ایران امروز در بحرانی به سر میبرد که از زیرزمینهای پنهانی دیکتاتور تهران تا خیابانهای به خون کشیده شدهٔ شهرهای بزرگ امتداد یافته است.
خامنهای «موشعلی» نمادی از فرار و ترس است، از موجودی که خود را همهکاره میداند اما در مواجهه با تهدید خارجی و داخلی، تنها توان پنهان شدن دارد.
اقتصاد ایران به شیب سقوط آزاد افتاده، قیمت دلار اکنون به حدود ۱۶۰ هزار تومان رسیده و زندگی روزمره مردم به بحرانی غیرقابل تصور تبدیل شده
تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و فقر همهجانبه، جامعهای را به وجود آورده که در آن امنیت اقتصادی به خاطرهای دور تبدیل شده و تنها امید مردم، رهایی از زنجیرهای ظلم و فساد حاکمیت است.
در این شرایط خون ملت ایران به ناحق ریخته میشود. آمار قتلعامها توسط آخوندهای حاکم، اکنون به بیش از ۶۰ هزار نفر رسیده و در مقابل، مراکز حقوق بشری مصنوعی و وابسته در خارج از کشور، که توسط رژیم کنترل میشوند، تنها روی آمار خیالی مانور تبلیغاتی میدهند و با وقاحت تمام، واقعیت فاجعه را پنهان میکنند اما این تضاد آشکار بین حقیقت و تبلیغات، تصویر واقعی از وحشیگری حاکمیت را که در خیابانهای ایران جاری است، محو نمیکند، بلکه خشم و نفرت عمومی را شعلهورتر میکند.
علی خامنهای، دیکتاتور خونخوار تهران، بدون کمترین حس شرم یا پاسخگویی، بهطور علنی اعتراف کرد که این کشتارها برای حفظ ساختار رژیم صورت گرفته و طوری صحبت کرد که گویی نیروهای سرکوب از کرهای دیگر آمدهاند و از پشت سر به معترضان ایرانی گلوله شلیک کردهاند. وی آمار کشتهها را به سادگی خیالی خواند و قصد داشت با این وقاحت، واقعیت تلخ و وحشیانهٔ کشتارهای رژیم را انکار کند.
با وجود این وحشیگری و قتلعام بیرحمانه، خامنهای از مردم خواست در تظاهرات ۲۲ بهمن شرکت کنند؛ تظاهراتی که برای حفظ یک رژیم جنایتکار طراحی شده و احتمالاً شامل تقدیم سلام و درود به روح جنایتکار بزرگ قرن، خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز خواهد بود. این دعوت، که از سوی دیکتاتوری منزوی و ترسیده صادر میشود، نه تنها مضحک است بلکه نشانهای آشکار از بیربط بودن حاکمیت با واقعیات جامعه و ترس آنها از قدرت مردم است.
جامعه ایران، چه در داخل و چه در خارج از کشور، در وضعیت روانی و فکری پیچیدهای به سر میبرد. کشتارهای گسترده، هراس و ترس، با خشم و اعتراض درهم آمیخته و جامعهای ایجاد کرده که در هر لحظه ممکن است دوباره قیام کند و پایان «وحشت بزرگ» را اعلام نماید. این لحظه، لحظهٔ حساس و سرنوشتسازی است که هر اقدام و تصمیم مردم میتواند مسیر تاریخ ایران را تغییر دهد
در خارج از ایران، طرفداران بقای جمهوری اسلامی همچنان علیه هموطنان آزادیخواه فعالیت میکنند و فضا را آلوده میکنند. چه گروههایی که خود را مدافع فلسطین معرفی میکنند، به تظاهرات ایرانیان حملهور میشوند، چه آن مجری بیسواد، کینهتوز و تجزیهطلبی که در رسانههای زرد به دروغگویی مشهور بوده، امروز به جای سرنگونی خامنهای، در جلوی دوربین علیه شهریار ایران، شاهزاده رضا پهلوی، اراجیف میبافد. این رفتارها نمونهای از تلاش برای منحرف کردن افکار عمومی و تضعیف هر امید واقعی به آزادی است.
