ابتدا تبریک عرض می کنم به خانواده های عزیزان از دست رفته در حوادث دی ماه امسال و نیز تمام عزیز از دست دادگان ۴۷ سال کابوس جمهوری نکبت اسلامی.
بعد تشکر می کنم از اسراییل و امریکا که اکثریت مردم ایران را با این عمل دقیق نظامی شاد کردند و امید به تغییر این نظام منحوس را که در طول ۴۷ سال حاکمیت بربرمنشانه کم رنگ و تبدیل به ناامیدی شده بود دوباره در دل ها زنده کردند.
به تمام عزیزانی که با قلم و قدم طی این سال ها منتظر دیدن چنین روزی بودند تبریک می گویم.
بخصوص به مامان ستار نازنین که امیدوارم با دیدن سقط شدن سدعلی آدمخوار اندکی درد ستارش در دل او تسکین پیدا کرده باشد.
طرف از سر قبر دشمن اش که برگشت مردم دیدند سرتاپای اش خاکی و لباس اش دریده شده. فکر کردند از غصه ی او به این روز افتاده. به او گفتند تو که دشمن یارو بودی چرا این شکلی شدی؟ یارو در حالی که داشت خاک از لباس اش می گرفت گفت: آخه بدجوری مقاومت می کرد!
باور کنید یا نه من هنوز خودم در شوک هستم و فقط می خواهم بخوابم. بخوابم بعد که بیدار شدم به سایت ها نگاه کنم مطمئن شوم که خبر سر جای اش هست و شوخی و دروغ نیست. حتی با این پاهای از کار افتاده و تحذیرها، اگر در هامبورگ تجمعی بر پا شود، می خواهم در این تجمع شرکت کنم و چهره ی شاد عزیزان ام را در این جا ببینم. شوخی نیست. ۴۷ سال در حالت کابوس بودن کم مدتی نیست. سد علی دونگ و به قول دوستی «دبنگ»، چنان به منبر قدرت چسبیده بود که انگار هرگز آن را رها نخواهد کرد. اما او هم مثل همه ی خونخواران جهان عاقبت این تخت منحوس را رها کرد و به دَرَک واصل شد.
امروز فقط می خواهم شاد باشم و شادی شما را هم با حرف های منطقی زایل نکنم. حرف های منطقی بماند برای فردا که از خواب بیدار شدیم.
فقط اشتباه نکنیم و یادمان نرود که جمهوری نکبت هنوز اینجاست. سدعلی حذف شد ولی نظام اش پا بر جاست. فردا و فرداها در این باره با هم گفت و گو خواهیم کرد.

















