Thursday, Feb 12, 2026

صفحه نخست » برای آینده ایران باید به ائتلافی از پایداری تا پهلوی برسیم

razzagh.jpgخبرنامه گویا: بازنشر هر گفت‌وگو با فعالان داخل ایران، در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، نیازمند خوانشی دقیق و نقادانه است. در سیستمی که برای یک توییت شهروندان عادی احکام سنگین صادر می‌شود، تداوم فعالیت رسانه‌ای بدون برخورد فوری، همواره این پرسش را ایجاد می‌کند که چه خطوطی رعایت شده و چه روایت‌هایی در چارچوب قابل‌تحمل برای حاکمیت بیان می‌شود، آگاهانه یا ناآگاهانه.

«خبرنامه گویا» گفت‌وگوی «ایران‌وایر» با حسین رزاق (که پیش‌تر زندان را تجربه کرده است) را با همین ملاحظه بازنشر می‌کند. رزاق از چهره‌های منتسب به جریان موسوم به «گذارطلب» است؛ جریانی که از دل اصلاح‌طلبی برآمده و از سوی برخی ناظران به‌عنوان شاخه‌ای جوان‌تر و رادیکال‌ترِ اصلاح‌طلبان معرفی می‌شود، اما همچنان محل مناقشه و پرسش درباره مرزبندی روشن با ساختار قدرت است. از مخاطبان می‌خواهیم این گفت‌وگو را با دقت به گفته‌ها و ناگفته‌ها بخوانند؛ چرا که در فضای کنترل‌شده جمهوری اسلامی، سکوت‌ها نیز معنا دارند.

:::

آیدا قجر - ایران وایر

آینده ایران، آن‌هم پس از سرکوب مرگبار اعتراضات انقلابی دی۱۴۰۴ مساله‌‌ای است که حالا پیش‌روی نیروهای سیاسی و کنش‌گران حوزه‌های مختلف در داخل و خارج از ایران قرار گرفته است. «ایران‌وایر» در مجموعه گفت‌وگوهایی با گروهی از کنش‌گران فعالی که در سال‌های اخیر به‌خاطر اعتراض‌شان به جمهوری اسلامی و برای باورهای‌شان، با احکام حبس مواجه شده و به زندان افتادند گفت‌وگو کرده است. در این مجموعه گفت‌وگوها که با کنش‌گران از طیف‌های سیاسی مختلف انجام شده است، به تحلیل آن‌ها از واقعیت جاری در ایران، ایده‌آلی که برای آینده ایران دارند و راهکاری که به آن اندیشیده‌اند، پرداخته می‌شود.در این مطلب، با «حسین رزاق» فعال سیاسی و کنش‌گر رسانه‌ای گفت‌وگو کرده‌ایم. در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

  • ⁠تحلیل شما از واقعیت جاری در ایران، قبل و پس از اعتراضات دی۱۴۰۴ چیست؟

خیلی صریح بگویم که واقعیت ایران به دو دوره تقسیم شده است. اگرچه ما همواره بعد از هر جنبش اعتراضی گفتیم که دیگر به قبل برنمی‌گردیم اما این‌بار واقعیت عریانی از جمهوری اسلامی برای اکثریت مردم آشکار شده است که باید با قاطعیت گفت ما دیگر به قبل از ۱۸ و ۱۹دی بازنمی‌گردیم. این واقعیت را حتی در رفتار برخی از آن‌هایی که به اصلاح نظام حاکم بر ایران، امید داشتند هم می‌بینیم. بازداشت‌های اخیر از جریان اصلاح‌طلبی نشان می‌دهد که حتی آن‌ها هم که فکر می‌کردند از راه‌های کم‌هزینه‌تر مثل شرکت در انتخابات و مشارکت در قدرت، می‌توان به جامعه‌ای مطلوب رسید، مورد برخورد حکومت قرار گرفته‌اند چون مواضع آن‌ها هم تند و رادیکا‌ل شده است. در سطح عمومی نیز اگر تا پیش از این اعتراضات طیف‌های سیاسی یا اجتماعی خاصی را در بر می‌گرفت، این‌بار همه مردم را شامل می‌شود. این وسعت چندین هزاره کشته‌ها و بازداشتی‌ها، مردم از تمامی طیف‌ها را درگیر کرده است. چنین وضعیتی، شرایطی انقلابی است که در کشور ما حاکم شده. اگر تا پیش از این علمای سیاسی معتقد بودند که جامعه ما به وضعیت انقلابی تغییر فاز نداده و در وضعیت جنبشی باقی مانده است، امروز بعید می‌دانم معتقد نباشند که جامعه وارد شرایط انقلابی شده است. همین تسری اعتراضات در تک‌تک خانه‌ها و گستردگی اعتراضات در همان دو شب کشتار، بیان‌گر ورود مردم به فاز انقلابی است.

