
جان ایران در ژرفای اندیشههاست
گوهراناش رُبودنی نیست
و تپشهایاش در زمان پراکنده است
با گلولهها زدنی نیست
*
این زنان که آزادی را
چنین سرفرازانه به اوج میبرند
یادگار زریراناند
جهانهای پهلوانی را آزمودهاند
*
این زنان که با گربادها میرقصند
و در چشمهای توفانها کولاک میکنند
از دل فرهنگ این سرزمین برآمدهاند
*
این جوانمردان
برآمدگان دانشگاه سرفرازی و آزادیاند
سیمرغیاند، آسمانیاند
*
ایرانیان به هزاران زبان سخن میگویند
که شیخ نمیتواند دریابد
و در هزاران میدان همدیگر را مییابند
که شیخ نمیتواند ببیند
*
در این روزهای نفسگیر
ایران
با ارتش جانبازاناش
و با یاد جانسپاراناش
از هفتخان تاریک اهریمنان
به سوی روشنایی گذر میکند
*
رضا فرمند
*

اندر اوصاف کنگره نشینان و ...، م.سحر
















