تعصبگرایی یا محمد، پیامبر
نویسنده: ولتر ۱۶۹۴-۱۷۷۸، فرانسه
ترجمه: آزاده سپهری
نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی
اسفند ۲۵۸۴
زمان برای خوانش ۱۲ دقیقه
پیشگفتار
امروز میخواهم اثری شگفتانگیز را به شما معرفی کنم که با تیزبینی و نقد بیرحمانهاش، ساختارهای قدرت دینی را کالبدشکافی میکند: «تعصب یا محمد، پیامبر» از ولتر، که در اصل با عنوان فرانسوی Le Fanatisme, ou Mahomet le Prophète در سال ۱۷۴۱ نوشته شد. این نمایشنامه در ترجمه فارسی آزاده سپهری منتشر شده و نخستین چاپ آن تابستان ۲۰۲۱ توسط نشر فروغ در کلن منتشر گردیده است.
این اثر در حدود ۱۴۰ صفحه، بررسیای موجز ولی بنیادی از جنبههای تاریک تعصب دینی، بهویژه در بستر اسلام ارائه میدهد. این فقط سندی تاریخی نیست، بلکه فریادی پرشور علیه نابردباری، ریاکاری و خشونت مبتنی بر ایدئولوژی است.
درباره ترجمه و کیفیت آن
آزاده سپهری با ترجمهای زبانی و محتوایی درخشان، اثری ارائه داده است که در عمق، ریتم و قدرت بیان چیزی از متن اصلی کم ندارد. او با مهارتی چشمگیر لحن طنزآلود و گزنده ولتر، منطق شفاف و ژرفای فلسفیاش را به زبان فارسی منتقل کرده است.
ویژهگی برجسته ترجمه، حفظ تنش دراماتیک و تیزی سخنوریای است که آثار ولتر را بینظیر میسازد. زبان روشن و قابلفهمی که سپهری حفظ کرده، این اثر را برای طیف گستردهتری از خوانندگان قابلدسترس ساخته است، امری که برای اثری با چنین پیچیدگی ادبی و تاریخی امری بدیهی نیست.
همچنین آشکار است که ترجمه نهتنها از نظر زبانی دقیق، بلکه از لحاظ فرهنگی نیز حساسانه صورت گرفته است. برای نمونه، زمینه تاریخی با دقت معرفی میشود، بیآنکه خواننده امروز را با پاورقیها یا توضیحهای زیاد خسته کند. این ترجمه توازنی میان وفاداری به اثر و خوانایی ایجاد کرده است.
بررسی محتوایی
ماجرای نمایشنامه در مکه و مدینه در دوران پیامبر اسلام میگذرد. ولتر محمد را نه بهعنوان پیامبری الهامگرفته، بلکه بهعنوان سیاستمداری قدرتطلب و پیامبری خودخوانده ترسیم میکند. همین انتخاب شخصیت خود اقدامی تحریکآمیز است، چرا که محمد در جهان اسلام شخصیتی است که انتقاد از او تقریباً ممنوع است.
این روایت، کوششی برای بازسازی تاریخی نیست، بلکه تمثیلی فلسفیـنمایشی درباره قدرت، فریب و کورشدگی دینی است.
در مرکز داستان، قتل یکی از فرمانداران مکه قرار دارد؛ قتلی که محمد آن را طراحی میکند تا با ساختن یک شهید، نبوت خود را مشروع جلوه دهد.
او به همراه همدستش، عمر، نقشهای بیرحمانه میچیند که نهتنها رقیبان سیاسی را حذف میکند، بلکه وفاداریهای شخصی را نیز از بین میبرد، با هدف رسیدن به قدرت مطلق بر مؤمنان.
نکته قابلتوجه: آن شهیدی که باید قربانی شود، پسر همان فرمانداری است که قرار است کشته شود، طعنهای دردناک که ولتر عمداً انتخاب میکند. این نکته بهعنوان تمثیلی از سوءاستفاده تعصبآلود از دین عمل میکند؛ جایی که حتی پیوندهای خانوادگی در راه ایدئولوژی قربانی میشوند.