  • شما خودتان را "گذارطلب" می‌دانید. ایده‌آل شما برای فردای ایران بعد از جمهوری اسلامی چه نوع ساختاری است؟

به عنوان یک گذارطلب، به این می‌اندیشم که مساله ایران در آینده بعد از جمهوری اسلامی وقتی حل می‌شود که به یک ائتلافی از پایداری تا پهلوی برسیم. البته فارغ از آمران و عاملان جنایت که دست‌شان به خون آلوده است. تمام سلایق مختلف سیاسی که دل در گرو ایران دارند. هرکدام که بدنه و پایگاه اجتماعی دارند می‌توانند و باید در آینده ایران سهیم باشند. اگر می‌خواهیم گذاری مسالمت‌آمیز داشته باشیم، باید تمامی طیف‌های سیاسی را در قدرت سهیم کنیم. وقتی همه سهیم باشند و به دموکراسی مشارکتی برسیم، می‌توانیم ادعا کنیم که مساله ایران حل شده است. طی یک قرن گذشته، جامعه ایران به‌دنبال آزادی، عدالت و تغییر بوده است اما نتوانسته حتی به دروازه‌های توسعه، پیشرفت و حل مساله ایران برسد. اما به نظرم جامه عمل پوشاندن به چنین ایده‌ای، یک آرمان است، آن‌هم با توجه به شرایط کنونی ایران. اگر بخواهیم هر گروه و طیفی را از آینده ایران حذف کنیم یا از قدرت کنار بگذاریم و به اندازه پایگاه اجتماعی و رایی که دارد، سهیم نکنیم، درگیر تسلسل خشونت و تسلسل دوره‌های قدرت در ایران خواهیم شد و بعد از ۴۷ سال که نه فقط به مردم، بلکه به کشور آسیب‌های جدی و بسیاری وارد شده، شاهد وخیم‌تر شدن شرایط خواهیم بود و تا سال‌ها میهن‌مان روی خوش نخواهد دید. ایده‌آل من برای فردای بعد از جمهوری اسلامی این است که حتی طرفداران امروز نظام حاکم بر ایران هم در قدرت سهیم باشند و احساس پیروزی کنند. ما به یک بازی برد برد نیاز داریم که همه در ساختن ایران سهیم باشند اما هر گروه به اندازه رای و پایگاه اجتماعی خود. هیچ اقلیتی حق حاکمیت بر هیچ اکثریتی نداشته باشد.

  • چقدر این ایده‌آل نزدیک به واقعیت است؟

در واقعیت، چند متغیر دیگر غیر از مردم ایران در صحنه هستند که به بازی آن‌ها بستگی دارد. علی خامنه‌ای و دونالد ترامپ. باید ببینیم که آن‌ها چطور بازی می‌کنند و کشور را به چه سمتی می‌برند. هر بازی اشتباهی از سوی هرکدام از این‌ها می‌تواند به نفع یا ضرر مردم ایران و آینده کشور باشد. نمی‌توانم بگویم که دوست دارم کدام سناریو به واقعیت بپیوندد چون شاید سناریوی مطلوب دیگری هم وجود داشته باشد. فقط می‌توانم بگویم که امیدوار هستم. ما با آرمان‌ها و ایده‌آل‌های خود زندگی می‌کنیم. امیدوارم به جایی برسیم که به جای حذف، خودی و ناخودی کردن، به این بیاندیشیم که همه هموطن هستیم و باید ایران را با هم بسازیم.

  • به نظرتان حالا، پس از سرکوب مرگبار اعتراضات انقلابی ۱۴۰۴ و گسترش دامنه این سرکوب به بازداشت‌ها و احتمال صدور رای‌هایی سنگین برای کنش‌گران سیاسی و مدنی، چطور می‌توان واقعیت جاری را که گفتید، به ایده‌آلی که دارید، نزدیک کرد؟

این بازداشت‌ها و سرکوب‌ها و تهدیدهای هر روزه، نشان می‌دهد که تصمیم کلان جمهوری اسلامی این است که به‌طور قاطع سرکوب کند و هیچ‌ صدایی در داخل شکل نگیرد. این مساله خیلی مهم است که جمهوری اسلامی بعد از اعتراضات سال ۱۳۸۸، سعی کرد هیچ مرجعیت، آلترناتیو، اپوزیسیون و نیروی مخالفی در داخل شکل نگیرد و اگر هم شکل گرفت توان تقابل با جمهوری اسلامی را نداشته باشد. این توان را با زندان، تبعید، تخریب و حذف، از نیروهای سیاسی داخل گرفتند. اما تلاشی که برخی از فعالان سیاسی داخل کشور می‌کنند، نشان می‌دهد که آن‌ها ضرورت تغییر را در لحظه کنونی ایران درک کرده‌اند و با تمام هزینه‌هایی که هست، ایستاده‌اند و می‌خواهند به سمت تغییر بزرگی بروند. فکر نمی‌کنم این‌بار این تهدیدها باعث شود که کسی پا پس بکشد. همان‌طور که بیانیه‌های مختلفی پشت‌سر هم مثل بیانیه‌های ۱۷ تن، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، مصطفی تاجزاده و حتی جبهه اصلاحات منتشر شد. این بیانیه‌ها در نوع خودش با ادبیات هر گروهی، بی‌سابقه بودند.

