرات است.
جریان اصلاحات که سالها است تاثیرگذاری خود را از دست داده و جریان قابل اعتمادی برای عموم جامعه نیست. خود این جریان اصلاحات هم سالها است که دچار ریزش نیرو شده است. چرا آنها؟
به این جهت که آنها هم میتوانند یکی از عناصر شکلدهنده همین اپوزیسیون ملی باشند. چینش نیروها با تکانههای سیاسی، تغییر پیدا میکند. آنچه الان مشهود است این است که آقای خامنهای از جریان اپوزیسیون داخلی همیشه نگرانی داشته است. در بازجوییهای افراد مختلف هم بارها بر همین مساله تاکید داشتهاند. قبلا سعی میکرد که این نیروها را کنترل کند، اما الان وضعیت قابل کنترل نیست. به همین خاطر است که به سراغ نیروهای جبهه اصلاحطلبان هم رفته است. من فکر میکنم که تعداد بازداشتیها به بیش از این تعداد هم برسد.
به نظر شما اپوزیسیون ملی که میگویید، در حال حاضر در داخل ایران در حال شکلگیری است؟
بله. شکل گرفتن چنین اپوزیسیون ملی کاملا منطقی است. سه اصلی که مهندس میرحسین موسوی در بیانیه خود درباره مولفههای جبهه نجات ایران اعلام کرد و همچنین پنج اصلی که بعدا بهعنوان اصول راهنما برای اجماع حداکثری حول اصول حداقلی بیان شد و مورد تایید ایشان است، میتواند مبنای حرکتی مشترک برای تمامی نیروهای ملی باشد. آقای خامنهای و نیروهای امنیتی از همین میترسند. برای همین است که نمیخواهد اجازه دهد که این صداها بلند شوند و به هم بپیوندند.
در واقع هر صدایی که بخواهد بلند شود، ایشان آن را ساکت میکند
هر صدایی نه، صداهایی که با هم همگرایی داشته باشد. وگرنه صدایی را که در توجیه کشتار اعتراضات ماه پیش باشد، در حمایت از او باشد و موضعی در نفی استبداد نداشته باشد، آن را بلندتر هم میکند. آقای خامنهای با آنهایی موضع دارد که در وهله اول مخالف استبداد داخلی باشند، و سپس مخالف مداخله خارجی. آقای خامنهای خیلی نگران اپوزیسیون خارج از کشور نیست، همیشه نگران اپوزیسیون داخل کشور بوده است.
***

















