حضرات آیات عظام،
مراجع معظم تقلید و علمای محترم شیعه
دامت برکاتهم
با سلام و احترام،
این نامه را با اذعان به جایگاه ریشهدار و تاریخی مرجعیت و دانشیان شیعه و با درک مسئولیتی که در قبال ایمان، اخلاق عمومی و صیانت از سرمایه معنوی جامعه بر دوش دارید، به نمایندگی از بسیاری از فعالان سیاسی مسئول در ۴۷ سال اخیر،خطاب به شما مینویسم. سخن ما از سر خصومت نیست؛ از سر دغدغه نسبت به سرنوشت ایران و آینده ایران و مردمی که هنوز دین در این سرزمین را رها بخش میدانند است.
حوزههای علمیه در سنت دیرینه خود، همواره استقلال از قدرت سیاسی را مایه حفظ شأن و اعتبار خویش دانستهاندو حکومت را فقط در شان امام غایب میدانند ، همین استقلال بود که مرجعیت را در مقاطع حساس تاریخی به پناهگاه مردم بدل ساخت و اعتماد عمومی را برای آن حفظ کرد.
امروز ما در مقطعی حساس از تاریخ خود ایستادهایم؛ مقطعی که هم بیش از هر زمان دیگر نیازمند وحدت ملی هستیم و هم میراثدار ایران عزیز با همه تنوعهای فکری، مذهبی و آیینی آن. ایران خانه مشترک همه ایرانیان است و آینده آن نباید قربانی تداوم خطاها و انسدادهای سیاسی شود.
اداره کشوری در جهان امروز، نیازمند تخصص، تجربه و پاسخگویی است. آمیختگی کامل دین با ساختار اجرایی قدرت، نه به نفع حکومت است و نه به نفع دین. هر ناکارآمدی سیاسی، هر بحران اقتصادی و هر تصمیم پرهزینه، در ذهن جامعه به پای دین نیز نوشته میشود. این روند اگر ادامه یابد، بی شک سرمایه چندصدساله اعتماد به مرجعیت آسیب خواهد دید.
حداقل کاری که میتوان در چنین شرایطی انجام داد، حفظ فاصله و عدم همراهی با عملکردهای حکومتی است که موجب رنج و کشتار وحشیانه عمومی شده است. بیش از آن، همدردی آشکار با خانوادههای داغدار، دفاع از عدالت، و ایستادن در کنار کرامت انسانهاست؛ همان عدالتی که در سیره امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب، محور حکومتداری شمرده میشد. سنت پیامبران و اولیای الهی نیز همواره دفاع از مظلوم و مهار قدرت بوده است، نه توجیه آن.
امروز بسیاری از مردم احساس میکنند که صدایشان شنیده نمیشود و نگاهشان دیده نمیشود. وقتی سازوکارهای رسمی مجال اصلاح درونی را از دست بدهند، جامعه به سوی بیاعتمادی عمیق حرکت میکند. چنین وضعیتی به سود هیچکس نیست.
میدانم در حوزههای علمیه و در میان طلاب، انسانهای شریف و دغدغهمندی حضور دارند که با تمرکز مطلق قدرت و بیاعتنایی به نقد، موافق نیستند؛ اما احساس تنهایی میکنند و پشتوانهای علنی از بزرگان نمیبینند. نقش شما میتواند ایجاد همان پشتوانه اخلاقی باشد؛ نشانهای روشن که نشان دهد مرجعیت در کنار مردم ایستاده است، نه در ذیل قدرت.
در آینده ایران، تلاش همگی ما بر آن است که با همکاری همه نیروهای مسئول ــ از جمله شما پرچمداران دین و اخلاق ــ از شکلگیری انتقامگیریهای کور و درگیریهای داخلی جلوگیری شود. گذارهای تاریخی اگر با هدایت اخلاقی همراه نباشند، میتوانند به خشونت و بیثباتی بینجامند. حضور فعال و مسئولانه شما میتواند ضامن یک گذار کمهزینه و مبتنی بر عدالت و مدارا باشد.
حوزه و مرجعیت میتوانند در کنار مردم و همراه یک حکومت آزاد و قانونمدار قرار گیرند، نه در تقابل با جامعه و نه در ادغام کامل با یک قدرت ظالم سیاسی. اکنون زمان آن است که آشتی حوزه سنتی با مردم بهصورت آشکار و ملموس جلوهگر شود.
بیایید به وظیفه انسانی خود بیندیشیم و دست در دست یکدیگر، فردایی را بسازیم که در آن ایران آباد، آزاد و برخوردار از عدالت، مأمن همه فرزندانش باشد و دین خدا را از حکومت جدا و بیش از این بازیچه حاکمانی مخرب و انحصارطلب نشود که همواره نسبت به مصالح و آینده ایران و ایرانی بی اعتنا بوده و می باشند.
با احترام
مهرداد خوانساری
مرکز ایرانی مطالعات سیاسی
۲ مارس ۲۰۲۶
