از همین بیانیه‌ها برمی‌آید که نیروهای داخل قصد سکوت ندارند و به قول مهندس موسوی "بازی به پایان رسیده است" و می‌خواهند این بازی را تمام کنند. حکومت هم به‌شدت می‌ترسد و دوست ندارد که مرجعیتی در داخل وجود داشته باشد. به نظر من، با توجه به این مرجعیت‌زدایی از نیروهای داخل ایران، در نتیجه جمهوری اسلامی توانست روایت باب میل خود را از ۱۸ و ۱۹دی بسازد و به‌ دنیا بفروشد. به‌ویژه، وقتی مرجعیت اپوزیسیون به خارج از کشور منتقل می‌شود. آن‌هم اپوزیسیونی که گفته می‌شود با اسراییل رابطه دارد.

دشمنی جمهوری اسلامی و اسراییل با هم نیز کاملا واضح است. در نتیجه جمهوری اسلامی به‌راحتی می‌تواند این روایت را بسازد که پشتیبان این اعتراضات اسراییل بوده است و حامیان و دولت‌های هم‌پیمان با خود را هم قانع کند. البته کشورهای معامله‌گر که به‌دنبال منافع خود هستند نیز این روایت را می‌خرند. برای همین تلاش‌هایی که در داخل شکل می‌گیرد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به نظر من، این بار می‌توان امید داشت که می‌شود صدایی از داخل ایران، از دیگر صداها بلندتر شود.

  • نقش اپوزیسیون خارج از کشور را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا در آینده ایران می‌توانند نقش موثری داشته باشند؟

برخی از نیروهای اپوزیسیون خارج از ایران، صداقت دارند. اما نه همه آن‌ها. به نظر من، برای برخی اپوزیسیون بودن تبدیل به شغل شده است و صادقانه‌ای ندارند. در سیاست‌ورزی ذیل حکومت‌های تمامیت‌خواه و سرکوب‌گر، وقتی افراد ذیل سیطره آن حکومت سخنی به اعتراض نمی‌گویند اما وقتی در جغرافیای امنی هستند، لب به اعتراض می‌گشایند، صلاحیت تصمیم‌گیری را برای جامعه‌ای که زیر سلطه آن حکومت است، ندارند.

بلکه تنها می‌توانند صدای اعتراض و مخالفت آن‌ها باشند. من همواره به‌عنوان فعال سیاسی، پیگیر اخبار سیاسی بوده‌ام. در این شش ماه که از ایران خارج شده‌ام، به‌تازگی برخی از گروه‌های اپوزیسیون خارج از کشور را شناخته‌ام. این مساله از ناآگاهی من نیست. بلکه بخش‌های بزرگی از اپوزیسیون خارج از ایران، هیچ تعیینی در زندگی مردم ایران ندارند. به‌درستی این تجمعات بزرگ در خارج از ایران باعث دلگرمی مردم در داخل کشور می‌شود اما فعالیت‌هایی که گروه‌های اپوزیسیون و نه مردم خارج از کشور، انجام داده‌اند همراهی و همگامی اساسی برای مردم به‌وجود نیاورده است.

البته گاهی هم خواستند اعلام همبستگی کنند اما تفرقه‌ای که بعد از آن ایجاد شد، آسیب‌های زیادی به مردم زد. در این دوره هم، فراخوان‌های بی‌محابا، وعده‌های دروغ، رویافروشی‌های سیاسی از طرف بخشی از اپوزیسیون که توانسته بود با رانت تبلیغاتی رسانه‌ها در خلا اپوزیسیون داخلی توانی پیدا کند، آسیب بزرگی به جنبش مقاومت ملی مردم ایران زد. به نظر من اگر رویافروشی و وعده‌های دروغ به اسم پشتیبانی و همراهی بدون عمل، به همین شکل ادامه داشته باشد، قطعا مردم داخل از اپوزیسیون خارج کاملا ناامید خواهند شد. اگرچه فعالیت چهره‌های شاخص در داخل که زیر سرکوب هستند، می‌تواند برای مردم ایران امیدبخش باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy