Sunday, Feb 22, 2026

صفحه نخست » چهار هشدار تحلیلگر شناخته شده اسرائیلی درباره جمهوری اسلامی

zimmt.jpgراز زیمت مدیر برنامه ایران درموسسه مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو و از تحلیلگران شناخته‌شده مسائل جمهوری اسلامی است. او در حوزه سیاست داخلی و خارجی ایران، برنامه هسته‌ای و راهبردهای منطقه‌ای تهران پژوهش می‌کند و سابقه فعالیت در نهادهای اطلاعاتی و پژوهشی اسرائیل را دارد.

از «تسلیم یا جنگ» تا بی‌ثبات‌سازی نظام - چهار ملاحظه درباره وضعیت کنونی ایران

راز زیمت - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

۱) احتمال اقدام نظامی بی‌تردید بیش از احتمال دستیابی به یک توافق دیپلماتیک است؛ هم به دلیل شکاف‌های باقی‌مانده میان طرفین و هم به سبب برداشت‌های متفاوت آنان از شرایط موجود. از نگاه ایالات متحده، «ایران در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار دارد و باید تسلیم شود»؛ در حالی‌که از منظر تهران، «ریسک اقدام نظامی که به‌احتمال زیاد به فروپاشی نظام منجر نخواهد شد بهتر از تسلیم شدن است.»

با این حال، این‌که آیا امتیازاتی که ایران ممکن است حاضر به ارائه آن باشد می‌تواند به‌عنوان یک دستاورد معرفی شود و اقدام نظامی را غیرضروری جلوه دهد یا نه، در نهایت به تصمیم یک نفر بستگی دارد: دونالد ترامپ. از این رو، همه سناریوه از یک توافق محدود دیپلماتیک تا حمله نظامی گسترده همچنان محتمل هستند.

۲) نباید توانمندی‌های جمهوری اسلامی را دست‌کم گرفت. تهران قادر است خسارات قابل‌توجهی به اسرائیل، نیروهای آمریکایی در منطقه و همچنین همسایگان خود وارد کند. با این حال، طی دو سال گذشته گرایشی آشکار به بزرگ‌نمایی توانمندی‌های طرف مقابل (چه حزب‌الله و چه ایران) و در مقابل، کوچک‌نمایی توانمندی‌های اسرائیل و آمریکا دیده شده است. بنابراین، نباید فرض کرد که هر رویارویی نظامی الزاماً به یک جنگ منطقه‌ای طولانی و ویرانگر بدون امکان دستیابی به نتیجه‌ای قاطع منجر خواهد شد.

۳) می‌توان درباره روند تصمیم‌گیری آمریکا در بحران کنونی با ایران پرسش‌هایی مطرح کرد؛ این بحران با وعده ترامپ برای حمایت از معترضان ایرانی آغاز شد.

اما در ادامه، مسیر آن به مذاکراتی کشیده شد که هم‌زمان با تهدید به اقدام نظامی همراه بود؛ تهدیدی که در صورت امتناع ایران از برچیدن توانمندی‌های هسته‌ای‌ (که ترامپ چند ماه پیش آن‌ را «نابودشده» خوانده بود) و نیز کنار گذاشتن برنامه موشکی‌اش می‌توانست به رویارویی نظامی مستقیم میان دو طرف منجر شود. این در حالی است که در گذشته به‌احتمال زیاد چنین شرایطی از سوی آمریکا به‌عنوان بهانه یا دلیل کافی برای آغاز جنگ تلقی نمی‌شدند.

با این حال، این بدان معنا نیست که اسرائیل که در ماه‌های اخیر بیش از گذشته بر احتمال اقدام مستقل علیه توسعه توان موشکی ایران تمرکز کرده (و کمتر بر پرونده هسته‌ای) نتواند وضعیت فعلی را، فارغ از چگونگی شکل‌گیری آن، به‌عنوان یک «پنجره فرصت» برای همکاری با آمریکا تلقی کند؛ فرصتی که شاید در آینده نزدیک تکرار نشود. چنین همکاری‌ای می‌تواند در راستای پیشبرد اهداف اسرائیل در قبال ایران باشد: از تضعیف جدی توان موشکی گرفته تا تلاش برای سست کردن ثبات نظام.

حتی اگر بحران کنونی با ابتکار ترامپ آغاز شده باشد، این امر مانع از آن نیست که اسرائیل، در صورت باور به کارآمدی گزینه نظامی، بکوشد از این فرصت برای تحقق اهداف خود بهره گیرد.