در عرصه بینالمللی، جمهوری اسلامی برای بقای خود تلاش میکند آمریکا را با مذاکرات سرگرم کند، اما همزمان، اسرائیل و کل منطقه را تهدید میکند.
متأسفانه، برخی از رسانههای فارسی خارج از کشور و سلبریتیهای متوهم نیز یک شبه رهبر جنبش شدهاند و در خیالات خود مشغول محاکمه کردن این و آن هستند، یا تبلیغ جمهوریخواهی میکنند و یا رهبری خود را اعلام میکنند. روز چهارشنبه نیز دیدار تاریخی نتانیاهو و ترامپ در پیش است و هیچ کس نمیداند نتیجه این مذاکرات چه خواهد بود؛ آیا خط پایان رژیم تروریست اسلامی فرا رسیده یا اینکه بازی خطرناک ادامه خواهد داشت. این عدم قطعیت، ضرورت حضور فعال و آگاهانه ایرانیان در سراسر جهان را دوچندان میکند تا صدای مردم ایران از هیچ مسیری خاموش نشود.
در این میان، فراخوان تاریخی شاهزاده رضا پهلوی برای شرکت در تظاهرات جهانی، فرصتی طلایی برای مردم ایران و ایرانیان آزادیخواه خارج از کشور فراهم کرده. این فراخوان برای شهرهای لسآنجلس، مونیخ و تورنتو در روز چهاردهم فوریه، نمادی از اتحاد، همبستگی و مقاومت جهانی علیه رژیمی است که سالها مردم ایران را به خون کشیده است. شرکت در این تظاهرات، نه تنها صدای مردم ایران را به گوش جهانیان میرساند، بلکه نشان میدهد که ملت ایران هرگز تن به ذلت و استبداد نخواهد داد و حتی در تبعید و دوری از وطن، قدرت و اراده خود را حفظ کرده است.
فراخوان جهانی شاهزاده رضا پهلوی، تلاشی برای انعکاس صدای مردم ایران است و نور امیدی است که نشان میدهد حتی در تاریکترین روزها، ایرانیان از هر نقطه جهان میتوانند متحد شوند و علیه ظلم و خشونت ایستادگی کنند. شرکت در این تظاهرات، نه تنها یک وظیفه اخلاقی بلکه یک اقدام سیاسی و انسانی است که مسیر آینده ایران را تغییر داده و نوید روزی را می دهد که مردم ایران در نهایت آزادی، عدالت و امنیت را تجربه کنند.
ایران امروز، کشوری برباد رفته است؛ اقتصادی در حال فروپاشی، خیابانهایی آغشته به خون و جامعهای خشمگین، اما در عین حال امیدوار و مقاوم. خامنهای، موشعلی زیرزمینی، همچنان تلاش میکند با وقاحت و تبلیغات، چهرهای کنترل شده از حاکمیت خود نشان دهد، اما واقعیت، خیابانها و قلبهای مردم ایران را به روشنی نشان میدهد. این رژیم هرچقدر هم تلاش کند تا واقعیت را انکار کند، خون و فریاد مردم ایران هرگز خاموش نخواهد شد.
تاریخ به ما یادآوری میکند که هیچ دیکتاتوری پایدار نمیماند و صدای آزادی همیشه بلند خواهد شد.
ایران برباد رفته، اما هرگز شکستخورده نیست. نسل امروز و دیروز، در دل این بحران و خونریزی، آمادهاند تا بار دیگر نشان دهند که هیچ موشعلی زیرزمینی و هیچ دیکتاتوری خونخوار، نمیتواند ارادهٔ ملت ایران را به زانو درآورد. و این، پیام روشن و واضحی است برای خامنهای و همپیمانانش: آن روز فرا می رسد که ایران آزاد و مستقل، دوباره برپا شده و خون ریخته شدهٔ جوانان و مردم ایران، بیپاسخ نخواهد ماند.

