ولتر انگشت بر زخم عمیق سلطه دینی میگذارد: سوءاستفاده از امر الهی برای مشروعیتبخشی به امور دنیوی. روایت او رادیکال است و درست به همین دلیل تأثیرگذار.
اهمیت فلسفی و اجتماعی
آنچه این اثر را فراتر از داستانش ماندگار میسازد، پرسشهای جهانشمولی است که مطرح میکند:
- تعصب از کجا زاده میشود؟
- چگونه دین به ابزار قدرت بدل میشود؟
- چه میشود وقتی ایمان قابلپرسش نیست؟
اگرچه داستان در قرن هفتم میگذرد، اما شباهت آن با امروز آشکار است. تعصب پدیدهای تاریخی نیست، بلکه همچنان در اشکال گوناگون حضور دارد. ولتر ایمان را هدف قرار نمیدهد، بلکه ایستایی دگماتیک را نقد میکند، زمانی که منافع قدرت با ادعای حقیقت مطلق دینی گره میخورد.
این اثر در حقیقت دفاعی از خردگرایی، مدارا و استقلال فکری است، ارزشهایی که در بسیاری جوامع هنوز هم تهدید میشوند.
شجاعت تاریخی و ریسکپذیری
نباید فراموش کرد که ولتر این اثر را در دورهای نوشت که مسیحیت نیز در اروپا ساختار قدرتی قوی داشت. با انتخاب اسلام بهعنوان هدف انتقاد، او توانست از برخی موانع سانسور بگریزد، ولی در عوض با اتهام به خطر انداختن صلح میاندینی روبهرو شد.
در واقع این اثر مدتی ممنوع شد، نه بهخاطر احترام به احساسات مسلمانان، بلکه بهخاطر ترس از اینکه این اثر نقدی کلی بر دین تلقی شود. آثار ولتر در کنار دیگر اندیشمندان نقاد عصر روشنگری، نه از روی نفرت، بلکه بهخاطر عشق به عقلانیت نگاشته شدهاند.
برداشت شخصی
مایلم تأکید کنم که این ارزیابی، برداشت شخصی من است. اما صادقانه بگویم: نمیتوانم نقدی بر این اثر وارد کنم. درخشش استدلالهای ولتر و فشردگی دراماتیک روایت او، «تعصب یا محمد، پیامبر» را به متنی ضروری برای هرکس بدل میسازد که بخواهد با خطرات نابردباری دینی، توطئههای سیاسی و آمیختگی قدرت با اخلاق روبهرو شود.
اینکه اکنون این اثر با ترجمهای عالی به فارسی در دسترس است، آن را ارزشمندتر میسازد--بهویژه برای مخاطبانی که با واقعیتهای سیاسی و دینی خاورمیانه آشنایی دارند و میتوانند عمق این نقد را بهتر درک کنند.
شعری از حافظ بهعنوان مکمل ادبی
بهعنوان کسی که در ادبیات فارسی ریشه دارد، مایلم این نوشته را با چند بیت از خواجه حافظ شیرازی (۱۳۱۵-۱۳۹۰ میلادی) به پایان برسانم، یکی از بزرگترین شاعران و عارفان ایران. حافظ نهتنها الگوی ادبی گوته بود، بلکه مانند ولتر، منتقد سرسخت ریاکاری دینی در زمان خود نیز بود.
این ابیات بازتاب اشتیاق به حقیقت و خطراتی است که این جستوجو میتواند به همراه داشته باشد:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
تفسیر:
- بیت نخست: جستوجوی حقیقت از درون آغاز میشود. ما اغلب در بیرون، در متون، یا نظامهای فکری به دنبال آن میگردیم، در حالیکه درک ژرف از دل آغاز میشود.
- بیت دوم: حقیقت بهایی دارد. در نظامهای اقتدارگرا, چه دینی، چه سیاسی, بیان حقیقت اغلب به مرگ اجتماعی، روانی یا حتی فیزیکی منجر میشود.
اندیشه پایانی
نمایشنامه ولتر و اشعار حافظ، هر یک به شیوهای متفاوت، ما را به درکی مشترک میرسانند: حقیقت نیازمند شهامت است، آزادی بدون روشنگری دوام نمیآورد، و ایمان نباید هرگز به سلاح بدل شود.

