۴) شاید سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از طریق اقدام نظامی ممکن نباشد؛ اما می‌توان آن را تضعیف و حتی بی‌ثبات کرد به‌ویژه اگر عملیات نظامی شامل «قطع سر» (هدف قرار دادن رأس هرم قدرت) و حمله به مراکز کلیدی قدرت و سازوکارهای سرکوب باشد.

چهار ملاحظه درباره وضعیت کنونی ایران

راز زیمت - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

۱) احتمال اقدام نظامی بی‌تردید بیش از احتمال دستیابی به یک توافق دیپلماتیک است؛ هم به دلیل شکاف‌های باقی‌مانده میان طرفین و هم به سبب برداشت‌های متفاوت آنان از شرایط موجود. از نگاه ایالات متحده، «ایران در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار دارد و باید تسلیم شود»؛ در حالی‌که از منظر تهران، «ریسک اقدام نظامی که به‌احتمال زیاد به فروپاشی نظام منجر نخواهد شد بهتر از تسلیم شدن است.»

با این حال، این‌که آیا امتیازاتی که ایران ممکن است حاضر به ارائه آن باشد می‌تواند به‌عنوان یک دستاورد معرفی شود و اقدام نظامی را غیرضروری جلوه دهد یا نه، در نهایت به تصمیم یک نفر بستگی دارد: دونالد ترامپ. از این رو، همه سناریوه از یک توافق محدود دیپلماتیک تا حمله نظامی گسترده همچنان محتمل هستند.

۲) نباید توانمندی‌های جمهوری اسلامی را دست‌کم گرفت. تهران قادر است خسارات قابل‌توجهی به اسرائیل، نیروهای آمریکایی در منطقه و همچنین همسایگان خود وارد کند. با این حال، طی دو سال گذشته گرایشی آشکار به بزرگ‌نمایی توانمندی‌های طرف مقابل (چه حزب‌الله و چه ایران) و در مقابل، کوچک‌نمایی توانمندی‌های اسرائیل و آمریکا دیده شده است. بنابراین، نباید فرض کرد که هر رویارویی نظامی الزاماً به یک جنگ منطقه‌ای طولانی و ویرانگر بدون امکان دستیابی به نتیجه‌ای قاطع منجر خواهد شد.

۳) می‌توان درباره روند تصمیم‌گیری آمریکا در بحران کنونی با ایران پرسش‌هایی مطرح کرد؛ این بحران با وعده ترامپ برای حمایت از معترضان ایرانی آغاز شد.

اما در ادامه، مسیر آن به مذاکراتی کشیده شد که هم‌زمان با تهدید به اقدام نظامی همراه بود؛ تهدیدی که در صورت امتناع ایران از برچیدن توانمندی‌های هسته‌ای‌ (که ترامپ چند ماه پیش آن‌ را «نابودشده» خوانده بود) و نیز کنار گذاشتن برنامه موشکی‌اش می‌توانست به رویارویی نظامی مستقیم میان دو طرف منجر شود. این در حالی است که در گذشته به‌احتمال زیاد چنین شرایطی از سوی آمریکا به‌عنوان بهانه یا دلیل کافی برای آغاز جنگ تلقی نمی‌شدند.

با این حال، این بدان معنا نیست که اسرائیل که در ماه‌های اخیر بیش از گذشته بر احتمال اقدام مستقل علیه توسعه توان موشکی ایران تمرکز کرده (و کمتر بر پرونده هسته‌ای) نتواند وضعیت فعلی را، فارغ از چگونگی شکل‌گیری آن، به‌عنوان یک «پنجره فرصت» برای همکاری با آمریکا تلقی کند؛ فرصتی که شاید در آینده نزدیک تکرار نشود. چنین همکاری‌ای می‌تواند در راستای پیشبرد اهداف اسرائیل در قبال ایران باشد: از تضعیف جدی توان موشکی گرفته تا تلاش برای سست کردن ثبات نظام.

حتی اگر بحران کنونی با ابتکار ترامپ آغاز شده باشد، این امر مانع از آن نیست که اسرائیل، در صورت باور به کارآمدی گزینه نظامی، بکوشد از این فرصت برای تحقق اهداف خود بهره گیرد.

۴) شاید سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از طریق اقدام نظامی ممکن نباشد؛ اما می‌توان آن را تضعیف و حتی بی‌ثبات کرد به‌ویژه اگر عملیات نظامی شامل «قطع سر» (هدف قرار دادن رأس هرم قدرت) و حمله به مراکز کلیدی قدرت و سازوکارهای سرکوب باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy